حالا بیشتر جنگلنشینها همین کار را میکنند، آنها درختان را برای تامین سوخت میبرند و دامهایشان را در جنگل میچرانند اما برای اینکه درآمدشان بیشتر شود کف جنگل درست زیر اشکوب درختها زراعت هم میکنند. جنگلنشینی که شغلی غیر از کشاورزی و دامداری یاد نگرفته معلوم است کاری بهتر از اینها از دستش برنمیآید، مخصوصا وقتی که میبیند مضر بودن جنگل برای او و خانواده و هم روستاییهایش بیشتر از نبود جنگل است.
پس بومیها، کشاورزی میکنند و برایشان اهمیتی ندارد که زراعت آن هم درست پای درختان جنگلی چه عواقبی دارد! یافتههای تحقیقاتی نشان میدهد بخش گستردهای از جنگلهای زاگرس مرکزی زیر اشکوب تودههای جنگلی در شیبهای مختلف، زیر زراعت دیم قرار گرفته و این در حالی است که زراعت دیم در زیر اشکوب از عمدهترین علل تخریب جنگلهای زاگرس است که در نهایت منجر به جنگلزدایی تدریجی، حذف گونههای جنگلی و ایجاد کانونهای عمده فرسایش خاک میشود.
در حوزه رودخانه بازفت استان چهارمحال و بختیاری از سطح 23هزار و 595 هکتاری جنگلهای این حوزه 2هزار و 805 هکتار آن زیر اشکوب تودههای جنگلی، زیر زراعت دیم رفته است. این در حالی است که نتایج بدست آمده از مقایسه تصاویر ماهوارهای، در فاصله سالهای 1354 تا 1382 نشان میدهد براثر تبدیل مراتع علفی و بوتهای به اراضی کشاورزی، مساحت زمینهای زراعی در منطقه حفاظت شده سبزکوه نیز بیش از 5/3 برابر افزایش یافته است.
به عبارت دیگر بررسی تغییرات پوشش سطح زمین طی 3 دهه گذشته با استفاده از فناوری سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی درمنطقه حفاظت شده سبزکوه دراستان چهارمحال و بختیاری نشان داده مساحت اراضی کشاورزی از 5/301 هکتار در سال 1354 به 9/1099 هکتار در سال 1382 افزایش یافته است. نقشه توزیع مکانی این تغییرات نیز نشاندهنده تمرکز آن در شمال غرب و شمال شرق منطقه ـ جایی که روستاهای بزرگ و شهرها قرار داشتهاند ـ است که برای تامین معاش خود و نیز بر اثر توسعه و تسهیل سیستمهای آبیاری به توسعه کشاورزی روی آوردهاند.
این در حالی است که مطالعات انجام شده نشان میدهد مساحت مراتع علفی منطقه سبزکوه از 9هزار و 460 هکتار در سال 1354 به 5 هزار هکتار در سال 1382 کاهش یافته در حالی که ورود دام بیش از حد ظرفیت مجاز در مراتع در کنار عواملی چون خشکسالی باعث کاهش سطح مراتع علفی در سبزکوه شده است.
حال جنگلها در این میان بر سر دو راهی ماندهاند آن هم دو راهیای که یک سویش ماندن و پابرجا ایستادن جنگل است و سوی دیگرش تلاش جنگلنشینها برای زنده ماندن که به نظر میرسد در این کش و قوس جنگلها بیشتر از بومیها آسیب ببینند.