سال 72با خریداری تجهیزات میکس کامپیوتری از سوی صدا و سیما، نوع دیگری از زیبایی شناسی (زشت شناسی) تصویری در تلویزیون پا گرفت شیفتگی غریبی به اعوجاج خود را نشان داد و می دیدیم گوینده در یک فضای مجازی نشسته و صحبت می کند و گاه پشت سرش چیزهایی می پکد و می رقصد و کله معلق می زند.
امکانات بی نظیر تجهیزات جدید (انواع افه های تصویری ممکن) بدون سلیقه مشخصی ، به نمایش گذاشته شد و اجرای انواع شعبده بازی ها تصویری به صرف امکانشان ، مجاز شمرده شد و اعصاب تماشاگران به همراه امکانات جدید تا مدتها ابزار دست شیفتگان اعوجاج بود.
باید پذیرفت ، آن بی بندوباری ابتدایی در استفاده از تصاویر رایانه ای امروز کمتر به چشم می خورد؛ اما متاسفانه گرایش غالب استفاده کنندگان از جلوه های مجازی همچنان در سطح سلیقه تدوین گران فیلمهای عروسی باقی مانده است.
کاش جایی بود...
اول می گوییم کاش جایی بود که گرافیست تلویزیونی پرورش می داد، یعنی مدت 4سال متخصصی را پرورش می داد که وجودش در تلویزیون ضروری است.
بعد می فهمیم چنین جایی وجود دارد؛ دانشکده صداوسیما دریکی از گرایش های تخصصی گرافیست تلویزیونی تعلیم می دهد؛ کسانی که یک بار و برای همیشه باید به سوالات ابتدایی مطلب پاسخ دهند و به فکر چشمان (و شعور) مخاطبشان باشند. این که به طور همزمان شاهد نابلدی و از سویی تعلیم افراد متخصص باشیم ، قضیه بغرنجی است که حلش قطعا از وظایف مدیران سازمان است.
لازم است گروهی پیگیر این ماجرا شوند که از لحظه ورود یک دانشجوی صداوسیما در رشته گرافیک تلویزیونی تا انجام اولین کار حرفه ای اش چه اتفاقاتی می افتد و باید در چه چیزهایی تجدید نظر شود. تلویزیون ما قرار است پابرجا باشد.