حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سال 1953 نوعی وزغ موسوم به وزغ نیشکر از هاوایی به استرالیا منتقل شد با این امید که با استفاده از این جانور، جمعیت سوسکهایی که برای اراضی کشاورزی این کشور به یک آفت جدی تبدیل شده بودند، تحت کنترل قرار گیرند با این حال نتیجه چیز دیگری شد و خسارات جبرانناپذیری به این اراضی وارد شد. مثالی دیگری که در این زمینه میتوان مطرح کرد به آفریقا مربوط میشود، جایی که از نوعی حلزون ویژه مناطق خشکی در منطقه پلنیزی فرانسوی استفاده شد. در نتیجه این اشتباه نسل نوعی حلزون دیگر موسوم به حلزون درختی تا مرض انقراض پیش رفت.
با توجه به خطراتی که استفاده از آفتکشهای طبیعی به همراه دارند، بسیاری از دانشمندان هشدار میدهند که در استفاده از آنها باید جوانب امر را در نظر گرفت. نکته مهم این است که در این روش در صورت بروز هرگونه اشتباهی، جبران خسارات به وجود آمده کار بسیار دشواری خواهد بود. دیک شاو در این خصوص میگوید: در کشورهایی نظیر انگلیس که به فناوری استفاده از فاکتورهای بیولوژیکی جهت مقابله با آفتها توجه جدی میشود، انجام مطالعات مختلف آزمایشگاهی فراتر از یک ضرورت جدی است. در سالهای اخیر بالغ بر یکهزار مورد انتشار آفتکشهای طبیعی در سراسر زمین انجام شده که خوشبختانه از این تعداد تنها 8 مورد با شکست مواجه شده و جالب اینکه 7 مورد از این 8 مورد را دانشمندان پیشبینی کرده بودند اما به واسطه تصمیمگیریهای نادرست مقامات، خسارات جدی به اراضی کشاورزی مناطق تحت پوشش وارد شد. با این حال اگر استفاده از آنها بدرستی و مبتنی بر یافتههای مورد تایید دانشمندان انجام شود میتوان به کنترل بیولوژیکی بهعنوان یک جهش خیرهکننده در مدرن شدن صنعت کشاورزی در سراسر جهان نگاه کرد. گذشته از تمامی این نکات، چه چیزی بهتر از طبیعت از نقاط ضعف برخی از اعضای خود (آفتها) مطلع است؟ و اینجا دقیقا همان نقطهای است که دانشمندان حساب ویژهای روی آن باز کردهاند. به عقیده دیک شاو، هوشیاری حشراتی که به عنوان آفتکش طبیعی به کار گرفته میشوند در نوع خود هیجانانگیز است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....