گفتگو با دکتر مصطفی عباسی‌مقدم

روزه در ادیان دیگر

به تصریح قرآن کریم، روزه بر پیروان ادیان آسمانی قبل از اسلام نیز واجب بوده است؛ اما تنها مسلمانان، مسیحیان و یهودیان نیستند که روزه می‌گیرند، بلکه حتی آیین‌های غیرالهی نیز روزه و ریاضت‌های جسمی را برای تربیت جسم و روح پیروان خود ضروری می‌دانند.
کد خبر: ۴۲۱۱۶۵

چگونگی روزه در ادیان مختلف وحیانی و غیر وحیانی و اهداف و نیات روزه موضوعی است که در گفت‌وگو با دکتر مصطفی عباسی‌مقدم، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان و مشاور قرآنی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها به بررسی آن پرداختیم.

از وی تا به حال کتاب‌های اسوه‌های قرآنی و شیوه‌های تبلیغی آنان، نسیم تفاهم: راهبردها و روش‌ها و جلوه‌های تربیت و تبلیغ در سیره پیامبر اعظم(ص) منتشر شده است.

برخی عباداتی که در اسلام مطرح است مانند نماز، روزه، زکات و... به اشکال دیگر در ادیان دیگر هم وجود داشته است. روزه در ادیان دیگر چگونه بوده است؟

درخصوص چگونگی روزه در ادیان دیگر باید به آیه 183سوره بقره اشاره داشته باشیم که خداوند می‌فرمایند: «روزه بر شما مقرر شده است همان‌گونه که بر کسانی که پیش از شما [بودند]‌ مقرر شده بود.» در اولین فرض و ایجاب برای فریضه ساختن روزه بعد از این که می‌فرماید: «بر شما واجب شده است روزه گرفتن» خداوند می‌فرماید همان‌طور که بر دیگران، اقوام دیگر و ادیان دیگر که قبل از شما بودند واجب شده بود. جالب است که در این آیه تعبیر «کتِبَ» آمده است؛ یکی از معانی کتِبَ ایجاب و واجب ساختن است. یکی از معانی مکتوب یا کتاب، امر واجب است؛ واجبی که نوشته و حکم شده باشد. البته اشاره زیادی به نحوه روزه قوم و ادیان گذشته در قرآن نشده و اشاراتی به روزه شده است؛ اما به طور مشخص نحوه روزه گرفتن ادیان دیگر در قرآن کریم نیامده است.

به طور مشخص اگر بخواهیم روزه در اسلام را با روزه یهودیان مقایسه کنیم چه اختلاف‌ها و شباهت‌هایی به هم دارند؟

به طور مشخص در آیین‌های الهی و آنها که به عنوان اهل کتاب می‌شناسیم روزه به صورت جدی وجود داشته است. اولین این آیین‌ها، یهود است که یهودی‌ها در روزهای خاصی روزه می‌گیرند که به آن روز کیپور می‌گویند و در کنیسه‌ها دعا می‌خوانند و چند روز دیگر از سال وجود دارد که روزه شش روزه می‌گیرند. در یک نوع از روزه گرفتنشان خوردن و آشامیدن را 24 ساعته از غروب آفتاب تا غروب آفتاب روز بعد بر خود حرام می‌دانند، اما در روزهای دیگر ساده‌تر است و در کل هدف از روزه در دین یهود توبه از گناهان و درخواست حاجت از خداوند است.

روزه میان مسیحیان چگونه است؟

در مسیحیت هم روزه مطرح است؛ ولی نه به قوتی که در آیین یهود هست. مسیحیان خود را آزاد گذاشتند که در هر شکلی که مطلوب می دانند و باب دل و دلخواهشان هست روزه بگیرند از چند ساعت گرفته یا یک روز، حتی روزه وصل هم دارند که 2 روز را به هم وصل می‌کنند که در این شکل چند وعده غذا را صرف نظر می‌کنند یا در مورد بعضی از غذاها امساک دارند. همه این انواع و اقسام روزه‌ها در مسیحیت وجود دارد و همه را جایز و دارای ثواب می‌دانند. البته آنها برای رها شدن از عذاب و بعضی از نیت‌های دیگر که در ادیان دیگر وجود دارد روزه نمی‌گیرند، چون معتقدند کفاره همه گناهان و عذاب‌ها را حضرت عیسی(ع) چشیده و کشیده است و آنها مشکلی ندارند، ولی برای تقرب به خداوند و برای این که ریاضت و عمل صالحی انجام داده باشند روزه گرفتن را برای خودشان مطلوب می‌دانند و هدفشان را این می‌دانند که دل ما در مقابل خداوند نرم و فروتن باشد و نفس سرکش آنها ضعیف شود و به هر حال پرستش‌شان قوی‌تر و بهتر باشد.

برخی فرقه‌های مسیحیت مانند ارتدوکس که مقداری نسبت به آیین‌های دینی حساس‌تر هستند دوره‌های متعددی روزه هستند و روزه‌های بیشتری می‌گیرند، روز تولد حضرت مسیح(ع) و روزهای جمعه و برخی روزهای هفته و... عمده امساکی که انجام می‌دهند پرهیز از گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ و... است یعنی بیشتر روزه‌شان امساک از همه چیز نیست. امساک از بعضی از خوردنی‌هاست، ولی به هر حال معتقدند پرخوری نباید وجود داشته باشد و... .

در دیگر ادیان توحیدی مانند زرتشتیان و صائبیان روزه چگونه است و با دیگر ادیان چه فرقی دارد؟

سایر ادیان هم روزه دارند صائبین (پیروان حضرت نوح(ع) یا حضرت یحیی(ع)) که به تعبیر خداوند از اهل کتاب هستند در روزهایی از سال از خوردن گوشت و محصولات مغذی و اصلی خودداری می‌کنند و بعضی از روزهای سال را روزه می‌گیرند. در آیین زرتشت هم روزه وجود دارد. پیروان زرتشت معتقدند در روزه گرفتن هم شنوایی و هم اندیشه و احساس آنها باید روزه باشد و فقط روزه به معنای پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست. آنها روزهای دوم، دوازدهم، چهاردهم و بیست‌و‌یکم هر ماه را سعی می‌کردند گوشت نخورند و بعضی وقت‌ها حتی پس از مرگ بستگان خود چند روزی از خوردن بعضی غذاهای اصلی خودداری می‌کنند. معتقدند نباید در شرایط عادی در خوردن گوشت افراط کرد.

روزه در ادیان غیر الهی چگونه است؟ به نظر می‌رسد در برخی ادیان، صرف ریاضت و تهذیب نفس جایگاه مهمی دارد و چندان به این که این ریاضت باید برای خالق و رضایت او صورت گیرد، ‌توجه نمی‌شود. در چنین وضعیتی روزه چه معنا و شکلی پیدا می‌کند؟

سایر ادیان مانند هندو و بودایی هم روزه دارند و بیشتر بر تهذیب نفس و آماده کردن نفس انسان و آماده‌سازی آن تأکید دارند. از این جهت روزه را به عنوان یک عامل ارتقای روح و کنترل بدن و جسم می‌شمارند و بر این اساس روزه را به عنوان یک آداب دینی حتما رعایت می‌کنند. پس همان‌طور که قرآن فرموده است ادیان مختلف به عنوان یک عمل عبادی و اخلاقی در جهت ارتقای روح و کنترل نفس و بدن خودشان در مقابل مشکلات، گرسنگی و ناملایمات و بر حسب ارتقای اخلاقی و عملی سعی دارند روزه بگیرند و در روزه گرفتن ارزش‌های زیادی نهفته است. هم فواید و ارزش‌های جسمانی دارد و هم فواید و ارزش‌های معنوی و اخلاقی و اگر واقعا این عبادت منطبق بر فطرت انسانی نبود و اگر ارزش و فواید معنوی و مادی توأمان نداشت قطعا این‌گونه نبود که حکم مشترک همه ادیان باشد. اشتراک در ادیان و تقید به روزه در ادیان مختلف نشان می‌دهد منطبق بر فطرت است و فواید مادی و معنوی زیادی برای انسان دارد.

یکی از اثرات و نتایج روزه این است که انسان به فکر گرسنگان و همنوعان بیفتد. با توجه به مسائل مختلفی که در گوشه و کنار جهان وجود دارد وظیفه عملی ما در این مسیر چیست؟

عباسی‌مقدم: چند مفهوم در اخلاق دینی و قرآنی وجود دارد که به هم خیلی نزدیک هستند، مفهوم تقوا ورع و صبر که در حالت کلی معنای آنها خودنگهداری است. این مفاهیم و برخی مفاهیم دیگر نشان می‌دهد آنچه در بستر دینی طرح این مفاهیم خیلی اهمیت دارد لگام زدن بر نفس اماره است

علاوه بر مواردی که در مورد اثرات و اهداف روزه در ادیان مختلف بیان شد، روزه فواید اجتماعی بسیار زیادی دارد و انسان‌ها را به یاد همدیگر و به فکر دلسوزی و همدردی با یکدیگر می‌اندازد و کیست که نداند در زمان حاضر و در روزگار کنونی که در آفریقا و هم‌اکنون در کشور سودان بسیاری از اطفال و مردم بر اثر گرسنگی می‌میرند و از جایی به جای دیگر کوچ می‌کنند به امید آن که غذایی به دست بیاورند و در طول این مسیر جان خود را از دست می دهند در چنین دنیایی که یک طرف دنیای آن از نظر رفاهی و کثرت نعمت خسته شده و در طرف دیگر از نظر محرومیت و قحطی در شرایط سختی قرار دارند، در چنین روزگاری روزه گرفتن، همدردی با دیگران و مشارکت در غم‌ها و در واقع کمک به آنها برای این که از این گرسنگی و سختی بیرون بیایند و نجات پیدا کنند، است.

چه ارتباطی میان روزه گرفتن و تهذیب نفس وجود دارد؟

چند مفهوم در اخلاق دینی و قرآنی وجود دارد که به هم خیلی نزدیک هستند، مفهوم تقوا، ورع (که در قرآن نیست و در روایات آمده) و صبر که در حالت کلی معنای آنها خودنگهداری است. هم تقوا به معنای نگهداری و خویشتنداری نفس است و هم صبر به معنای نگهداشتن و کنترل نفس و روح آدمی است. ورع هم به معنای پاکدامنی است یعنی انسان دامن خود را از زشتی‌ها و پلشتی‌ها پاک نگه دارد. این مفاهیم و برخی مفاهیم دیگر نشان می‌دهد آنچه در بستر دینی طرح این مفاهیم خیلی اهمیت دارد لگام زدن بر نفس اماره است. انسان دارای وجود و شخصیتی است که دارای دو بُعد است یک بُعد فجور دارد یعنی فجورطلب و میل به گناه دارد و یک بُعد خیرخواه و خیرطلب و دوستدار خیر و نیکی و تقواست. این دو زمینه به انسان الهام شده؛ هم کنترل نفس و هم رها کردن نفس است.

در آیات و روایات بسیار زیاد بر تقوا و ورع و صبر تأکید شده است و در واقع کسی که تقوا و ورع داشته باشد دیگر هیچ مشکلی ندارد. صبر را کلید فضایل دانستند و با صبر و تقواست که انسان به یقین و مقامات عالی می‌رسد. عقل به معنای بندی است که عمل انسان را کنترل می‌کند. همین طور حکمت هم به معنای مانعی است که انسان را از خطای در اندیشه و خطای در عمل باز می‌دارد، حکمت یک ملکه نفسانی است که ما را از خطای در اندیشه و عمل باز می‌دارد پس حکمت و عقل هم باز ناظر به بحث خود نگه‌داری است. بالاترین مرتبه‌ای که انسان به لحاظ عملی و رفتاری به آن می‌رسد عصمت است. عصمت هم مرز کنترل است. یک انسان معصوم خود را از همه بدی‌ها و گناهان و خطاها دور نگه می‌دارد و مانع می‌شود در این ورطه‌ها بیفتد.

وجه مشترک همه این مفاهیم، خود‌نگهداری و خود‌نگه‌داشتن نفس و کنترل خود است. تهذیب نفس هم این‌گونه است. در تهذیب نفس انسان نفس را از بدی‌ها پاک می‌کند یعنی نفس را کنترل می‌کنیم که هر کار و فکر بدی را انجام ندهد و هر حالت بدی و حسدی را در خود نداشته باشد مهم‌ترین زمینه و عاملی که باعث تقویت خود‌نگه‌داری و خویشتنداری می‌شود، روزه است. روزه هم حکمت را در انسان تقویت می‌کند و هم صبر و هم تقوای انسان را زیاد می‌کند، چون قدرت امساک (خود نگه داشتن) انسان زیاد می‌شود. پس مهم‌ترین راه رسیدن به این ارزش‌‌های اخلاقی یعنی صبر، تقوا، حکمت و... روزه است.

جالب است در تفسیر «از صبر و نماز یارى جویید» (بقره‌/‌ 153) یکی از تفسیرها این است که منظور از صبر روزه است. در روایات آمده است که منظور از صبر در این آیه روزه است، چون پس از آن نماز که یک عبادت است آمده و مصداق صبر، روزه است. به وسیله روزه است که انسان می‌تواند به خود تمرین صبر و تقوا دهد. در روایات آمده که روزه سپر آتش است. اگر انسان سپر نداشته باشد به ورطه گناهان، غفلت، خودخواهی، خودکامگی و آتش می‌افتد، ولی وقتی روزه بود هم خودش را نگه می‌دارد و هم نسبت به دیگران دلسوز، مهربان و همدرد است. نه این که نسبت به دیگران بی‌تفاوت باشد، بنابراین معتقدم در ارتباط بین روزه و تهذیب نفس و خودسازی باید بگوییم روزه مهم‌ترین و بهترین عامل خودسازی است. اگر انسان روزه درست و کامل و بدون ریا و افراط و تفریط بگیرد و به عبادت بپردازد و سعی کند چنان که جسم خود را تطهیر می‌کند روح خود را هم تسویه کند و از اشتباهات ناخوشایند پرهیز کند، نیت خود را هم خالص کند قطعا یکی از قدم‌های مهم در خودسازی و تهذیب را برداشته است.

در حدیث قدسی آمده که خداوند درباره روزه می‌فرماید: «الصوم لی و أنا أجزی به: روزه فقط مال من است و فقط من به آن جزا می‌دهم» به نظر شما روزه چه ویژگی‌ و امتیازی بر دیگر عبادات دارد که خداوند درباره‌اش چنین می‌فرماید. آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی می‌فرمایند روزه خالص‌ترین عبادت‌هاست، چرا که برای بت‌ها نماز خوانده شده، قربانی شده اما کسی برای بت‌ها روزه نگرفته است. به همین خاطر روزه خالص‌ترین عبادت‌هاست. به نظر شما آیا این ویژگی برجسته روزه است؟!

معتقدم بیشتر به این خاطر است که روزه پنهان‌ترین عبادت است. یعنی وقتی کسی روزه است به هیچ وجه نمی‌تواند تظاهر کند مگر این که آن را به زبان آورد. اگر انسان به طور عادی روزه گرفته باشد پنهان‌ترین عمل عبادی را انجام داده است. نیت، فکر و اندیشه و اراده انسان در آن خیلی مهم است. هیچ تظاهری ندارد سخنی نمی‌گوید، عملی انجام نمی‌دهد بلکه پرهیز می‌کند. موقع صرف سحری هم زمانی است که هیچ‌کس او را نمی‌بیند، یعنی در خانه خودش است و نهایت این که خانواده‌اش آگاهی داشته باشند. کسی می‌تواند سحری بخورد و روزه نگیرد و حتی کسی می‌تواند امساک کند، ولی روزه نباشد و نیت روزه نداشته باشد واین شخص روزه‌دار محسوب نمی‌شود. به این خاطر فکر می‌کنم این عبادت تعلق ویژه به خداوند دارد و خداوند به نیات ما بیشتر از عمل ما تأکید دارد و اهمیت می‌دهد. البته این دو مکمل هم هستند ولی ارزش عمل به میزان نیت اوست. معرفتی است که دارد و خلوص نیتی است که پشت این عمل نهفته است و لذا چون روزه پنهانی‌ترین عمل عبادی است، خداوند آن را به خودش منسوب کرده و گفته است ای انسان حال که پنهانی و با نیت خالص و به درستی و با این که می‌توانی مخفی از دیگران روزه‌خواری کنی و خلاف آن عمل کنی، خود را نگه می‌داری و امساک می‌کنی و تقوا به خرج می‌دهی و صبر می‌کنی به این خاطر جزای ویژه‌ای قائل هستم و پاداش ویژه برای آن در نظر گرفتم که قرآن می‌فرماید: «هیچ انسان و نفسی نمی‌داند که خداوند چه چشم‌روشنی‌های جالبی برای پاداش اعمال نیک، صبر و نماز و جهاد او در نظر گرفته است و این است که خداوند فرموده: «الصوم لی و أنا أجزی به».

سید حسین امامی
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها