حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زمانی که فعالیت بازیگری را در سینما آغاز کردید، تقریبا روند رو به رشدی داشتید، ولی این روند ادامه پیدا نکرد. چرا؟
فکر میکنم اتفاقی که مدنظر هر بازیگری است، در یک برهه از زمان برایش رخ میدهد که آن هم دلایل خاص خودش را دارد. یک وقتی به دلایل شخصی رخ میدهد، زمانی هم روند اتفاقات جاری سینما، زمان آن را تعیین میکند. مثلا بعد از جشنواره فیلم فجر که بازیام در یکی میخواد باهات حرف بزنه بازتابهای خوبی به همراه داشت، حدود 10 ماه است کاری انجام ندادهام. این اتفاقات هم چیزی نیست که فقط منحصر به یک سال اخیر باشد. در واقع چیزی که شما میگویید علل مختلفی دارد و من خیلی در آن تعیینکننده نبودهام. من هم مثل سایر بازیگران که دوست دارند در کارهای خوبی حضور داشته باشند، تصمیمم بر این بوده ولی در هر مقطع زمانی براساس آگاهی و تجربهای که داشتهام، دست به انتخاب زدهام.
شما از موانعی حرف میزنید که سد راه یک بازیگر قرار میگیرند. موانع شما برای رسیدن به هدفتان چه بود؟
دورهای از سینمای ما که شاید به یکی دو سال پیش برمیگردد، اکثرا فیلمهای کمدی ضعیف ساخته میشد و من علاقهمند به همکاری با چنین پروژههایی نبودم. از طرفی فیلمهای خوبی هم که ساخته شدند، به من پیشنهاد نشد. من هم ترجیح دادم به جای اینکه در سینما یک فیلم ضعیف بازی کنم، در تلویزیون یک تلهفیلم خوب بازی کنم تا در نتیجه با آدمهای حرفهای کار کرده باشم و یک اثر خوب هم به جا گذاشته باشم. نه اینکه به صرف بازی در سینما، در اثری بازی کنم که میدانم فیلم خوبی نخواهد بود.
برخی بازیگران را دیدهام که وقتی یک نقش را دوست دارند با تهیهکننده و کارگردانش صحبت میکنند و برای بازی در آن نقش ابراز تمایل میکنند. ولی من متاسفانه این استعداد را تا به حال نداشتهام
اما شما در حیطه سینما دست به انتخابهایی زدهاید که جای نقد دارند و فیلمهای قوی محسوب نمیشوند. به نظرم توقعی که از شما میرفت، انتخابهای بهتری بود. فکر میکنم این توقع بعد از دیدن بازیتان در یکی میخواد باهات حرف بزنه بیشتر هم شده باشد.
زمانی میشود از انتخابهای یک بازیگر ایراد گرفت که چند پیشنهاد بازی داشته که یکی از یکی بهتر بوده و او فیلمی را از بین آنها انتخاب کرده که قابل دفاع نیست. ولی به نظرم باید این انتقاد را از کارگردانها و تهیهکنندگانی کرد که با وجود داشتن بازیگران خوبی که حتی از بازیگران دیگر کشورها هم پیشی گرفتهاند، سراغ بازیگران کلیشهای میروند. این امر روی کار بازیگران کم کاری مثل من تاثیر میگذارد که سعی میکنیم کارهای شاخص و خوبی بازی کنیم. به هر حال، من یک بازیگرم و مثل همین الان، واقعا منتظر پیشنهاد خوبی هستم ولی اگر مدتها بگذرد و نقش خوبی پیشنهاد نشود، مجبورم از بین پیشنهادها بالاخره یکی را قبول کنم.
با یک بررسی کوتاه در فیلمهای هر دوره از اکران شاهد بازی یک عده خاص از بازیگران خواهید بود. این بازیگران اغلب هم در چند پروژه به صورت همزمان بازی دارند که برخی این جریان را به روابط پشت پرده سینما و باندبازی تعبیر میکنند. با این اوصاف گویا شما جزو باند خاصی در سینما نیستید.
من نمیدانم این کار خوب است یا بد، ولی درخصوص من اتفاق نیفتاده است. البته خصوصیتی را در برخی بازیگران دیدهام که وقتی میبینند یک نقش را دوست دارند، با تهیهکننده و کارگردانش صحبت میکنند و برای بازی در آن نقش ابراز تمایل میکنند. ولی من متاسفانه این استعداد را تا به حال نداشتهام. حتی وقتی میشنوم کسانی هم که با آنها کار کردهام، دارند فیلم میسازند، سراغشان نمیروم تا مبادا فکر کنند برای کار سراغشان رفتهام. نمیخواهم این خصوصیت را تائید یا تکذیب کنم، ولی در هر حال خصوصیتی است که برخی بازیگران دارند. اما امیدوارم در جشنواره فیلم فجر امسال شاهد فیلمهای خوبی باشیم که حداقل روند سینما را رو به تکامل پیش ببرد، چون در این شرایط همه شاکی و ناراضی هستند.
پیش از گرفتن سیمرغ جشنواره فیلم فجر، تصورتان از بازیگری که این جایزه را دریافت میکند، چه بود؟ آیا فکر میکردید روزی هم خودتان این جایزه را بگیرید؟
نه، به این فکر نمیکردم که این جایزه را میگیرم. ولی قطعا برای هر بازیگری اتفاق خوشایندی است که معتبرترین جایزه سینمای کشورمان را بگیرد. خوشحالکنندهتر از گرفتن جایزه، برایم تائید منتقدان و کسانی بود که همیشه به برندگان جشنواره فیلم فجر انتقاد داشتند. این منتقدان جایزه من را بحق دانسته بودند و این برای من جذاب بود که طیف وسیعی از تماشاگران و متخصصان سینما با اهدای این جایزه به من موافق بودند.
آیا کسی هم به بازی شما انتقاد داشت؟
در این مدت مجلات و روزنامههای متعددی خواندم که در مورد فیلم نقد نوشته بودند، ولی نقد منفی راجع به بازی من وجود نداشت. حتی کسانی که نسبت به خود فیلم نقد داشتند، نظرشان در مورد بازی من مساعد بود. تنها کسی که از کارم تعریف نکرد، آقای فراستی بود. البته ایشان بازیام را رد نکرد، ولی تائید هم نکرد و چون نظر مثبتی به فیلم نداشت از بازی من تعریفی نکرد.
بعد از گرفتن سیمرغ، اغلب بازیگران تصمیم میگیرند در انتخاب نقشهایشان سختگیری کنند. شما هم این تصمیم را گرفتید؟
نه، چون من همیشه سختگیر بودهام و اگر بخواهم سختگیرتر از این باشم، مجبور میشوم سینما را برای مدتی کنار بگذارم.
چه زمانی از کار احساس کردید نقش کامل شده و نیازی به حذف و اضافه ندارد. مثلا هنگام تست گریم، لباس یا فیلمبرداری یکی از سکانسها با خودتان گفتید دیگر به آنچه از این نقش میخواستید، رسیدید؟
واقعا یک پروسه بود و من هر مرحلهای که پیش میرفتیم، یک نکته جدید درباره نقش هنگامه دریافت میکردم. به نظرم از خواندن فیلمنامه، ادای دیالوگها با لهجه کرمانی تا تست گریم و لباس، همگی یک مجموعه بود که مرا به نقش نزدیک کرد تا زمانی که وقتی اولین سکانس را بازی کردم، احساس کردم باید همین روند را ادامه بدهم.
در مرحله فیلمبرداری چیزی به نقش اضافه نشد؟
به هر حال ما بازیگریم و کارگردان اگر بخواهد چیزی را به نقش اضافه کند، باید در قالب نقشی که بازیگر انتخاب کرده، عمل کند. ولی در نهایت چند کلمه و جمله کوتاه در فیلمنامه تغییر کرد که سر صحنه تصمیم گرفته شد تغییر کند. فیلمنامه یکی میخواد باهات حرف بزنه، فیلمنامه کاملی بود و من همیشه دوست دارم کارهایی را انجام بدهم که همه چیزش حساب شده باشد. من فکر میکنم با مشورت میشود به نقش نزدیک شد، ولی اینکه دقیقا به شما بگویند چطور نگاه کنی یا دستت را چطور تکان بدهی، چیزهایی نیست که کسی بتواند به کسی یاد بدهد. باید این کارها از قبل انجام شده باشد و صحنه جای تمرین نیست.
قبل از شروع فیلمبرداری تمرین خاصی هم داشتید؟
من شخصا موقع تمرین و دورخوانی خیلی انرژی نمیگذارم، برای اینکه دوست دارم بکر بودن بازی جلوی دوربین حفظ شود. دوست ندارم برای خودم قرارداد بگذارم که کی گریه کنم یا مثلا حالا بخندم. سعی میکنم آن اتفاق در لحظه بیفتد تا باورپذیرتر باشد. اینکه تو شخصیتی را که بازی میکنی باور داشته باشی، باعث میشود ارتباط درستی هم با تماشاگر برقرار کنی.
انتخاب نقشی که مجبورتان میکرد چهرهتان را تغییر دهید و در قالب نقش زنی مصیبتزده و فقیر بازی کنید، سخت نبود؟
نه، بازی کردن در یک نقش خوب که فیلمنامه قوی هم دارد، مهمتر از این است که چقدر چهرهتان تغییر میکند، چون چهره جزو ابزاری است که به کار بازیگر میآید تا در ایفای نقشش موفق عمل کند. اینکه شما نقشی را انتخاب کنید که نقش درستی است و صرفا یک مهره محسوب نمیشود و تاثیرگذار است، در اولویت قرار دارد. متاسفانه در خیلی از فیلمها نقشهای اصلی هم به نظر زائد میآیند و در نبودشان هم اتفاقی نمیافتد ولی نقش من در یکی میخواد باهات حرف بزنه اینطور نبود.
به نظر میرسد برای اجرای گریم شما، مدت زمان زیادی صرف شده باشد.
نه، زمان اجرای گریم طولانی نبود. اما کار آقای میرکیانی آنقدر ظریف و هوشمندانه است که میدانند چه چیزی باید از چهره بیرون بکشند. برای من بسیار خوشحالکننده بود که این گریم مرا هر چه بیشتر به نقش نزدیک کرد.
تجربه بازی با شهاب حسینی و آنا نعمتی چطور بود؟
تجربه خیلی خوبی بود. من فکر میکنم وقتی پشت صحنه یک اثر، روابط حرفهای و درستی وجود داشته باشد، قطعا حاصل کار هم مطلوب خواهد بود. برای این فیلم که مبتنی بر شخصیتپردازی بود، ارتباط بین بازیگران بسیار تاثیرگذار بود و ما جلوی دوربین به بازی هم کمک میکردیم و برای بهتر شدن نقش یکدیگر انرژی میگذاشتیم.
شخصیت هنگامه، عنصر تغییردهنده داستان است و پیشنهادی که میدهد از او یک شخصیت نهچندان مثبت میسازد. به حدی که تا پایان فیلم هم هنوز دل تماشاگر با پیشنهادش صاف نمیشود. تحلیلی که از این شخصیت دارید، یک شخصیت مثبت است یا منفی؟
هنگامه، شخصیت منفی یا مثبتی نیست. ما در تمام فیلم هم شخصیت منفی یا مثبت قطعی نداریم. ما با یکسری آدم مواجهیم که نقاط ضعف و قوت خودشان را دارند. این آدمها در بعضی موقعیتها میتوانند آدمهای خوبی باشند و در بعضی موقعیتها هم رفتارهای ایدهآل و آرمانی ندارند و همین است که شخصیت آنها را قابل باور میکند. اینکه همه آدمها ممکن است کارهایی انجام بدهند که یک قدیس انجام نمیدهد.
به انتخابهای متفاوت چقدر اعتقاد دارید؟
خوشبختانه من این شانس را داشتهام که نقشهای متفاوتی را تجربه کنم. نقشهایی که با آنها چالش داشته باشم و برای بازی کردنشان تلاش کنم. حالا ممکن است این نقشها در آثاری بوده باشد که خیلی دیده نشدهاند و درخشان نبودهاند، ولی دستکم برای خودم لذتبخش بودهاند.
فیلم در خصوص اهدای عضو است. نظر شخصیتان در این باره چیست؟
امیدوارم این شرایط برای هیچکس به وجود نیاید، چون شرایط سختی است. ولی یک واقعیت است که مثل واقعیتهای دیگر زندگی باید پذیرفت و ممکن است برای هرکس پیش بیاید. اهدای عضو نوعی ایثار و بخشش است. درست است که ابتدا خیلی سخت است ولی با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....