جذب مخاطب با گفت‌وگو

کد خبر: ۵۹۵۳۸۰
جذب مخاطب با گفت‌وگو

گفت‌وگو به‌عنوان پایه و لازمه ارتباط، محور اصلی ساخت برنامه در رسانه‌های جمعی است و اساسا یکی از کارکردها و مصادیق رسانه گفت‌وگو و تعامل است. از این منظر، تلویزیون به‌عنوان رسانه‌ای پرنفوذ و تاثیر‌گذار همواره از این ساختار بهره گرفته و به برنامه‌سازی بر محور گفت‌وگو توجه خاصی داشته است. دست‌اندرکاران تلویزیون از دیرباز بر آن بود‌ه‌اند که فاصله میان مخاطب با عوامل اجرایی را به حداقل رسانده و امکانی فراهم آورند که ارتباط یکسویه رسانه با مخاطب وجه متقابلی هم پیدا کند و این نوع برنامه‌ها دستمایه مناسبی برای رسیدن به این مقصود محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، برنامه‌های گفت‌وگو‌محور یکی از پرطرفدارترین آیتم‌های تلویزیونی در جهان محسوب می‌شود. برنامه‌هایی که قدمتی به اندازه خود رادیو و تلویزیون دارند، یک گونه جذاب تلویزیونی که در طول زمان امتحان خود را پس داده و به یکی از پربیننده‌ترین‌ها تبدیل شده، برنامه‌سازان می‌دانند این‌گونه برنامه‌ها با توجه به گستردگی و امکانی که برای ارزیابی و تحلیل و همچنین برآورده کردن نیاز روزمره مخاطب در رشته‌های مختلف ایجاد می‌کنند، همیشه از سوی مخاطب مورد استقبال قرار می‌گیرند و در عین حال از وجه حرفه‌ای تولید هم برای برنامه‌سازان چالش‌هایی به همراه دارند.

باز شدن فضای نقد

نخستین برنامه‌های گفت‌و‌گومحور تلویزیون در دوران اخیر با گفت‌وگوها و بحث‌های چالشی با مدیران و مسئولان عالی‌رتبه اجرایی کشور شکل گرفت، برنامه‌هایی که بخصوص با گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو با اجرای مرتضی حیدری بشدت گل کرد و مورد استقبال افکار عمومی قرار گرفت. هرچند این‌گونه برنامه‌ها در برخی موارد جنبه رسمی یا خشک پیدا می‌کرد، اما بی‌تردید یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای اجتماعی آنها بازشدن فضای گفت‌وگو و تحمل نظر منتقد و الزام به پاسخگویی بود. از سوی دیگر، این نوع برنامه‌ها مسئولیت مدیران را در برابر جامعه افزایش می‌داد، از این‌رو در مجموع برآیند این برنامه‌ها بسیار خوب و مثبت بود، چرا‌که راه را برای آغاز حرکتی جدید در این عرصه باز می‌کرد.

نیمه دوم دهه 80 را باید آغاز موج تازه و متفاوت برنامه‌های گفت‌وگومحور در صداوسیما دانست، مقطعی که این نوع برنامه‌ها در فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه رونق بسیاری گرفت. این‌بار برخلاف گذشته تنها از گفت‌وگوهای صرف و تا حدی خشک خبری نبود و برنامه‌های ترکیبی در اشکال مختلف مهمان خانه‌ها شدند.

«باز هم زندگی» با اجرا و کارگردانی بیژن بیرنگ یکی از نخستین نمونه‌ها بود. برنامه‌ای متفاوت و حرفه‌ای که در آن بیرنگ خلاقانه با دعوت از تماشاچیان سعی می‌کرد فضای برنامه‌اش را زنده‌تر و پویاتر کند. انتخاب مهمانانی که موفق اما ناشناخته بودند به این برنامه حال و هوای تازه‌ای می‌بخشید و ساخت این‌گونه آثار را در مسیر جدیدی قرار می‌داد.

به طور کلی، برنامه‌های گفت‌وگومحور یک ماهیت مشخص دارند، به گونه‌ای که همه آنها در جریان برگزاری یک گفت‌وگو تلاش می‌کنند تا مسائل مختلفی را مطرح و نتیجه مشخص و قابل قبولی نیز از آن بگیرند. از این منظر، هدف از طراحی این نوع برنامه‌ها توجه به مسائل و موضوع‌های مختلفی است که در یک حرفه، قشر یا اجتماع وجود دارد و مجری برنامه سعی می‌کند این مسائل را شفاف‌سازی کند. با وجود این، اما بتدریج آیتم‌ها و عناصر جدیدی قدم به این برنامه‌ها گذاشت تا بر جذابیت محتوایی و بصری آن بیفزاید. سرگرمی یکی از این عناصر بود که پیش از آن در این‌گونه برنامه‌ها جایی نداشت، این‌گونه بود که پای چهره‌ها و ستاره‌های مشهور عرصه‌های مختلف سینما، تلویزیون، تئاتر، موسیقی و ورزش به این گونه آثار باز شد تا تضمینی برای موفقیت این برنامه‌ها باشد.

گفت‌وگو در چراغ خاموش

گرچه این برنامه‌ها در نگاه اول به قصد سرگرم کردن مخاطب ساخته می‌شد، اما در عین حال شناخت تازه‌ای نیز از یک موضوع یا یک شخص در اختیار آنها قرار می‌داد. صندلی داغ از نخستین برنامه‌هایی بود که با انتخاب مهمانانی معروف و مشهور توانست یک برنامه گفت‌و‌گومحور جذاب را رقم بزند. برنامه‌ای که به دلیل استقبالی که از آن شد تا چند سال بعد و با حضور مجریان متعددی چون داریوش کاردان، احمد نجفی، زنده‌یاد منوچهر نوذری و امیرحسین مدرس به حیاتش ادامه داد. صندلی داغ تحولی در این عرصه بود و پس از آن بود که بسیاری از برنامه‌سازان برای تکرار این‌گونه موفق و پرمخاطب وارد این عرصه شدند.

«تیک‌تاک» یکی از این آثار بود که تلاش می‌کرد با ساختار و فرمی جدید، گفت‌وگو‌های متفاوتی را برای مخاطبان شبکه دو ترتیب دهد. نبود مجری و انتخاب دو مهمان به‌عنوان گردانندگان اصلی برنامه که خود سوال و جواب می‌کردند و هدایت برنامه را به عهده داشتند، اصل مهم این برنامه بود که تفاوت جالبی را در برنامه‌های هم‌خانواده خود ایجاد کرد. «مثلث شیشه‌ای»، «شب شیشه‌ای» و «چراغ خاموش» هم از نمونه‌های موفق دیگری بودند که به صورت روتین و طولانی‌مدت پخش و به دلیل گفت‌وگوهای جنجالی با ستاره‌ها و چهره‌های عرصه‌های مختلف بشدت مورد استقبال بینندگان قرار گرفت.

هرچند حضور چهره‌های سرشناس، روال تولید برنامه‌های گفت‌وگو‌محور را به طور کامل دگرگون ساخت، اما بی‌تردید انتخاب و پرداخت موضوعات برنامه و از همه مهم‌تر، فرم و ساختار آن نیز نقش مهمی را در موفقیت این آثار ایفا می‌کرد.

این‌گونه بود که با تلفیق تمام این عناصر، یکی از پرطرفدارترین و ماندگارترین برنامه‌های تلویزیون متولد شد. کوله‌پشتی همه ساختارهای یک برنامه گفت‌وگو‌محور حرفه‌ای و خوش‌ساخت را با خود یکجا داشت؛ مجریان جوان و مسلط، مهمانان چهره و سرشناس، موضوعات متنوع و پرکشش و ریتمی تند. کوله‌پشتی با رعایت این قواعد بسرعت جای خود را در میان مخاطبان و بخصوص جوانان باز و جایگاهش را در میان سایر آثار مشابه تثبیت کرد و در سالیان بعد نیز تولید آن ادامه یافت. اما برنامه‌های گفت‌وگو‌محور این امکان را به مخاطب می‌دهد که با مصاحبه‌شونده رو‌دررو باشد، بخصوص که بیشتر این برنامه‌ها زنده بوده و بیننده می‌تواند بخوبی ارتباط با شخص مورد نظر را حس کند و با اعتماد کامل نسبت به پاسخ‌هایی که می‌شنود، راجع به موضوع، شخص یا پرسش مورد نظر قضاوت کند. از این‌رو کارشناسان رسانه، زنده بودن را یکی از ضرورت‌های یک برنامه گفت‌وگو‌محور می‌دانند، این ویژگی را باید به سایر جذابیت‌های این نوع برنامه‌ها چون موضوع و مهمانان آن افزود. از سوی دیگر، پخش مستقیم یا زنده، خود به تنهایی اعتمادبرانگیز است و این مهم سبب پیدایش احساس نزدیکی بیشتر بیننده با برنامه و افزایش رغبت او برای شرکت در برنامه می‌شود. موضوعی که برای برنامه‌سازان بسیار حائز اهمیت است و از این‌رو همواره سعی می‌کنند از راه‌های گوناگون چون پیامک، تماس تلفنی و پست الکترونیک پل ارتباطی مخاطبان با برنامه را برقرار سازند.

پارک ملت با اجرای محمدرضا شهیدی‌فر، نمونه موفق این نوع نگاه و رویکرد بود. برنامه‌ای که در راستای جذب مخاطب از دکورهای رنگارنگ با طراحی و گرافیک‌های پیچیده پرهیز کرده و با استفاده از رنگ‌های روشن و شاد و نورپردازی و دکورسازی ساده، به ارتباط بصری بهتر مخاطب به این برنامه کمک کرد. اما آنچه این برنامه را سرپا و پرمخاطب نگه داشت، انتخاب سوژه‌های پرکشش، شیوه پرداخت موضوع، استفاده از مهمانان و کارشناسان موثر و جذاب و نوع اجرای مجری آن بود. ضمن این‌که با پخش گزارش و مستندهای جذاب و متفاوت، ریتم و ضرباهنگ برنامه در وضعیت متعادلی نگه داشته می‌شد.

ساختاری تازه با ماه عسل

اما برنامه‌های گفت‌وگو‌محور در ادامه روند خود تنها به همین عوامل نیز قانع نشدند و این‌بار برای جذب مخاطب دست به دامان قصه شدند. سازندگان و تهیه‌کنندگان خوب می‌دانستند برنامه‌هایی که از قصه‌ای پرتعلیق برخوردار باشند، مخاطبان بیشتری را به خود جلب و جذب می‌کنند و این موضوع بخصوص در کشور ما که قصه و داستان در آن ریشه‌ای بسیار عمیق، فرهنگی و تاریخی دارد، حتی بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

توجه و پرداخت قصه در دل ساختارهای گفت‌وگومحور موضوعی بود که در برنامه «ماه عسل» مورد توجه قرار گرفت، ماه عسل اما با نمونه‌های پیشین یک تفاوت بارز و ویژه داشت. برنامه‌های قبلی بشدت شخصیت‌محور بود و اعتبار و جذابیت خود را از ستاره‌ها و مهمانان خود می‌گرفت. در این برنامه‌ها بیش از آن‌که جذابیت گفت‌وگو میان مجری و مهمان اهمیت داشته باشد، مهم حضور یک چهره سرشناس و مشهور بود تا مخاطبان زیادی را پای گیرنده‌ها بنشاند.

اما با ماه عسل اتفاق دیگری رقم خورد و این بار با چهره‌های گمنام و مهمانانی معمولی از میان مردم عادی جامعه برنامه‌ای شکل گرفت که تمام رقبایش را پشت سرگذاشت و مخاطبان بسیاری را در ماه رمضان پای تلویزیون نشاند. دیگر نیازی به ستاره‌های بزرگ و مشهور عرصه‌های مختلف نبود و قهرمانان برنامه را مردمی گمنام، اما با روحی بزرگ تشکیل می‌دادند.

بی‌شک یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این برنامه ‌‌و رمز متفاوت‌بودن آن را باید در نحوه و نوع رویکردی که در انتخاب مهمانان داشت، جستجو کرد. جذابیت این برنامه در موضوع و نحوه پرداخت آن بود که این برنامه را از نمونه‌های مشابه‌اش متمایز ساخته و به یک برند معتبر تلویزیونی در برنامه‌های ترکیبی تبدیل کرد. پرداختن به مسائل و مشکلات ملموس و عینی بخشی از اقشار جامعه آن هم از زبان مردم عادی که آن را تجربه کرده بودند، موجب شد پیام‌ها و حرف‌های این برنامه بر دل مخاطبش نیز بنشیند، گویی آنان مسائل و مشکلات و دغدغه‌های روزمره خود را از زبان این مهمانان می‌شنیدند. مهمانانی که در فضایی صمیمی از قصه‌هایی می‌گفتند که همه مردم به نوعی آنها را تجربه کرده بودند.

به این صورت دیگر نیازی به انتقال پیام‌های اخلاقی و تربیتی به صورت مستقیم به مخاطب نبود، چرا که او این پیام‌ها را به شکلی بسیار ظریف‌تر و از لابه‌لای حرف‌های همنوعان و شهروندان خود درک و در درونش نهادینه کرده و به آرامشی درونی دست یافته بود. اکنون رسانه به رسالت اصلی خود که همانا انعکاس واقعیت‌های اجتماعی است، عمل کرده و نزد مخاطبانش صداقت و اعتمادی دوچندان می‌یافت.

هرچند رسانه ملی با تولید و پخش این برنامه‌های متنوع بخوبی به رسالت خود در اطلاع‌رسانی، آموزش، سرگرم‌سازی و ترویج سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی جامه عمل پوشانده، اما مرور این روند رو به رشد که به تولید آثاری متفاوت و پرمخاطب منجر شده، حکایت از نیاز روزافزون جامعه به این‌گونه برنامه‌سازی دارد. به هر صورت، برنامه‌های گفت‌وگومحور با هر شکل و ساختاری که تولید شود، شکل ارتباطی‌شان دوسویه است و موجب ارتباط تنگاتنگ مخاطب با این برنامه‌ها و همچنین جلب اعتماد آنها به رسانه می‌شود. این شکل از ارتباط کامل‌ترین شیوه ارتباط و تعاملات انسانی شناخته می‌شود و دستیابی به این مقصود هدف هر رسانه‌ای است.

عرفان جلالی / جام‌جم

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها