در فضای پیرامونی ما یک سری تهدیدها وجود دارد و همیشه یک سری فرصتها برایمان پیش میآید. به عنوان نمونه شاید کسی در محل کارش مشکل داشته یا اینکه کمبود یا مشکل مالی داشته باشد و مسائلی از این دست که این روزها در زندگیمان کم نیستند. حال این هنر ماست که بتوانیم این تهدیدها را به درستی بشناسیم و بتوانیم آنها را به فرصت تبدیل کنیم.
به عنوان مثال، بسیاری از مدیران از همین شرایط سخت آموختهاند که چگونه مهارتهای مذاکرهشان را ارتقا دهند یا اینکه چگونه با دیگران تعامل مالی برقرار کنند و به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند با تقویت شبکههای اقتصادی و اجتماعیشان از این شرایط عبور کنند یا اصلاً به درک این نکته رسیدهاند که «شکست» را بپذیرند و تجربه آن را برای پیشرفت آیندهشان به کار گیرند. ما نیز در طول زندگی چنین شرایطی را تجربه میکنیم.
اگر خودمان را درست بشناسیم، بهتر میتوانیم تصمیم بگیریم؛ ذات و توانمندیهای خود را بهتر در مییابیم و برآن اساس حرکت کنیم؛ سفر کردن یکی از کارهایی است که این فرصت را در اختیار ما قرار میدهد، فرصتی برای خودشناسی. سفر در ذات خود، یک فعالیت مدیریتی است. کارگاهی عملی و متشکل از متغیرهای مختلف است. برنامهریزی اقتصادی، برنامهریزی زمانی، تعامل با همسفران، راضی نگهداشتن همراهان و... آنانی که سفر میکنند میدانند که سفر کردن بدون دردسر نیست، اما گویی که درست از میان مشکلات، راهحلی یافت میشود یا اینکه تو میآموزی چگونه نگاهت را نسبت به موضوعی که در چمبرهاش گرفتار آمدهای، تغییر دهی.
این نکته مهم است که بیاموزیم تغییر باید در درون ما رخ دهد. اینکه دریابیم سختی یا آسانی هیچکدام پایان دنیا نیستند. اگر سختی هست و آن را تهدید میدانیم، باید پویایی ذهنمان را بیشتر کنیم و ایمان داشته باشیم که میتوانیم مشکلات را حل کنیم و دریابیم که سختیها آزمونی هستند برای آزموده شدن و قدرتمندتر شدن ما و حتی اگر آسانی یافتیم، بدانیم رهتوشه ما از این آسانی چیست و چگونه میتوانیم از این شرایط برای ساختن فردایی بهتر استفاده کنیم.
سفر در ذاتش توامانی از سختی و آسانیهاست. سختیهایش از این جهت خوب است که مانند یک کارگاه عملی به ما فرصت میدهد تا مهارتهای خود را ارتقا دهیم و به کمکمان میآید تا بتوانیم به جای تسلیم شدن در برابر شرایط تا سرحدامکان آنها را در جهت اهداف خود تغییر دهیم و...
مریم چهاربالش
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)