حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تا آنجایی که به یاد دارم تاکنون هیچ همایش و سمیناری درباره طنز رادیویی حداقل در خود سازمان صداوسیما برگزار نشده است. چه شد که به فکر برپایی چنین همایشی افتادید؟
بله، این نخستین هماندیشی طنز رادیویی است که برگزار میشود. البته در سال 78 یک سمینار بزرگی در مرکز تحقیقات سازمان برگزار شد که حاصل آن کتاب سنجش شماره 13 و 14 بود که در مورد طنز، مقالات خوبی را گردآوری کرد، اما نه با محوریت طنز رادیویی. در واقع این دو جلد مجموعه مقالاتی با محوریت طنز و رسانه است، اما با مساعدت و پشتیبانی جناب آقای صوفی معاونت محترم صدا، مسوولیت برگزاری این هماندیشی به رادیو فرهنگ گذاشته شد.
خوب با توجه به گستردگی مفهوم فرهنگ چرا به طنز رادیویی تا این اندازه توجه شد؟
اساسا برگزاری این نشستها و همایشها در دستور کار همه شبکههای رادیویی قرار دارد، اما توجه به مقوله طنز در رادیو به اهتمام ویژه این رسانه به مقوله طنز در سال 89 برمیگردد؛ به همین دلیل احساس کردیم که اولین گام در این مسیر، شناخت علمی و درست طنز است. ضمن این که جامعه ما در شرایطی قرار دارد که بیشتر به طنز محتاج است.
یعنی این ضرورت در گذشته نبود یا رادیو به این موضوع توجهی نمیکرد؟
نه اینکه رادیو به طنز توجه نمیکرده، اتفاقا یکی از باسابقهترین و معروفترین برنامههای رادیو، صبح جمعه با شما بود که یک برنامه طنز بود، اما حجم برنامههای طنز کافی نیست یا برخی از آنها به ورطه تکرار افتادهاند. از سوی دیگر مقوله طنز نیز مثل هر پدیده دیگری به نوآوری و خلاقیت نیاز دارد و ضروری است تا رادیو به راهبردهای عملی این خلاقیتها در طنز دست پیدا کند. به طور کلی 3?رویکرد اطلاعاتی و آموزشی، تفریحی و سرگرمی و ارشادی ـ تربیتی که هر کدام از اینها باید بیش از 30 درصد برنامههای صداوسیما را پوشش دهد. اما سالهاست که در رادیو ما حتی 10 درصد را هم به طنز اختصاص ندادیم.
ضمن این که خود طنز به تنهایی نیز میتواند اهداف این سه رویکرد را محقق کند.
دقیقا همین طور است. طنز به واسطه جذابیتی که دارد آموزش و انتقال فرهنگ را تسهیل کرده و به فرهنگسازی در سطح عمومی کمک میکند.
آقای کاظمزاده خود طنز رادیویی، اصطلاح معناداری است، به این معنی که ویژگیها و ظرفیتها و محدودیتهای خود رادیو به عنوان یک رسانه نیز به شکلگیری نوع خاصی از طنز در رادیو دامن میزند. فرضا شنیداری بودن این مدیوم و فقدان تصویر در رادیو موجب میشود که مثلا طنز نمایشی و موقعیت امکان ظهور در رادیو را نداشته باشد و بنیان طنز در این رسانه بر مبنای طنز کلامی قرار بگیرد. به نظر شما قالب طنز در رادیو صرفا طنز کلامی باید باشد یا میتوان به انواع دیگر طنز در رادیو هم پرداخت؟
درست است که ابزار رادیو سخن و کلام است اما طنز صرفا در گفتار خلاصه نمیشود. مهمترین عاملی که میتواند طنز را ماندگار کند و گسترش دهد تخیل است و این ویژگی منحصر به فرد رادیو است و تلویزیون هم از این امتیاز محروم است. در کنار این مساله با مقوله شخصیتپردازی و تیپسازی در طنز هم مواجه هستیم که بسیاری از طنزهای موفق رادیویی بر همین اساس شکل گرفته است. به عنوان مثال شخصیت ملون و دست و دلباز با اجرای هنرمندانه مرحوم نوذری یا استاد خرناس با اجرای داریوش کاردان نمونههای موفق شخصیتپردازی طنز در رادیو هستند که در ذهن شنوندگان رادیو ماندگار شده است لذا طنز رادیویی صرفا به طنز کلامی محدود نمیشود. ما در رادیو فرهنگ طنز را در سه حوزه سیاسی ـ اجتماعی، حوزه فرهنگ و ادبیات و حوزه طنز جهانی به آن میپردازیم ضمن اینکه سعی میکنیم طنز خلاقه و روز را هم فراموش نکنیم.
ما در رادیو با مخاطبان مختلفی روبهرو هستیم و طیفهای متنوعی از گروههای سنی به طنز نیاز دارند. قطعا برنامه طنز بزرگسالان برای کودکان مناسب نیست. آیا در رادیو برای این مساله تمهیداتی اندیشیده شده است؟
کاملا درست است و ما سعی کردیم با توجه به سطح مخاطبان، طنزهای متفاوتی را مورد توجه قرار دهیم. ازجمله سیاستهای ما در این زمینه توجه بیشتر به طنز کودک و نوجوان و کشف استعدادهای شایسته در میان این طیف سنی است.
برخی از اهالی فرهنگ و ادب انتقاداتی به برخی از برنامههای طنز رادیویی دارند، به این معنی که استفاده از یک نوع ادبیات مخدوش در حوزه طنز بتدریج به زبان فارسی لطمه میزند و با توجه به گستردگی رادیو در بین مردم این یک خطر جدی برای زبان و فرهنگ ماست آیا در این همایش به آسیبشناسی طنز رادیویی هم توجه شده است؟
بله، ما در روز دوم هماندیشی در 6 اردیبهشت با تشکیل کارگاههای تخصصی طنز به آسیبشناسی طنز رادیویی خواهیم پرداخت و امیدوارم به نتایج خوبی در این زمینه دست پیدا کنیم.
شبکههای رادیویی علیرغم گستردگی در سراسر کشور و مراکز استانها نتوانستهاند از ظرفیتهای بومی و محلی طنزدرست استفاده کنند آیا برای طنزهای محلی هم برنامهای در نظر دارید؟
تقریبا 68 برنامه طنز از مراکز استانها به دبیرخانه همایش رسیده است که نشان میدهد در شهرستانها نیز به مقوله طنز توجه خوبی شده است. همین دستاوردها نیز نشان میدهد شبکههای رادیویی در مراکز استانها توانستهاند از ظرفیتهای بومی و محلی خود در خلق و تولید طنزهای رادیویی به درستی استفاده کنند. با این حال برای شناخت و پرورش استعدادهای طنز در شهرستانها برنامه مدونی وجود نداشته و چه بسیار استعدادهای طنزپردازی که انرژی و توان خود را از دست دادهاند. ما امیدواریم که برگزاری این همایش گام مهمی باشد در جهت شناخت استعدادهای قابل در زمینه طنز رادیویی.
آنچه که همپای خود همایش اهمیت دارد دستاوردهای آن است. آیا نتایج این همایش در سیاستگذاریهای رادیو در بخش طنز موثر خواهد بود؟
علاوه بر آسیبشناسی طنز رادیویی که میتواند راهبردهای عملی برای اعتلای طنز رادیویی باشد در معاونت صدا نیز شورای عالی طنز رادیویی تشکیل خواهد شد تا بتوانیم در مجموع از همه این دستاوردها در راستای بهبود طنز رادیویی بهرهمند شویم.
شما به عنوان مدیر رادیو فرهنگ آیا طنز را با توجه به مخاطبان خاصی که دارید به شکل ویژه و فاخرتری دنبال خواهید کرد؟
ژان پل سارتر درباره طنز اصطلاح لبخند درونی را به کار میبرد. به نظر من آنچه به لبخند بیرونی منجر میشود کمدی است، آنچه به لبخند درونی منجر میشود طنز است و آنچه هم به قهقهه میانجامد هجو و هزل است. ما به هر سه این مقولات توجه میکنیم، اما رویکرد اصلی ما در رادیو فرهنگ طنز و لبخند درونی است که دوبال تامل و تفکر هم آمیخته است و در نهایت به بهبود زندگی میانجامد.
سیدرضا صائمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....