یک جای کارمی لنگد

مدتی است که از پخش سریال طنز تلویزیونی «شبکه سه و نیم» می گذرد و این برنامه که به کارگردانی داریوش کاردان تولید شده است
کد خبر: ۷۲۱۵۸
، تا به حال نتوانسته جای خود را در میان برنامه های پرمخاطب و محبوب تماشاگران باز کند.
به نظر می رسد این برنامه مطابق معمول روند پخش مجموعه های مشابهش در سالهای گذشته برای ادامه احتیاج به یک خانه تکانی و تحول اساسی دارد و در غیر این صورت قادر به جلب رضایت مخاطب نخواهد بود.
داریوش کاردان که سابقه تولید نخستین مجموعه های طنز تلویزیونی را در سالهای 75و 76دارد، مدتها پیش توانست با خلق یک شخصیت تیپیک دوست داشتنی و کمیک به نام استاد خرناس در رادیو طرفداران زیادی پیدا کند. یکی از دلایل اصلی محبوبیت این برنامه طرح مسائل انتقادی و اجتماعی بود.
استاد خرناس به دلیل لحن طنزآمیزش برای شنونده های رادیو جذاب بود و از طرفی به علت طرح مشکلات آنها شنیدن برنامه به مذاقشان خوش می آمد.
محبوبیت این شخصیت رادیویی ، شاید مهمترین محوری بوده که داریوش کاردان با تکیه بر آن توانسته است دست به کار ساخت یک سریال طنز تلویزیونی بزند. کاردان در نخستین قدم برای شروع کار به یک داستان یا فضای داستانی نیاز داشت که رویدادهای سریالش را در آن فضا ترتیب دهد. از طرفی چند سالی است که طنزهای روتین تلویزیونی استفاده از فضاهای شغلی را برای کارهایشان مرسوم کرده اند.
بعد از دفتر روزنامه (بدون شرح)، شعبه بانک (بانکی ها)، باغ (باغچه مینو)، فرودگاه (کمربندها را ببندیم) و... که تا اندازه ای به علت گروه شخصیت ها و موقعیت های جذاب داستانی توانستند اشتراک شغلی را به عنوان یک ابزار مهم معرفی کنند، کاردان هم تصمیم گرفت این روند را در سریالش دنبال کند.
او با تکیه بر این تجربیات ، محور مکانی سریالش را یک شبکه تلویزیونی قرار داد که چند کارمند جوان در آن مشغول به کارند.
شبکه تلویزیونی به واسطه امکاناتی که می تواند به سازندگان یک برنامه طنز بدهد، فضای بسیار خوبی است که بخشی از برنامه را به عنوان تولیدات شبکه شامل می شود و از طرف دیگر بخشی از آن نیز می تواند به سازندگان برنامه و رویدادهایی که در شبکه اتفاق می افتند اختصاص داشته باشد. اما کاردان باتجربه در شبکه سه و نیم نتوانسته بخوبی از این ابزارهای مناسب و مختلف استفاده کند.
استاد خرناس محبوب رادیو در این شبکه با ادا و اطوارهای غلوآمیز و اغراق شده ای که درمی آورد و تاکیدی که در پرداخت نقش او برای تقابل با داریوش کاردان انتخاب شده ، بعید به نظر می رسد بتواند به یک تیپ دوست داشتنی در تلویزیون مبدل شود. این شخصیت که نقش آن را هم خود کاردان بازی می کند، محور اصلی سریال است ؛ اما کارکرد لازم را در برنامه از دست می دهد و نمی تواند در خدمت روایت کمیک آن باشد.
بیشتر سریال هایی که طی چند سال گذشته از شبکه های مختلف سیما پخش شده اند، همواره یک ویژگی مثبت را که در خدمت طنز بوده است ، داشته اند. ویژگی هایی چون تکیه بر تیپ سازی و موقعیت پردازی مناسب کمیک ، نوآوری در پرداخت طنز و تکیه بر داستان اما کاردان در برنامه اش بیش از آن که توانسته باشد چیز جدیدی را ارائه کند، درگیر تکرار مکانیکی و تقلید شده است.
این 2ویژگی مهمترین آسیبهای یک برنامه تلویزیونی به شمار می روند که متاسفانه «شبکه سه و نیم» هم سخت به آن دچار شده است. هر قسمت از برنامه «شبکه سه و نیم» بر مبنای رویدادهای یک شبکه تلویزیونی است.
از طرف دیگر خرده روایت هایی هم به صورت تک پرده های کوتاه بر روی این روایت اصلی قرار می گیرند. روایت اصلی اگرچه در هر قسمت به دلیل موضوع جدیدش حرکتی متفاوت در مضمون می یابد؛ اما به دلیل این که هیچ خلاقیت و پرداخت جدیدی را شامل نمی شود، ناخواسته درگیر تکرار می شود. در هر قسمت ، آدمهایی با درگیری ها، خصوصیات و حرفهای مشابه مدام تکرار می شوند. این تکرار مکانیکی تاثیری را هم که بداهه و بازیگری می تواند بر جذابیت ظاهری برنامه داشته باشد، از بین برده است.
از طرف دیگر، تک پرده ای های تولیدی «شبکه سه و نیم» که به نوعی دارای استقلال روایت هستند نیز تقلیدی از برنامه های مختلف تلویزیونی محسوب می شوند که قبلا بارها و بارها در جنگهای مشابه تقلید شده و قابلیت کمیکشان را از دست داده اند چه رسد به این که در هر قسمت برنامه هم بخواهند تنها با تغییر موضوع به صورت مکانیکی تکرار شوند. تنها نوآوری ای که در «شبکه سه و نیم» نسبت به طنزهای مشابه وجود دارد، زیرنویس های تلویزیونی است.
گرچه این زیرنویس ها هم هر چه از تعداد قسمتهای پخش شده مجموعه می گذرد، به دلیل تکرار مداوم جذابیتشان را از دست می دهند.
بخش دیگری که در برنامه زیاد به چشم می خورد و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت ، مربوط به آرم شبکه و مانور بر روی آن است که در کنار انیمیشن های آن زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد.
مثلا پس از شروع و بعد از اتمام «نود و سه و نیم» انیمیشن توپ و دروازه پخش می شود. یعنی در هر قسمت از «شبکه سه و نیم» حدود یک دقیقه صرف تکرار مداوم یک انیمیشن می شود. گذشته از اینها، یکی از اساسی ترین عوامل موفقیت طنزهای تلویزیونی در سالهای اخیر بازیگران بوده اند.
بررسی تجربه موفقیت و دلایل استقبال تماشاگر از این گونه برنامه ها که در درجه اول با هدف سرگرم کردن مخاطب تولید می شوند، نشان می دهد بازیگران به راحتی می توانند باعث محبوبیت یک برنامه در تلویزیون بشوند. داریوش کاردان در نقش استاد خرناس ، معصومه کریمی منشی ، هادی کاظمی ناظر و حمیدرضا شریف نیا در نقش آبدارچی بازیگران اصلی «شبکه سه و نیم» هستند که تقریبا شیوه بازی همه آنها در یک سطح است و هیچ کدام قادر به ارائه یک کمدی قوی و مخاطب پسند نیستند و تنها بهنوش بختیاری که قبلا تجربه موفق همکاری با رضا عطاران و مهران مدیری را پشت سر گذاشته در نقش منشی صحنه توانسته یک بازی روان و تقریبا جذاب را در مقایسه با سایر همبازی هایش ارائه کند.
در مجموع کاردان در مورد بازیگران نتوانسته تیم خوبی را برای شبکه اش دور هم جمع کند و یکی از دلایل مهمی که یک جای کارش می لنگد هم همین است.

مهدی نصیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها