شراب عشق تو در‌چشم آهوان پیداست

کتاب «پشت پرچین واژه‌ها» سروده شاعر جوان یزدی فرزانه سعادتمند را وقتی در دست می‌گیرم و ورق می‌زنم پیش از هر چیز چند سطری که پشت جلد کتاب نوشته شده است توجه‌ام را جلب می‌کند. سطرهایی که احتمالا ناشر کتاب یعنی «فصل پنجم» با مدیریت پرویز بیگی حبیب‌آبادی در پشت کتاب درج کرده است: «مجموعه حاضر، حاصل نخستین کوشش‌ها و جوشش‌های شاعران جوان امروز، در عرصه شعر و شاعری است. هرچه هست، این نخستین گام‌ها از شاعرانی که روزی روزگاری قله‌های ادب پارسی را فتح خواهند کرد، به یادگار خواهد ماند و همه همت ما، ثبت و ضبط همین تجربه‌ها و تامل‌هاست... »
کد خبر: ۳۶۱۷۳۷

این که ضرورت، فواید و آسیب‌های چاپ و انتشار این تجربه‌ها و گام‌های نخستین تا چه اندازه است خود موضوعی جداگانه است که در حوصله این یادداشت نمی‌گنجد، اما نخستین و بیشترین تاثیر خواندن این سطرها این است که کار نوشتن و نقد کردن را کمی دشوار می‌سازد چراکه تاکید می‌کند با شاعری روبه‌رو هستیم که از یک سو در آغاز راه است و همچون جوانه‌ای که در حال رشد است و ممکن است با کوچک‌ترین سرما و بادی بلرزد و طعم شکوفایی را نچشد و از سویی اگر این جوانه و نهال را به حال خود رها کنیم ممکن است در راه رشد گرفتار برخی آفات شود.

آنچه که در همین ابتدا باید بگویم این است که «پشت پرچین واژه‌ها» را به عنوان تجربه نخست یک شاعر کلاسیک سرا مجموعه‌ای به نسبت موفق می‌توان تلقی کرد بویژه در حوزه شعر آیینی و غزل‌هایی که شاعر برای مفاهیم اخلاقی و موضوعات دینی سروده است تقریبا با آثار موفق‌تری روبه‌رو هستیم. این مجموعه بجز شعر آخر که مثنوی است تنها غزل‌های فرزانه سعادتمند را دربرمی‌گیرد و نشان می‌‌دهد که با شاعری روبه‌رو هستیم که حداقل در فرم و قالب، تکلیف خودش را در نخستین تجربه‌هایش مشخص کرده و دغدغه اصلی‌اش غزل است. البته همین جا باید این نکته را هم یادآور شد که به زعم نگارنده موفق‌ترین شعر کتاب همان مثنوی پایانی است؛ مثنوی که از نظر مطلع با یکی از غزل‌های آغازین کتاب یکسان است و نسبت برادری دارند.

غزل‌هایی که سعادتمند در این کتاب منتشر کرده است هم از نظر زبانی و هم از نظر نوع برخورد شاعر با قالب، فرم و ساختار کاملا یکدست و یکنواخت هستند و حتی می‌توان از نظر دایره واژگانی و ترکیب‌هایی که او به استخدام در می‌آورد هم تا حدودی این یکنواختی را مشاهده کرد.

به عبارت بهتر مهم‌ترین آسیبی که من به این مجموعه و شعرهای سعادتمند وارد می‌دانم این است که در این مجموعه ما کمتر با جسارت یک شاعر جوان روبه‌رو می‌شویم جسارتی که مهم‌ترین مولفه شعر جوان در روزگار محسوب می‌شود و نسبتی مستقیم با خلاقیت و نوآوری هم دارد و تا آن شور و جسارت شاعرانه نباشد قطعا خلاقیت و نوآوری هم به ندرت در یک شعر تجلی می‌یابد.

سعادتمند در «پشت پرچین واژه‌ها» شاعری محافظه کار است که سعی کرده به آرامی از آنچه دیگران آزموده‌اند و راه‌هایی که دیگران رفته‌اند و آزمون و خطاهایی که شده حداکثر بهره را ببرد و بی‌هیچ حاشیه‌ای غزل بسراید؛ غزلی سالم و با رعایت همه اصول و مبانی که یک شعر خوب لازم دارد و نه یک شاهکار و غزلی ماندگار و نوآور.

به عنوان مثال شعری که او برای امام رضا (ع) سروده است را هم با هم می‌خوانیم:

... و ردپای تو بر وسعت زمان پیداست

ضریح عشق تو در چشم آسمان پیداست

کبوترانه دلم را به دوش می‌گیرم

که آسمان تو در زیر پلک جان پیداست

به دشت می‌رسم و مست می‌شوم امشب

شراب عشق تو در چشم آهوان پیداست

توان ندارم و جان، تشنه نوازش توست

بر آسمان حرم، دست مهربان پیداست

کویر یخ زده‌ایم ای بلاغت باران

و آفتاب تو از سمت بی‌کران پیداست

نشان مادر دریا در این هوا جاری ست

که در غروب حرم یاس بی‌نشان پیداست

دوباره شاعر تنها و صحن ساده عشق

دوباره عشق تو در حس واژگان پیداست

هزار تن که تو تاب و توانشان شده‌ای

هزار توس، تلاطم در آسمان پیداست

غزلی که با هم خواندیم غزلی کامل است که هیچ منتقدی نمی‌تواند بگوید این غزل از نظر محتوا، مضمون، فرم، ردیف، قافیه، زبان و... مشکل دارد. غزلی که خوب سروده شده است اما غزلی ماندگار و متمایز نیست. به عبارتی این غزل غزلی نیست که با پتانسیل قوی، خلاقیت و نوآوری شاعرش را در صف طولانی شعر آیینی و غزل امروز از دیگران متمایز کند و باعث شود که او یک پله بالاتر قرار گیرد.

برای امام رضا (ع) بسیار شعر سروده است که اکنون در حافظه ما بسیاری از آنها به فراموشی سپرده شده‌اند و این غزل هم در همین ردیف قرار می‌گیرد و به عنوان مثال نمی‌تواند همچون شعر عامیانه‌ای که سهیل محمودی برای حضرت ثامن الائمه سرود در زبان‌ها و ذهن‌ها جا خوش کند: دوست دارم نگات کنم / تو هم منو نگاه کنی / من تو را صدا کنم / تو هم منو صدا کنی / قربون صفات برم / از راه دوری اومدم / تا رضا رضا کنم / تو هم من و رضا کنی ...

شعر سعادتمند به نظر می‌رسد با آنچه که در یکی دو دهه اخیر در سرزمین غزل رخ داده است تا حدودی بیگانه است. غزل در سال‌های اخیر بی‌آن که قصد قضاوت داشته باشم بسیار بیشتر از حدود یک هزار سال سابقه‌اش در معرض نوآوری و جسارت شاعران قرار گرفته است.

در شعر فرزانه سعادتمند ما بیشتر با نوعی از بیان عاطفه روبه‌رو هستیم که این عاطفه گاه برای یک تو معشوق حقیقی سروده شده و گاه درگیر مفاهیم دینی می‌شود، اما نقطه مشترک هر 2 رویکرد در منفعل بودن عاطفه است به عبارتی حضور عاطفه گاه باعث ارتباط نزدیک‌تر و صمیمانه‌تر مخاطب با شعر و تحریک خواننده می‌شود وگاه منجر به یکدستی شعر و پیوند خوردن ابیات مختلف به هم و در نهایت خلق یک کل واحد می‌شود که در شعر سعادتمند کمتر شاهد آن هستیم که هر 2 این موارد در کنار هم قرار گیرند و نتیجه‌اش کشف حس‌های شخصی و درونی و بیان فراگیر آن باشد.

به باور این قلم آنچه گریبان شاعر جوان یزدی ما را در این مجموعه گرفته است احساساتی‌گری و مستقیم‌گویی عاشقانه است که باعث شده به جای بهره‌گیری شاعرانه از عاطفه در کنار دیگر امکانات و عناصر شعری مانند تخیل، تصویرسازی، تشبیه‌های بکر و نایاب برخی آثار را تا سطح دستنوشته‌های احساساتی تنزل دهد.

نکته دیگری که در باب این مجموعه می‌توان یادآوری کرد محدود شدن غزل به مضامین صرفا عاشقانه و تهی شدن از مضامین اجتماعی، فلسفی، سیاسی و... است اگرچه ذات غزل همان ماهیت لیریک و تغزل‌گونه آن است، اما شاعر غزلسرای چیره‌دست می‌تواند حتی از درون یک مفهوم دینی و عاشقانه و در بستر یک روایت تغزلی گریزی به مفاهیم اجتماعی هم بزند که نمونه عالی آن را اگر بخواهیم در همین دوران و روزگار معاصر مثال بزنیم در آثار روانشاد سیدحسن حسینی می‌توان جستجو کرد. اما اگر بخواهم به مهم‌ترین نکته مثبت و قوت این مجموعه که واقعا هر مخاطبی را با توجه به سن و سال شاعر حیرت‌زده می‌کند اشاره کنم، تبحر و تسلط شاعر بر عروض و وزن شعر فارسی است.

بی‌تردید انتخاب وزن‌، نسبتی مستقیم با محتوا و انعطاف‌پذیری و کارآیی بیشتر شعر دارد و این مجموعه شعر نشان می‌دهد که فرزانه سعادتمند بخوبی بر این داستان آگاه است و حتی در وزن‌های بسیار بلندی که او برای برخی غزل‌هایش برگزیده است بندرت می‌توان بیتی پیدا کرد که شاعر گرفتار و اسیر وزن شده باشد و به نظر می‌رسد اگر او بتواند این تبحر و تسلط خود را کمی با نوآوری‌های فرمی و زبانی و ترکیب‌سازی ترکیب کند در مجموعه‌های بعدی قطعا شاهد آثار بهتر و درخشان‌تری از او خواهیم بود.

سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها