مراقبان نقشهای متعددی دارند. به عنوان مثال در خانه، مسوول ارائه برخی خدمات پزشکی به بیمارشان یا مسوول هماهنگی ویزیتهای پزشکی و انتقال او به مطب، درمانگاه یا بیمارستان هستند.
گاهی این افراد مسوولیت مدیریت امور مالی و قانونی فرد بیمار مثل پرداخت هزینهها، پیگیری بیمه و از کار افتادگی و... را نیز به عهده دارند. پس معمولا یک مراقب، علاوه بر این که مسوولیتهای قبلی در قبال شغل، زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعیاش را به دوش دارد، اجرای وظایف متعدد دیگری را هم باید متحمل شود.
در طول دوره مراقبت، مراقبان احساسات متضادی تجربه میکنند. از طرفی، به خاطر مراقبت از عزیزشان احساس رضایت خاطر میکنند و حتی گاهی متعجبانه متوجه توانمندیهای فیزیکی، مدیریتی و احساسی در وجود خود میشوند؛ توانمندیهایی که خود قبلا از وجودشان بیخبر بودهاند. آنها از این که میتوانند به وسیله مراقبت در سختترین شرایط، عشق و احترامشان را به فرد مورد علاقهشان نشان دهند، رضایت عمیقی را تجربه میکنند؛ ولی از طرفی مراقبت از بیمار مبتلا به سرطان به طور چشمگیری روی کیفیت زندگی فرد مراقب اثر میگذارد که البته این تاثیرات میتواند دلایل متعددی داشته باشد. مثلا نگرانی و ترس از دست دادن فرد مورد علاقه در طول مبارزه با بیماری، احساسی نیست که بتوان براحتی با آن کنار آمد. علاوه بر این درد جانکاه، فشار جسمی مراقبت و مشکلات مالی مثل هزینههای درمان بسیار آزاردهندهاند، بخصوص این که گاهی مراقبان شاغل به علت وظیفه مراقبت مجبورند مرخصیهای بدون حقوق بگیرند یا حتی ترک شغل کنند که این به بار مسائل مالی میافزاید.
محدودیتهای زندگی اجتماعی که به خاطر وظیفه مراقبت بر فرد مراقب تحمیل میشود، مشکل غیرقابل انکار دیگری است. فرد مراقب نمیتواند مانند قبل در فعالیتهای اجتماعی و تفریحی شرکت کند و گاهی کاملا از نظر اجتماعی منزوی میشود. گاهی به خاطر این محدودیتها و فشارها، فرد مراقب نسبت به بیمار احساس خشم میکند و بعد از آن به خاطر چنین احساسی خود را سرزنش میکند و دچار احساس گناه آزاردهندهای میشود.
مراقبت از بیمار مبتلا به سرطان به طور چشمگیری روی کیفیت زندگی فرد مراقب اثر میگذارد
به خاطر همین مسائل است که اضطراب، افسردگی، سردرد، خستگی، اشکال در تمرکز و مشکلات خواب در میان مراقبان شایعتر است، به طوری که برخی این مراقبان را بیماران پنهان مینامند.
ناگفته پیداست کیفیت زندگی مراقب مستقیم کیفیت زندگی بیمار را دستخوش تغییر میکند و به همین دلیل، مراقبان نقش بسیار مهمی بر وضعیت روانی و جسمی بیماران دارند. پس اگر میخواهید مراقب خوبی باشید باید ابتدا مراقبت از خود را فرا گیرید.
چگونه برای یک بیمار سرطانی، مراقب خوبی باشید
اطلاعات جمع کنید: تا آنجا که میتوانید از منابع قابل اطمینان درباره سرطان و درمان آن اطلاعات به دست آورید. داشتن اطلاعات کافی باعث ایجاد احساس کنترل در شما میشود و کمک کردن به بیمار را برای شما راحتتر میکند.
احساساتتان را بیان کنید: با بیمار راجع به نگرانیها و احساساتتان صحبت کنید. درست است که بیان نگرانی از بیماری و سرانجام آن سخت است، اما صحبت نکردن از آن، جو سنگینی را بین اعضای خانواده به وجود میآورد و افراد را از هم دور میکند. از طرفی پس از بیان احساسات و نگرانیها، معمولا افراد خانواده متوجه میشوند دچار احساسات مشابهی هستند و این احساسات باعث نزدیکی بیشتر آنها میشود.
بدون قضاوت به صحبتهای بیمار گوش کنید: اجازه دهید بیمار راجع به نگرانیهایش از نتیجه درمان و حتی مسائلی مثل مرگ و ترس از آن با شما صحبت کند. لازم نیست در این مواقع حرف خاصی بزنید. همین که شنونده خوبی باشید کمک بزرگی کردهاید.
راجع به خاطرات شاد گذشته صحبت کنید: بهتر است ضمن بیان خاطرات خوب گذشته درباره دستاوردهای مشترک زندگی صحبت کنید و این 4 اصل را فراموش نکنید: عزیزتان را ببخشید، از او طلب بخشش کنید، از او تشکر کنید و به او بگویید دوستش دارید.
از دیگران کمک بگیرید: برخی مراقبان تمام وظایف مراقبت را خود به عهده میگیرند و به علل مختلف کمک دوستان، آشنایان و فامیل را رد میکنند؛ در حالی که فرد مراقب باید بداند این کار نهتنها به ضرر او بلکه به ضرر بیمار تمام خواهد شد. بنابراین اگر میخواهد مراقب خوبی باشد، باید تا آنجا که میتواند برخی وظایف را به دیگران محول کند.
از خودتان خوب مراقبت کنید: برای خود تا آنجا که ممکن است وقت استراحت و تفریح بگذارید. سعی کنید به میزان کافی غذا بخورید و بخوابید و زمانهایی هر چند اندک را به سرگرمیهایی که قبلا به آن میپرداختید، اختصاص دهید.
در انتها باید بدانید مراقبت از تمام بیماران مزمن میتواند منجر به فرسودگی شود. در این راه بهرهمند شدن از خدمات روانشناسی و روانپزشکی میتواند سودبخش باشد.
دکتر عاطفه قنبری جلفایی
استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....