حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چه عواملی در جذب مخاطبان یک برنامه معارفی تأثیر دارد؟
برنامههای معارفی سیما، همانطور که از عنوان آن مشخص است در راستای افزایش معرفت و آگاهی با تکیه بر دین و اعتقادات مردم فعالیت میکنند. از نگاه دیگر، تمام برنامههای تلویزیونی رسانه ملی میتوانند در چنین جایگاهی قرار گیرند و برنامه معارفی محسوب شوند؛ چراکه عموم برنامهها برای ایجاد آگاهی گام برمیدارند. حتی برنامههایی که در حوزه خبررسانی یا حتی سرگرمی و افزایش فرهنگ شهری و اجتماعی مردم فعال هستند نیز از این امر مستثنا نمیشوند.
اما تفاوت عمده برنامههای معارفی با دیگر برنامهها این است که با اعتقاد و باورهای مردم سر و کار دارند. همه ما بهعنوان مسلمان اعتقاد داریم موضوعات معارفی و قرآنی به خودی خود در مرتبه 100 (یعنی بالاترین مرتبه) قرار دارند و ما برای برنامهسازی اگر خیلی توانمند باشیم این موضوعات مهم را میتوانیم در همین مرتبه که هستند، نشان دهیم، اما مشکل جایی پیش میآید که به هر دلیلی امکان و قدرت نشان دادن این موضوعات را نداشته باشیم و حق مطلب را ادا نکنیم. بنابراین یکی از سختیها و ویژگیهای برنامههای معارفی، تصویر و تفسیر ارزشها و اعتقادات مذهبی با رعایت شأن و مرتبه آنهاست و به یقین، کسب چنین توانایی و یافتن راهکارهایی برای این کار، آسان نیست.
در این خصوص، کارهای بسیاری باید انجام داد تا یک برنامه واجد جذابیتهای لازم شود. اجرای مجری، انتخاب مهمانان، بخشهای برنامه، دکور و ارتباط متقابل با مخاطب، بخشی از مواردی است که با توجه به آنها و به کارگیری خلاقیت میتوان یک برنامه معارفی موفق را به تصویر کشید. متاسفانه در سالهای اخیر آنطور که باید و شاید، به برنامههای معارفی پرداخته نشده و سرمایهگذاری لازم صورت نگرفته است. برنامههای معارفی به مناسبتهای مذهبی مانند ولادتها و شهادتها منحصر شدهاند که در این میان، برخی از آنها با شکل و شمایل معمولی و تکرارشونده نتوانستهاند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
یعنی در برنامههای معارفی هم دچار تکرار و روزآمدی شدن، ممکن است موجب شود مخاطب از دست برود؟
بله، معتقدم اگر راه خود را با دقت و وسواس طی نکنیم مخاطب ما برای کسب آگاهی به سمت منابع دیگر میرود، در حالی که تلویزیون تاثیربسزایی در افزایش یا کاهش فرهنگ دینی و باورهای مردم دارد. البته باید به این نکته توجه داشت که متولیان برنامههای معارفی به دو بخش تقسیم میشوند. گروهی شامل مدیران میشوند که خوشبختانه اغلب این مدیران روحانی و تحصیلکرده حوزه هستند و دغدغه فعالیتهای مذهبی دارند، اما هرگاه به کاری به چشم انجام وظیفه نگاه شود، آن کار افت کیفی و نقصان و کمبودهای بسیاری خواهد داشت. مثلا کسی که موظف است برای یک برنامه مذهبی در ماه رمضان، میان برنامه یا بخشهایی انتخاب کند، اگر ذوق، علاقه و انگیزه کافی نداشته باشد، محصول خوبی ارائه نخواهد کرد. اما اغلب برنامهها توسط برنامهسازانی تهیه میشوند که در خود سازمان مشغول نیستند و برنامهها بیرون از سازمان صدا و سیما تهیه میشوند. درواقع سازندگان این برنامهها مجبور یا موظف به تولید نیستند و درگیر هزارتوهای اداری نمیشوند. در واقع اگر بخواهیم با نگاه آسیبشناسانه برنامههای معارفی را دنبال کنیم باید گفت این آسیبها به بیانگیزگی عوامل تولید مربوط نمیشود، بلکه به نگاه کلان مدیریتی در طرح و برنامه یک برنامه مذهبی برمیگردد که در کنار دیگر برنامهها، نیازمند بررسی مجدد است؛ در حالی که همه برنامههای تولیدی سازمان (اعم از ورزشی تا تفریحی و اجتماعی) رنگ و بوی معرفت و آگاهی بخشی دارند و این یک اصل در سازمان است که همه برنامهسازها باید آن را مورد نظر داشته باشند.
مشکل اصلی برنامههای معارفی را در ساختار میدانید یا در محتوا؟
قواعد حاکم بر برنامهسازی معارفی از دیگر گونههای برنامهسازی مستثنا نیست و بهیقین، همانقدر که برنامههای سیاسی، ورزشی، اجتماعی و... بهدنبال جذابیت هستند، در حوزه معارف این قاعده شدت بیشتری به خود میگیرد. معارف با بنیانهای فکری افراد سروکاردارد، بنابراین باید دقت بیشتری در نوع ساختار این برنامهها داشت. ما باید با دقت و تأمل به سمت تولید برنامههای مذهبی برویم. مثلا یک مسابقه ورزشی در ذات، هیجان و جذابیت بالایی دارد، اما در برنامهسازی معارفی چون مباحث سنگینی بیان میشوند، باید در نوع ساختار دقت بسیاری کنیم تا بیینده از این حوزه دور نشود. اگر برنامههای معارفی با دقت و هنرمندانه تولید نشوند، مخاطب اشتیاق خود را برای همراهی با آن از دست خواهد داد.
برای افزایش جذابیت برنامههای معارفی چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
تمرکز اهالی مطبوعات بر موضوع ارزیابی و سنجش کم و کیف برنامههای مذهبی جای بسی خوشحالی و سپاس دارد. باید بدانیم و بر این موضوع توجه کنیم که افزایش جذابیت برنامههای معارفی به نفع جامعه ماست. به نظرم اگر سازندگان برنامههای معارفی، جایگاه این برنامهها را در زندگی مردم درک کنند و به این نکته توجه کنند که اگر دین مردم درست شود، زندگی آنها هم درست خواهد شد، نه تنها مخاطبان بسیاری جذب خواهند کرد، بلکه گامهایی برای افزایش فرهنگ دینی برداشتهاند.
این به همان تلاش فرهنگی برای ترویج سبک زندگی برمیگردد؟
همینطور است. اگر ما در حوزههای مختلفی همچون خانواده، سیاست، اقتصاد، اجتماع و... دیدگاه دینی داشته باشیم، زندگی رو به تعالی میرود چراکه تا باور مردم تغییر نکند، سبک زندگیشان هم تغییر نخواهد کرد. باور مردم با بازنگری در اعتقادات و تعامل با آنها تغییر میکند. با این روش، اگر اشکالی در سبک زندگی آنها وجود داشته باشد، اصلاح خواهد شد و به مرور در وجود و باورشان خواهد نشست. در کل معتقدم دور شدن از مناسبتزدگی، بهترین راه برای دور شدن از برنامههای تکراری و از دست دادن مخاطب است.
و چگونه باید از نقدها استقبال کرد؟
وقتی موضوعی نقد میشود باید توجه کنیم چه نوع نقدی است؛ دلسوزانه یا مغرضانه. ما باید نقدهای افرادی را که امتحان پس دادهاند، بپذیریم تا در این عرصه رشد کنیم. متاسفانه موجی از سمت دشمنان راه افتاده و آنها میخواهند بگویند؛ مردم به ویژه جوانان دینگریز شدهاند، اما من به هیچ عنوان قبول ندارم که جوانان دینگریز شدهاند، چراکه اساسا این حرف با فطرت بشریت تناقض دارد، انسان از هر چه بتواند فرار کند نمیتواند از فطرت خودش فرار کند.
کدام برنامه مصداق یک برنامه موفق و جذاب معارفی سیماست؟
برنامههای مذهبی همواره و حتی با یک ساختار بسیار ساده، توانستهاند براحتی در دل مردم نفوذ کنند. مثلا برنامههای معارفی شبکه یک یا برنامهای مانند «این شبها» با اجرای علی درستکار و حضور حجتالاسلام و المسلمین شهاب مرادی بهعنوان کارشناس، بسیار دیده شده است. برنامههای مذهبی میتوانند در قالب یک مسابقه یا برنامه خانوادگی ظهور پیدا کنند، اما باید قدرت معرفتافزایی داشته باشند.
از میان برنامههای رمضانی به کدامیک رأی میدهید؟
در برنامههای مناسبتی ماه رمضان هم اتفاقات خوبی افتاده است. برنامهای مانند «ماه عسل» بیننده خودش را دارد و برنامههای سحرگاهی نیز پرمخاطب هستند.
چشمانداز شما برای هر چه جذابتر و پرمخاطب شدن برنامههای معارفی سیما چیست؟
آرزو میکنم روزی به جایی برسیم که نگاه مسئولان به برنامهسازی مذهبی تغییر کند و از آنجا که ما نیروی انسانی خلاق کم نداریم، بتوانیم مضامین دینی و اخلاقی را بخوبی انتقال دهیم. این را در حالی میگویم که ارادت خاصی به همه فعالان این حوزه دارم اما حرف من این است که بهتر است کاستیهای خودمان را قبول کنیم. هزینه ساخته شدن یک برنامه نمایشی یا یک سریال مذهبی که ساختار خوبی ندارد و نمیتواند کاری از پیش ببرد با هزینه چند صد برنامه معارفی برابری میکند و این به نظرم جفاست. البته در جریان هستم مسئولان در حال انجام دادن اقدامات مثمرثمری هستند که همین هم جای شکر دارد.
برنامههای مناسبتی هم نیازمند بودجهاند
ـ معتقدم حوزه معارف در عرصه برنامهسازی حساسیت بیشتری دارد. کلمه سخت را به کار نمیبرم تا گمان نشود میخواهم کار خودمان را دشوار جلوه دهم؛ اما به لحاظ حساسیت، تفاوت بالایی با دیگر بخشهای برنامهسازی دارد.
ـ متاسفانه ارزانترین برنامههای تلویزیون، برنامههای مناسبتی هستند و بودجه مناسبی به آن تعلق نمیگیرد شاید همین کم توجهی سبب شده برخی از این برنامهها محصول مناسبی نداشته باشند. مشکل دیگری نیز گریبان این برنامهها را میفشارد که من به آن عنوان اشباع کاذب را میدهم.
ـ اگر برنامههای ورزشی را که از رسانه ملی ما پخش میشود با برنامههای ورزشی دیگر کشورها (به لحاظ رعایت مسائل اخلاقی) مقایسه کنید، آیا در یک سطح هستند؟ مفاهیم پهلوانی و انسانی در برنامههای ورزشی ما دیده میشود که این یک نوع خودشناسی و حرکت در مسیر تعالی است.
ـ ما شبکههای متعددی داریم که خوشبختانه هر روز به تعداد آنها اضافه میشود، بهعنوان مثال اگر شب شهادت یکی از امامان باشد، برنامههای مختلف به این اتفاق اشاره میکنند اما اگر شیوه آنها یکی باشد و به یک مجری، کارشناس و میان برنامههای مداحی خلاصه شوند زمانی که بیننده شبکهها را رصد کند و برنامهها را یک شکل ببیند گمان میکند همه یک چیز میگویند و در ادامه از اصل قضیه هم باز میماند. مخاطب چون چشمش عادت کرده احساس میکند برنامه را دیده اما عملا چیزی دست آن را نگرفته است.
ـ متاسفانه استعداد و انگیزه نیروی انسانی و مسائل زیباشناسی در برنامههای معارفی چندان جایگاه خاصی ندارند. اما بهتر است بدانیم این نقدها سازنده هستند اگر با نگاه دوستانه به آنها نگریسته شود، چون کسی آنها را بیان میکند که امتحان خود را پس داده است.
مریم احمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....