حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گفته دکتر مهدی زارع، معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، منشأ این زلزله گسل مشا، یکی از گسلهای شمال تهران بوده است که از 35 کیلومتری تهرانپارس عبور میکند.
زارع به مهر گفت که گسل مشا از جمله گسلهای فعال کشور است، به گونهای که در سال 89 زلزلهای به بزرگای 4/3 را سبب شد و تاکید کرد: این زلزله هرگز ربطی با زلزله اهر ـ ورزقان ندارد، چرا که گسل مسبب زلزله ورزقان، گسل اهر بوده است.
پس از وقوع این زلزله محمود مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات اعلام کرد همه گروههای امدادی هم اکنون در آمادهباش هستند که در صورت تکرار حادثه بسرعت وارد عمل شوند، اما باید دید آمادهباش گروههای امدادی در شرایطی که بیشتر سازههای شهری ناامن باشد، چقدر در نجات جان انسانها در لحظه بحران تاثیر دارد؟
ایران گسلهای فعال فراوان دارد که شهرهایش روی خیلی از آنها بنا شده و از همه بدتر این است که میزان تخریب زلزلهها در سالهای اخیر ثابت میکند مسئولان نسبت به ایمن سازی بناهای نوساز هم در کشورمان بیتوجه هستند تا چه رسد به این که فکری به حال بافتهای فرسوده شهری کنند که هر کدام در لحظه وقوع زلزله قتلگاهی به حساب میآید. موضوع نگرانکنندهتر آن است که گذشته از بناهای عادی ناپایدار و پرخطر، شمار زیادی از ساختمانها و سازههای بسیار مهم که در شرایط بحران از آنها برای خدمترسانی به آسیب دیدههای حوادث استفاده میشود نیز در برابر زلزله ناایمن است. یکی از این نوع سازهها بیمارستانهاست که شواهد ثابت میکند اگر زلزلهای روی دهد پیش از بقیه بناها فرو میریزد.
چه خوب شد افتتاحش نکردیم!
گاهی وقتها مطالب مهم آنقدر خوانده و نوشته میشود و آنقدر دربارهشان اطلاعرسانی میشود که پس از مدتی ارزش خبری خود را از دست میدهد و با وجود اهمیتشان از حافظه رسانهها هم پاک میشود. یکی از آن موضوعات که بارها تکرار شده است و حالا دیگر حتی وقتی مسئولی دربارهاش حرف میزند، رسانهها گفتهاش را برای پرهیز از تکرار نشنیده میگیرند، مسأله فرسودگی بیمارستانها و ناایمن بودنشان بخصوص در شرایط بحرانی است.
اما برای ما سخت است که به بهانه مصون ماندن از تکرار، حقیقت را بار دیگر برایتان روایت نکنیم: ماجرا این است که بتازگی دکتر جلال رضایی، رئیس بیمارستان امیراعلم اعلام کرده 90 درصد بیمارستانهای دولتی کشور قدیمی و فرسوده است و نیاز به بازسازی دارد.
به گفته او، این نوسازی نیازمند اختصاص بودجهای کلان است، اما امسال هم همانند سالهای گذشته و با گذشت چند ماه از سال هنوز بودجهای از سوی وزارت بهداشت به بیمارستانهایی که نیازمند نوسازی است، اختصاص داده نشده است. از میان استانهای مختلف کشور، وضع استان تهران به دلیل جمعیت 12 میلیون نفری و پایتخت بودنش، از همه بحرانیتر است که بر اساس گفتههای وزیر بهداشت، 85 درصد بیمارستانهای آن فرسوده است و تاریخ ساخت جدیدترین بیمارستان حتی مربوط به شش یا هفت سال پیش است.
مساله دیگر این که به گفته دستجردی، مطالعات کارشناسی نشان میدهد بازسازی بیمارستانهای فرسوده برای وزارت بهداشت مقرون به صرفه نیست.
او میگوید، اگر ساخت یک بیمارستان نوساز 100درصد هزینه داشته باشد، مقاومسازی یک بیمارستان فرسوده مشابه آن 120درصد هزینه دارد و بنابراین سیاست وزارت بهداشت جایگزین کردن بیمارستانهای فرسوده به جای مقاومسازی بیمارستانهای قدیمی است، اما این اظهار نظر وزیر بهداشت در شرایطی صورت میگیرد که اولا تعداد بیمارستانهای در حال ساخت در کشور ناچیز است و ثانیا همان بیمارستانهای در حال ساخت نیز ایمنسازی نمیشود و در برابر زلزله مقاوم نیست. گواه ما برای این ادعا، گفتههای عجیب وزیر بهداشت پس از وقوع زلزله درباره بیمارستان شهر ورزقان (یکی از شهرهای آذربایجان شرقی که در زلزله بشدت آسیب دید) است.
او درباره بیمارستان تازهساز این شهر در گفتوگو با فارس اعلام کرد: بیمارستان شهر ورزقان آماده شده و قرار بود تجهیز و راهاندازی شود، اما خوشبختانه این کار انجام نشد، زیرا ساختمان آن در زلزله ترک برداشت و اگر راهاندازی شده بود، خطرناک بود.
او گفته است: قرار بود پیمانکار، این بیمارستان را تکمیل و به وزارت بهداشت تحویل دهد تا آن را تجهیز و راهاندازی کنیم، اما «خوشبختانه» خدا رحم کرد و این کار قبل از زلزله انجام نشد....
به کلمه «خوشبختانه» در گفتههای وزیر بهداشت توجه داشتید؟ استفاده از این کلمه نشان میدهد که از دیدگاه دستجردی آغاز به کار نکردن بیمارستان ورزقان پیش از زلزله خوش اقبالی است، اما در واقع قاچ خوردن دیوارهای بیمارستانی که هنوز حتی به بهرهبرداری نرسیده، در زلزلهای کمتر از 7 ریشتر، فاجعه است!
ورزقان فقط یکی از بیمارستانهای تازهساز وزارت بهداشت در شهرستانهاست و اگر بخواهیم آن را مشتی از نمونه خروار بدانیم، آنوقت نه تنها باید نگران بیمارستانهای فرسودهای که در سراسر کشور جان مردم را تهدید میکند باشیم، بلکه باید باور کنیم بیمارستانهای نوساز هم به اندازه فرسودهها خطرناک است، این در حالی است که در همه جای دنیا، مکانهای عمومی ویژه امدادرسانی در شرایط بحران مانند بیمارستانها را آنقدر مستحکم میسازند که حتی مردم از آنها به عنوان پناهگاه استفاده میکنند.
فاجعه نزدیک است، آماده نیستیم
دکتر بهرام عکاشه، زلزلهشناس اگرچه در گفتوگو با جامجم، زلزله بومهن و دماوند را طبیعی میداند و تاکید میکند که چنین زلزلههایی به شکل مستمر به دلیل فعال بودن این گسلها رخ میدهد، اما هشدار میدهد که در کشوری زلزلهخیز همیشه باید گروههای امداد و نجات، منتظر و آماده باشند.
این استاد دانشگاه تائید میکند که درصد بالایی از بناهای تهران و دیگر استانهای کشور در مقابل زلزله مقاومسازی نشده است و تهران را به عنوان پایتختی که باید نسبت به همه شهرها مقاومتر باشد مثال میزند: اگر گسلهای شمال تهران بلرزد احتمالا زلزلهای 8/6 ریشتری رخ میدهد و در صورت لرزش گسلهای جنوب تهران بزرگای رشته 2/7 ریشتر خواهد بود، اما به هر حال هرکدام از این گسلها که بلرزد، میلیونها نفر کشته و زخمی بر جا میماند.
مرکالی، واحدی برای سنجش میزان تخریب یک زلزله است. عکاشه با استناد به پژوهشی که آژانس همکاری بینالمللی ژاپن با شهرداری تهران، حدود یک دهه پیش انجام داده است توضیح میدهد: چه گسلهای شمال تهران بلرزد و چه گسلهای جنوب آن میزان تخریب بیش از 8 مرکالی است که یعنی حتی ساختمانهای ساخته شده از بتون آرمه مهندسیساز نیز تا حدی تخریب میشود و آنوقت تصور کنید بر سر ساختمانهایی که غیراصولی ساخته شده است چه خواهد آمد.
او در پاسخ به این پرسش که چگونه با وجود حضور مهندس ناظر بر ساخت یک بنا هنوز هم ساختمانها بدون در نظر گرفتن نکات ایمنی ساخته میشود، در لفافه میگوید: صاحب ملک نباید تصور کند که میتواند به روشی، با مهندس ناظر کنار بیاید!
این زلزلهشناس ابراز تاسف میکند: از سال 1367 آییننامه ساخت ساختمانهای مقاوم در برابر زلزله تدوین شد، اما هنوز هم وقتی زلزلهای کمتر از 7 ریشتر در روستاهایمان رخ میدهد کشته میدهیم که یعنی این آییننامه و آییننامههای مشابه آن اجرایی نشده است.
از سوی دیگر حتی اگر سازههای مهندسی ساز در این کلان شهر سالم بماند تخریب سازههای ناایمن فاجعهای را به بار میآورد که زندگی برای ساکنان سازههای ایمن نیز ناممکن میشود.
قطع آب و برق و آتشسوزی علمکهای گاز، میلیونها جسد متعفن شده، شیوع بیماریهای واگیردار و میلیونها نفر زخمی در شهری که بیمارستانهایش ویران شده است فقط جزء کوچکی از فاجعه است و برای درک عمق آن باید بدانیم که در شهری مانند تهران حتی بناهای بسیار مهم و منابع آب تصفیه شده نیز روی گسلها قرار دارد که با وقوع زلزله ممکن است ویران شود و هر کدام مسائل و مشکلات جدیدی را برای زنده ماندهها سبب شود.
شهر تهران فقط یکی از شهرهای ایران است که بهدلیل پایتخت بودن و وجود نظارت بیشتر بر آن باید نسبت به شهرهای دیگر در برابر زلزله مقاوم تر باشد و اگر وضع پایتخت چنین باشد، چه انتظاری میشود از شهرهای دیگر داشت؟
مریم یوشیزاده / گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....