عظمت و اوج احساس ناتوانی و عجز کودکان را در مقابل زندگی نمیتوان بدرستی تجسم کرد و اگر از دریچه چشم آنها به دنیا بنگرید، میتوانید ببینید، جامعه چقدر بر ضرورت متابعت و همکاری آنها با بزرگسالان تاکید دارد. بچههای کوچکتر کنترل کمی بر زندگی خود دارند و ما بزرگترها هستیم که زندگی آنها را مدیریت میکنیم و گاه این کار را با بیملاحظگی تمام انجام میدهیم مثلا با عجله آنها را از رختخواب بیرون میکشیم و خواب از سرشان نپریده، لقمه در دهانش میگذاریم، لباسشان را میپوشانیم، به مهدکودکی که دوست ندارد میبریم و... راستی این کارها را با بزرگتر هم میکنیم؟ با خواهر، مادر یا همسرمان؟
درست است که آموزش دادن، همراهی و همکاری برای حفظ امنیت و سلامت کودکان لازم است اما همیشه نه با آن تحکم وبیاعتنایی که معمولا اعمال میشود. اغلب والدین با نادیده گرفتن خواستههای معمولی و کوچک کودکان خود همه حق انتخاب آنها را پایمال میکنند. تاکیدها و تحکمهای افراطی و گاه نابجا به معنی نادیده گرفته شدن خواستهها و آرزوهای کودکان است.
بچهها برای کسب مهارت در زمینه ارزیابی نظرهای خود و یافتن راهحل مشکلات به تمرین نیاز دارند. آنها باید ببینند وقتی که انتخابهایی را بنا بر معیارهای ارزشی خانواده انجام میدهند چه اتفاقی رخ میدهد واگر چنانچه برخلاف آن معیارها عمل کنند چه پیش خواهد آمد. چنین درسهایی اغلب برای کودکان سخت است اما والدین با استفاده از روش پرورش هیجان میتوانند از این موقعیتها برای راهنمایی فرزندانشان استفاده کنند. دادن حق انتخاب به کودک علاوه بر ایجاد حس مسئولیت در او عزت نفس وی را نیز تقویت میکند. بچهای که همواره محدود میشود این پیام را دریافت میکند که تو کوچک هستی و خواستههایت اهمیتی ندارد، اگر این پیام توسط کودک پذیرفته شود خودپنداره ضعیفی در او شکل خواهد گرفت. والدین باید بدانند اگر بچهها هر چه زودتر نحوه بیان خواستهها و تمایلات خود و تصمیمگیری عاقلانه را یاد بگیرند در دوران نوجوانی - که توام با تصمیمگیری و مسئولیتشناسی و خودابرازی است - کمتر دچار مشکل خواهند شد. در حقیقت دادن حق انتخاب به آنها تا جایی که با سلامتی جسمانی و روانیشان تعارضی نداشته باشد، محترم شمردن خواستههای آنان است البته این رفتار به صبر، تحمل و زمان نیاز دارد. انتخابها و خواستههای کودکان به آنها کمک میکند که هویت خود را شکل دهند. وقتی خواستهها و آرزوهای آنها برآورده میشود این پیام را دریافت میکنند که خواسته من اهمیت دارد واحساس من برای والدینم مهم است. بنابراین سعی کنید خود را در رویاها و تخیلات فرزندان خود سهیم و با او همدلی کنید، با فرزند خود روراست باشید تا او هم محدودیتهای شما را درک کند و همدلی را یاد بگیرد از طریق آموزش هوش هیجانی بیاموزید که چگونه هیجانات خود را مدیریت کنید تا بتوانید به فرزندان خود همین را آموزش بدهید.
رابعه موحد
روانشناس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....