گفت‌وگو با بازیگر سریال سرگشته

آتش عکرمه خودش را می‌سوزاند

امیر دژاکام در میان اهالی تئاتر و دوستداران این هنر، چهره‌ای شناخته شده و مطرح است.
کد خبر: ۴۴۴۳۳۸

این بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر با سریال «ترانه مادری» به مخاطبان تلویزیون شناسانده شد و بعد از آن در چند تله‌فیلم و سریال بازی کرد که از میان آنها می‌توان به نقش شیخ فضل‌الله در سریال سال‌های مشروطه و نقشی که در سریال سراب داشت اشاره کرد.

دژاکام در دهه اول محرم امسال با سریال «سرگشته» و نقش عکرمه به شبکه قرآن آمد. با دژاکام به گفت‌وگو نشستیم تا درباره نقش عکرمه برایمان توضیح دهد.

ضمن این که دژاکام تاکنون نمایشنامه‌های «یک دامان ماه و ستاره» را درباره حضرت فاطمه (س) و «ساقی» را درباره حضرت ابوالفضل (ع) نوشته و منتشر کرده است.

در ابتدا برایمان بگویید چگونه بازی در سریال سرگشته را پذیرفتید؟

آقای حقیقی را به عنوان تهیه‌کننده و پیشتر به عنوان فیلمبردار و کارگردان می‌شناختم. آقای دری را به عنوان نویسنده سریال سراب هم می‌شناختم، اما نقش عکرمه نقش مخالف‌خوان است؛ مخالف‌خوانی جالب و پیچیده.

منظورتان از مخالف‌خوان منفی بودن نقش عکرمه و تقابل او با عبیدالله است؟

بله. این اصطلاح را بیشتر در تعزیه استفاده می‌کنند. مخالف‌خوان و موافق‌خوان یا اولیاء و اشقیاء. راستش این نقش به دلیل سکانس ـ پلان‌های زیاد و دیالوگ‌های دشوار به نظرم نقش سختی است. ما جابه‌جایی دوربین و لنز بسیار داشتیم.

به نظر شما حرکات زیاد دوربین به داستان لطمه نزده و باعث کند شدن روند قصه نشده است؟

به نظرم تعادل وجود دارد و به عنوان کسی که مقابل دوربین ظاهر شده‌ام، این تعادل را می‌پسندم. ضمن این که تلاش کردم دیالوگ‌ها را روان‌تر بگویم و نزدیک به متن باشم. به هر حال آنچه می‌بینید، نتیجه کار کارگردان است و من وقتی به عنوان یک بازیگر سرصحنه حضور می‌یابم تنها بازیگر هستم. این از خوبی من نیست، بلکه از بدجنسی من است که در کار کارگردان و گروه تولید دخالت نمی‌‌کنم. زیرا وقتی نظر بدهی باید مسوولیت همه چیز را هم بپذیری.

حتی اگر روی بازی شما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد، نظرتان را نمی‌گویید؟

صد البته که درباره بهتر شدن نقش خود در یک مجموعه نظرات خودم را می‌گویم اما پافشاری نمی‌کنم. من 30 سال در تئاتر به این شکل نظم خاص خودم را داشتم. وقتی کارگردان تئاتر بودم در هدایت بازیگر و نظم بازیگر تلاش کردم؛ کاری که یک کارگردان سینما پشت دوربین انجام می‌دهد.

درباره شخصیت عکرمه بگویید و تا چه میزان برای بهتر نمایش دادن آن تلاش کردید؟

عکرمه چسبیده به زمین است. به اصطلاح آدم زمینی است، شرایط روحی و روانی خاصی دارد که او را پیچیده می‌کند. اما زیبایی قصه این است که سرگذشت دو انسان که زمینی هستند را نشان می‌دهد؛ انسان‌هایی که خواسته‌هایی دارند، اهدافی دارند و هر کدام راه‌هایی را برای رسیدن به اهدافشان تعیین می‌کنند و بالاخره اکثر اوقات این مسیرها دشوار و دردناک است و باعث بروز مشکلات دیگری می‌شود.

مثل مسیری که عکرمه انتخاب کرده و «نوال» را به همسری گرفته با این که نوال دلش در گرو عبیدالله است و در واقع همسر اوست؟

بله، من نقش عکرمه را از دریچه نگاه انسان امروزی دیدم. باورم این است که ما امروزه عکرمه زیاد داریم. می‌دانید عکرمه می‌توانست سر سوزنی رفتارش معقول باشد. خب این اشکالی ندارد که او زنی را دوست دارد...

اما نوال در عقد عبیدالله است؟

دژاکام: برای رسیدن به نقش‌هایم خیال خودم را آزاد می‌گذارم. تخیل من با استفاده از حواس من که حاصل تجربه میدانی و تجربه کتابخانه‌ای من است شکل می‌گیرد

موافقم. عکرمه رفتارش اشتباه است. مثل خیلی از جوان‌هایی که امروزه به کسی علاقه‌مندند اما به صورت او اسید می‌پاشند و به او می‌گویند تو حتما باید به من علاقه‌مند باشی، در صورتی که او نمی‌خواهد دوستش داشته باشد. اجباری نیست. از طرفی مگر یک زن چه می‌خواهد به جز همدلی و معرفت و آرامش و بی‌گناهی و ... اما متاسفانه عکرمه به جای این که این ویژگی‌ها را داشته باشد به جاده خاکی می‌زند.

قبل از این که درباره سه نقش شما در سریال ترانه مادری، سال‌های مشروطه و عکرمه بپرسم، می‌خواهم درباره معیارهای شما برای انتخاب نقش سوال کنم؟

اول این‌که من معلم بازیگری هستم و معلم خوبی هستم. این را شاگردانم می‌گویند و به اثبات هم رسیده و حداقل پنج تا از چهره‌های مطرح سینما، تلویزیون و تئاتر از دوستان نزدیک من هستند. معمولا دانشجویان من می‌پرسند، استاد کدام نقش بیشتر دیده می‌شود؟ من می‌گویم نقشی که «عمل کننده» باشد.

نقش «عمل‌کننده» از نظر شما چگونه نقشی است؟

نقشی که تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد، روی اراده‌اش می‌ایستد. حتی اگر بسوزد و خاکستر شود. مثلا در سریال سراب اگر یادتان باشد دکتر شریفی حضور نداشت ولی همه جای سریال درباره او صحبت بود و همه درباره او حرف می‌زدند، یعنی جایگاه معنوی در درام تاثیر ویژه داشت، الان شما عکرمه را از سرگشته بردارید، عکرمه وقتی نیست هم حرفش هست.

یک مثال دیگر می‌زنم، نقشی را فرض کنید که یک شخصیتی به اسم رضا بازی می‌کند و کارمند بانک است و 30 سال سن دارد. از اول تا آخر سریال هم هست. قطعا من چنین نقشی را بازی نمی‌کنم، نقشی را که هر کس دیگری به غیر از من هم بتواند بازی کند، نمی‌پذیرم.

درباره گریم شخصیت عکرمه توضیح دهید.

نقش شیخ فضل‌الله با گریم سنگین و دیالوگ‌های سنگینی که داشت، به جرات می‌توانم بگویم که چهار یا پنج نفر از بازیگران کشورمان این نقش را می‌توانستند بازی کنند. من بازیگری هستم که می‌خواهم متفاوت ظاهر شوم. اکثر بازیگران دوست دارند مقابل دوربین دیده شوند اما من بازیگری هستم که براحتی چهره‌ام را به دوربین نمی‌دهم. مثلا وقتی قرار است آدمی را از مقابل ببینم و با او حرف بزنم دلیلی نمی‌بینم که با نیمرخ حرف بزنم، یا وقتی می‌گویند به دوربین رخ بده، معنای آن را نمی‌فهمم.

نکته‌ای که باید درباره نقش شیخ فضل‌الله اضافه کنم که اتفاقا درباره نقش عکرمه هم چنین است باید بگویم که یک پلان شش دقیقه‌ای در «سال‌های مشروطه» داشتم که حرکت دوربین و چراغ همراه من بود و دیالوگ‌های سخت داشتم در حالی‌که میان ریل حرکت می‌کردم. یادم هست آن پلان تا چهار صبح طول کشید.

اتفاقی که مجددا در سریال سرگشته افتاد و من پلانی را که خبر ازدواج نوال را به عکرمه می‌دهند چیزی حدود چهار دقیقه و 50 ثانیه مقابل دوربین بودم. در این زمان حدود 18ـ17 نما داریم. در واقع نما ثابت نیست و همین باعث تند شدن ریتم سریال می‌شود.

بازی در نقش‌های تاریخی و غیرتاریخی یا به اصطلاح کارهای ملودرام یا اجتماعی چه فرق هایی دارند؟ چگونه میان این‌گونه نقش‌ها تفکیک قائل می‌شوید؟

من همیشه برای ایفای نقش‌هایم روش خاص خودم را دارم. من تاریخ نگار نیستم ولی به تاریخ وفادار هستم و تئاترهایی که روی صحنه بردم اکثرا تاریخی بودند.

برای رسیدن به نقش‌هایم و برای پرداخت جزئیات آن خیال خودم را آزاد می‌گذارم. تخیل من با استفاده از حواس من که حاصل تجربه میدانی و تجربه کتابخانه‌ای من است شکل می‌گیرد و از این فضای تخیل و کیمیاگری به ساخت و ساز نقش می‌رسم. در واقع برای اجرای عکرمه از دریچه انسان امروز به آن نگاه کردم.

مریم درستانی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها