در نهایت هم پس از حدود 20 سال تلاش بیوقفه، ارقام گندمی را تولید کرد که علاوه بر عملکرد بالا و مقاومت به آفات و بیماریها، صفت زودرسی را نیز دارا بودند. این ارقامگندم، انقلاب سبز را به ارمغان آوردند، میلیونها نفر را از گرسنگی نجات دادند و در ضمن باعث شدند کشور مکزیک در مدتی کوتاه از یک کشور واردکننده گندم (سال 1950 ) به یک کشور صادرکننده گندم (1956) تبدیل شود.
این انقلاب، به مکزیک محدود نشد، چراکه آرام و بیصدا در کشور پاکستان تجلی و در کشور هند به اوج خود رسید. گسترش انقلاب سبز در هندوستان، خودکفایی این کشور را سال 1972 از نظر تولید گندم و سال 1975 از نظر غلات به دنبال داشت.
البته ناگفته پیداست که اهمیت خودکفایی گندم در امنیت غذایی کشورهای مختلف و تأثیرگذاری آن در مولفههای بخش کشاورزی و سایر بخشهای اقتصادی و همچنین پیامدهای مثبت این پدیده در مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع، باعث شده تا همه کشورهای جهان از جمله ایران نسبت به این موضوع توجهای ویژه داشته باشند. در نتیجه توجه به عواملی که موجب تحقق این پدیده شده و چارهاندیشی و مقابله با عواملی نظیر عدم اعتقاد مسوولان به خودکفایی، خشکسالی و تغییرات آب و هوا، سطح پایین فناوری، کاهش عملکرد و بهرهوری، نارسایی در سیاستهای حمایتی، افزایش ضایعات و... که میتواند پایداری در خودکفایی گندم را تهدید کند، باید از دغدغهها و وظایف دستاندرکاران تولید، فرآوری و عرضه گندم باشد.
امنیت غذایی در سایه تولید گندم
گندم را بر حسب این که سلولهای به وجودآورنده آن 7ـ 14ـ 21 جفت کروموزومه باشند، به 3 گروه تقسیم میکنند. گندمهای معمولی امروزی از گروه 21 جفت کروموزومی (گندمهای تتراپلوئید) هستند.
طبق آمارسازمان خواربار جهانی ـ فائو ـ 70 درصد از 760 میلیون هکتار کشت محصولات مختلف در دنیا به غلات اختصاص دارد و در این میان، حدود 30 درصد (یعنی چیزی حدود 238 میلیون هکتار اراضی زیر کشت دنیا) را گندم شامل میشود.
طبق آمار داخلی تولید گندم در ایران سال 1340 حدود 2/4 میلیون تن، سال 1350 به مقدار 2/5 میلیون تن، سال 1366 حدود 9/7 میلیون تن و سال 1382 هم 3/10 میلیون تن بوده است. در این میان رسیدن به خودکفایی در تولید این نوع غله از آنجا اهمیت دوچندان مییابد که بجز نان که غذای عمده انسانهاست، فرآوردههای زیادی از آرد گندم به دست میآید که از جمله آنها میتوان به انواع بیسکویت، کیک، نان روغنی، شیرینی تر، کلوچه، انواع ماکارونی و... اشاره کرد.
ضرورت خودکفایی در تولید گندم درحالی است که پیشبینی میشود جمعیت جهان تا چند سال آینده به رقم 8 میلیارد نفر برسد و با افزایش مداوم جمعیت در کشور ما هم، نیاز به موادغذایی روزبهروز در حال افزایش است. بنابراین اگر بتوانیم در افق چشمانداز 1404 شمسی جمعیت کشور را درحد 100 میلیون نفر حفظ کنیم باید حداقل
50 درصد به تولید محصولات کشاورزی خود اضافه کنیم.
برپایه آمارهای موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزی در ایران در مراحل گوناگون ضایع میشود که این رقم خود غذای 15 تا 20 میلیون نفر از جمعیت کشور است که برای مسوولان قانونگذار و مجری، اصلاح جدی این رقم باید گام نخست برای افزایش هزینههای تولید باشد، زیرا اگر همین روند ادامه یابد، حتی با تولید محصولات بیشتر و استفاده فراوانتر از آبهای سطحی و زیرزمینی، ضایعات در 3 مرحله پیش از برداشت، برداشت و پس از آن ضررهای بیشتری را به کشور وارد میسازد.
در بخش کشاورزی ما برای ارتقای امنیت غذایی و خودکفایی واقعی در تولید محصولات کشاورزی به طور جدی نیازمند ساخت انبارها، سیلوها و توسعه صنایع فرآوری و تبدیلی کشاورزی، نگهداری درست محصولات کشاورزی، توسعه و تجهیز شبکههای حمل و نقل، توسعه مکانیزاسیون، تنوع بخشی به الگوهای تولید و عرضه مطلوب غذا، آموزش و ترویج، تغذیه و مصرف درست در خانوارهای شهری و روستایی هستیم.
با توجه به شرایط خاص کشور ما و افزایش جمعیت، صرفا با افزایش سطح زیرکشت نمیتوانیم به خودکفایی حقیقی در تولید محصولات کشاورزی دست یابیم، زیرا مهمترین رکن خودکفایی درست مصرف کردن مواد غذایی و محصولات کشاورزی و در راس آن جلوگیری از ضایعات و دورریز این مواد است.
برداشت بیشتر محصول از شرایط موجود
گندم یکی از مهمترین محصولات زراعی ایران است و نقش بسیار مهمی در تامین درآمد و نیازهای خودمصرفی و خودعرضهای کشاورزان و مردم ایران دارد. جمعیت روبه رشد امروزی و مشکلات تغذیه آنها باعث شده که محصول مهمی چون گندم به عنوان اصلیترین ماده خوراکی اهمیت ویژهای پیدا کند.
رسیدن به خودکفایی در مورد این محصول که در سالهای اخیر نصیب ایران شد، از اهداف مهم بخش کشاورزی ایران بوده است و بر این اساس، افزایش تولید توانسته است نقش مهمی ایفا کند، اما هنوز تولید به میزان دلخواه نرسیده است. افزایش تولید نیز از راه گسترش نهادههایی چون زمین و سرمایه یا ایجاد فناوریهای نوین با محدودیتهایی روبهروست و شاید بهبود کارایی فنی یا همان به دست آوردن تولید بیشتر از مجموعه ثابتی از عوامل تولید یکی از مناسبترین راهها به شمار آید.
در این میان، افزایش تولید گندم از طریق توسعه سطح زیر کشت به واسطه محدودیتهای سایر منابع تولید معقول نیست، بلکه راه منطقی تلاش برای ارتقای میزان عملکرد در واحد سطح است. در این در حالی است که بررسی مقایسهای میزان عملکرد گندم نسبت به عملکرد تولید کشورهایی که شرایط مشابهی با کشور ما دارند، نمایانگر نازل بودن میزان تولید گندم در واحد سطح در ایران است اگر این مقایسه در رابطه با کشورهای توسعه یافته انجام گیرد، در این صورت عمق عقبماندگی به طور واضحتری نمایان میشود.
خودکفایی در تولید گندم همانند هر محصول دیگری نیازمند بهرهبری درست از عوامل علمی و فناوری دارد. ارتقای دانش و مهارت تولیدکنندگان و استفاده از فناوریهای نوین، استفاده از تجربیات موفق جهانی در تولید، عرضه و مصرف گندم و نان و انجام پژوهشهای مرتبط در زمینه فرآوری و مصرف گندم و اجرایی نکردن آنها از جمله این عوامل هستند و همچنین به نظر میرسد توسعه تحقیقات کاربردی در زمینه افزایش کمی و کیفی گندم، معرفی و ترویج الگوهای مناسب تغذیهای در کشور، تأکید بر افزایش عملکرد در واحد سطح گندم، معرفی واریتههای مقاوم به خشکی بویژه در زراعت دیم، اصلاح نظام ترویج سنتی و کارآمدکردن آن و در نهایت شناسایی و معرفی فناوریهای نوین در زمینههای تولید، فرآوری و مصرف گندم و آرد نان را هم در این راستا باید مدنظر قرار داد.
با کمک این عوامل میتوان به مناسبترین گزینه برای دستیابی به توسعه کشاورزی یعنی به دست آوردن حداکثر محصول از مجموعه ثابتی از عوامل تولید رسید. به این مفهوم که از بیشترین ظرفیت بالقوه در امر تولید از طریق بهبود کارایی فنی استفاده شود.
اکرم سمیعی
ملکی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد: