نهضت جنگل تا آزادسازی خرمشهر به تصویر کشیده می شود

گروه حماسه و دفاع شبکه یک سیما در سریالی داستانی به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی قصه ای عاشقانه در بستر تاریخ ایران را روایت می کند.
کد خبر: ۶۶۸۵۱

بازار تهران در سالهای ابتدایی همین سده در بازارچه شهرک سینمایی غزالی آماده تصویربرداری است ، تا یکی دیگر از سکانس های «در چشم باد» شکل بگیرد.مسعود جعفری جوزانی که در مخاطب قرار دادن همه عوامل از عبارت «عموجان» استفاده می کند روی صندلی لم داده و در کنار مجری طرح به پیپ خود پک می زند. 27 مهرماه سال 82 ، در منطقه ای در حد فاصل ماسوله و فومن پس از 6 ماه ، پیش تولید ساخت این سریال آغاز شده است . اواخر همان سال «در چشم باد» از وزیدن ایستاد و سرانجام پس از آنکه پرونده تهیه آن میان چند دفتر تولید فیلم و سریال چرخید؛ حبیب الله کاسه ساز پذیرفت که تولید این سریال را ادامه دهد.حالا از آن زمان ، نزدیک به 2 سال گذشته است . بیژن ، نادر و فاطمه فرزندان میرزا حسن ایرانی نسبت به 2 سال قبل بزرگ تر شده و قد کشیده اند. آنها امروز به دنبال رضا قلی خان دوست پدرشان به این بازارچه آمده اند. گروه در حال تدارک سکانس 95 فیلمنامه برای فیلم برداری است تا این صحنه را در حضور خبرنگاران ثبت و ضبط کنند. داستان هنوز روایت گر بخش کودکی است .امروز قرار است بیژن و نادر در قهوه خانه بازار با تاجری آشنا شوند که نقش او را رضا شفیعی جم ایفا می کند.جوزانی توانسته در عرض 2 سال 30 درصد از قصه «در چشم باد» را مقابل دوربین ببرد. او قصه دو خانواده را می گوید. یکی خاندان ایرانی است که نقش پدر را سعید نیکپور ایفا می کند. میرزا حسن با دو پسر، همسر و دخترش فاطمه یک محور داستان است و خانواده تاجیکی الاصل که در کنار میرزا مبارزه کرده ، محور دیگر داستان است . عبدالرزاق یکی از هنرمندان تاجیک در نقش پدر این خانواده تاجیکی ، مقابل دوربین رفته است . او دختری به نام لیلی دارد ، لیلی با بیژن رابطه ای عاطفی دارد.جوزانی ادامه می دهد: پس از شکست قیام جنگل ، نیروهای سردار سپه خانه جنگلی ها را آتش می زنند. میرزا حسن با بازی سعید نیکپور پس از شکست میرزا به همراه خانواده به تهران کوچ می کند. سال 1300 است و پدر در چاپخانه ای مشغول به کار شده است . او همانجا روزنامه جنگل را چاپ می کند. سالها بعد در شهریور 1320 ، بیژن خلبانی است در فرودگاه قلعه مرغی تهران . او به همراه خلبانی دیگر با به پرواز در آوردن هواپیماهایشان به خطوط متفقین حمله می کنند. هواپیمای بیژن در شمال کشور سقوط می کند. او اسیر می شود و حالا لیلی که یک بلشویک شده ؛ در ارتش روسها به عنوان بازجو به سراغ او می آید. آنها در نهایت عشق دوران کودکی را ترجیح می دهند و با هم فرار می کنند.سال 1361 هجری شمسی ، بیژن و برادرش در امریکا هستند. بیژن استاد دانشگاه هاروارد و جراح مغز و اعصاب است و نادر تاجری موفق . نامه ای به دست بیژن می رسد. به او خبر می دهند که همسرش لیلی تیرباران نشده ؛ زنده است و حالا پسر او در جبهه جنگ درخرمشهراست .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها