شاید اگر قرار بود باشگاه سپاهان نیز طبق روال معمول در سطح فوتبال و ورزش ایران، پشت سرهم مدیرعامل عوض کند، امروز به این سطح از موفقیت و مراتب حرفهای نمیرسید. اما در این باشگاه اصفهانی همه چیز بر اساس برنامه پیش میرود تا با کاسته شدن از تصمیمات احساسی و آنی و حتی به صفر رسیدنشان برای هر تصمیمی ساعتها وقت گذاشته شده و فکر و منطق پشت سر تصمیمات کلان باشگاه قرار گیرد. واقعیت این است که اگر چنین عمل نمیشد، فرقی میان این باشگاه و دیگر باشگاههای موجود در سطح کشور وجود نداشت و از این منظر آنچه امروز سپاهان را از دیگر همتاهای خویش متمایز کرده، برمیگردد به کلاننگری مدیران باشگاه، از مدیرعامل گرفته و اعضای هیات مدیره که هیچ وقت نخواستهاند از این حضور بهرهبرداری تبلیغاتی برای خویش کنند و بیش از آنکه در جلسات هیات مدیره حرف بزنند، صحبتها و نقطه نظراتشان در روزنامهها و رسانههای ورزشی انعکاس یابد. از این نظر همه چیز در سپاهان بر اساس اهداف سازمانی پیش رفته است تا امور اجرایی به مدیرعامل به عنوان مجری تصمیمات هیات مدیره ختم شود.
حضوری خوب در عرصه فوتبال باشگاهی و همینطور لیگ قهرمانان آسیا، توجه به فاکتورها و مولفههای حرفهایگری بر اساس متدهای AFC، حرکت در چارچوب خصوصی شدن و درآمدسازی و... باعث شده تا امروز نام سپاهان در آسیا جلوتر از استقلال و پرسپولیس به چشم مسوولان کنفدراسیون فوتبال آسیا بیاید.
به گواه بیشتر کارشناسان ورزش، موفقیتهای چند سال اخیر باشگاه سپاهان ناشی از مدیریت برنامهمحور این باشگاه است. به نظر شما به عنوان مدیرعامل باشگاه مولفههای مدیریت موفق ورزشی چیست؟
پیش از هر چیز نکتهای را صادقانه بگویم که موفقیت سپاهان را یک حرکت فردی، مقطعی و اتفاقی نمیدانم و فرآیند برنامهمحور را زمینه موفقیت کار خود میدانیم. اینکه یک مجموعه هماهنگ، همفکر و همراه با رعایت تقسیم کار به گونهای عمل کرده که زمینههای این موفقیت را فراهم آورد. در این حرکت برنامهمحور، فعالیتهای اقتصادی و درآمدزایی نیز مدنظر بوده است. از سوی دیگر تلاش کردیم خارج از ظرفیتهای مالی خود قدم برنداریم و به عبارتی دنبال حرکتهای ایدهآلیستی نبوده و بر اساس واقعیتهای ورزش گام برداریم.
منظور شما این است که پرهیز از حرکت ایدهآلیستی و با حساب و کتاب حرکت کردن، مولفه اصلی موفقیت سپاهان است؟
به طور خلاصه بگویم برنامهمحوری، حرکت و فعالیت بر اساس دستورالعملهای از پیش تعیین شده باعث موفقیت بوده است، البته نمیگویم که هیچ وقت تصمیمات آنی نگرفتهایم، بلکه حرکت تیمی هماهنگ و در صحنه بودن خودم و معاونان به طوری که اداری با تشکیلاتمان برخورد میکنیم، (از 8 صبح کار را شروع کرده و بعضا تا 8 شب کار را ادامه میدهیم.) طبیعتا این نکته باعث نظارت و کنترل کامل بر همه امور میشود. کار باشگاه، کار اول و آخر ماست و نه کار چندم در نتیجه حضور در متن کار را یکی دیگر از عوامل موفقیت باشگاه میدانیم.
طبیعتا این حضور تمام وقت و به قول خودتان در متن کار بودن باید با استانداردهای مدیریتی همراه باشد؟
دقیقا. ما از حرکت بر اساس استانداردهای جدید مدیریتی غافل نیستیم. باشگاه سپاهان اولین مجموعهای است که ایزوهای مختلف مدیریتی را اخذ کرده است و در آستانه کسب استاندارد آموزشی هم هستیم.
به مقوله آموزش اشاره کردید؛ نکتهای که در بخشهای مختلف ورزش ایران مغفول واقع شده و در حد شعار باقی مانده است. شما در این زمینه چه اقدامی کردهاید؟
ما به هیچ عنوان به دورههای آموزشی فدراسیونها و حتی کنفدراسیونها اکتفا نمیکنیم و دورههای آموزشی متعددی را برای بخشهای اداری، اجرایی و ورزش خود برگزار میکنیم. این نکته سبب شده عملکرد روزانه مجموعه ما با اطلاعات روز جلو برود، چون حتی به مدارک کنفدراسیونهای رشتههای مختلف بسنده نکرده و مدارج بالاتر را مدنظر قرار دادهایم. جالب اینکه برخی باشگاههای دیگر هم مربیان خود را به دورههای آموزشی ما اعزام میکنند.
اگر بخواهید از میان موارد ذکر شده یکی را به عنوان محور اصلی موفقیت باشگاه سپاهان بدانید، گزینه شما کدام است؟
صمیمیت و هماهنگی کامل میان اجزای مختلف سازمان و هیات مدیره. من محور اصلی موفقیتمان را هیات مدیره میدانم. هیات مدیرهای که فعال، بافکر، با برنامه و پر تلاش در جهت سیاستگذاری گام برمیدارد و به هیچ عنوان دنبال کارهای تبلیغاتی و ژورنالیستی نیست.
یعنی با توجه به این شاخصه اعضای هیات مدیره، قدرتطلبی و منافع شخصی در این چارچوب محلی از اعراب پیدا نمیکند.
در هیات مدیره باشگاه، کسی به دنبال این نیست که چهرهای رسانهای باشد. همه موارد باشگاه در هیات مدیره به صورت همهجانبه بررسی میشود و خودمحوری، خودکامگی و مسائلی از این دست محلی از اعراب ندارد و تنها موفقیتهای سازمانی مدنظر است.
با توجه به این دیدگاه که موفقیت ورزش را در گرو ورزشی بودن مدیریت آن میدانند، اعضای هیات مدیره باشگاه سپاهان تا چه حد ورزشی هستند؟
در ترکیب اعضای هیات مدیره باشگاه سپاهان هم مدیران صنعتی و علمی و هم ورزشی وجود دارند؛ البته نه به این معنا که ورزشی مطلق باشند، بلکه کار ورزشی هم کردهاند و با الفبای ورزش آشنا هستند. در طول هفته همواره جلسات هیات مدیره را برگزار میکنیم و گاه در هفته 2 بار هم این اتفاق میافتد. اینها همه بیانگر انسجام سازمانی باشگاه است.
همین انسجام سازمانی که به آن تاکید دارید باعث شده بود سپاهان طی سالها با وحدت رویهای مشخص برای تیم فوتبالش تصمیمگیری کند. یعنی در سیاست باشگاه استفاده از مربیان بومی جایگاه ویژهای دارد و در صورتی نیز که از مربی بومی استفاده نشود، رویکرد به مربیان خارجی مورد توجه قرار گرفته است؛ اما امسال برای اولین بار شاهد هستیم که سپاهان این تابو را شکسته و سراغ یک مربی غیربومی به نام امیر قلعهنویی رفته است. به نظر میرسد از مدتها پیش عملکرد او را زیرنظر داشته و بیگدار به آب نزدهاید؟
صددرصد همین طور است. ما فعالیت همه مربیان کشور را رصد میکردیم. بله ما به مربیان خارجی علاقهمندیم، اما به هر حال مربیان خارجی تا با فضای ایران و فرهنگ بازیکنان آشنا شوند، این کار زمانبر است. در ضمن به هر حال بازیکنان هم زمان میخواهند تا با ایدهها و تفکرات سرمربی خارجی تیمشان هماهنگ شوند. امسال این فاکتور زمانی برای آشنایی طرفین در سپاهان نمیتوانست اقدامی مطلوب به حساب آید، آن هم وقتی که در کوران مسابقههای مختلف بوده و باشگاهی پرطرفدار هستیم که انتظارات از آن بالاست؛ بنابراین نمیتوانستیم دست به خطر زده و به نوعی سیاست آزمایش و خطا را مورد توجه قرار دهیم. در این شرایط امیر قلعهنویی به عنوان یک مربی موفق ایرانی که مدارج ورزشکاری را بخوبی پشت سر گذاشته و بهترین موقعیتهای باشگاهی و ملی را در دوران بازیکنی داشته است و در حوزه مربیگری یک فرد پرکار، پرانرژی و اهل مطالعه است و دانش روز را هم دارد، حساب شده در کانون توجه باشگاه قرار گرفت. قلعهنویی شاید تنها مربی ایرانی است که در دورههای بینالمللی هم شرکت کرده و در کنار تیمهای خارجی در دورههای مختلف حضور داشته است. مهمتر از همه اینها وقت زیادی صرف کار میکند و خانوادهاش را نیز با خود در محل خدمتش همراه میکند و به طور کلی مربی علاقهمند و عاشقی است.
جدا از این فاکتورها، قلعهنویی به نوعی در کار مربیگری حریص و تشنه موفقیت است.
همینطور است. قلعهنویی با تمام وجودش کار میکند و علاوه بر ظرفیت و دانش لازم، جاهطلبی مثبت برای موفقیت تیم دارد. موفقیتهای بزرگ را جستجو میکند و به هیچوجه قانع به وضع موجود نیست. این وضعیت روح برازندگی و برانگیختی را به بازیکن تزریق میکند. یعنی بازیکن درک میکند که مربیاش بهترین نقطه را میخواهد. این فاکتورها در انتخاب وی مدنظر ما بودند؛ البته در سالهای اخیر غیر از قلعهنویی از مربیان ایرانی دیگری هم استفاده کرده و همه آنها مورد احترام ما بوده و هستند از جمله کاظمی، پورمهدی، چرخابی و قنبری. به هر حال ما بر اساس راهبرد باشگاه به جمعبندی رسیدیم که امسال را با قلعهنویی کار کنیم و امروز هم از کار کردن کنار هم لذت میبریم. هیچ چیز بهتر از این نمیتواند زمینه موفقیت را به وجود بیاورد.
نکتهای که حضور قلعهنویی در سپاهان را تعجب برانگیز کرد این بود که سپاهان معمولا وارد مسائل حاشیهای نشده است، در حالی که با حضور قلعهنویی و مسائل پیرامونی او با باشگاه استقلال، سپاهان هم وارد این معرکه شد و حتی در حمایت از قلعهنویی بیانیه صادر کرد.
حمایت از اعضای خانواده سپاهان سیاست اصلی ماست و تنها شامل قلعهنویی نمیشود. ما با همه وجود از مجموعه سپاهان حمایت میکنیم. ما اگر احساس کنیم در حق مربی و بازیکن ما در هر رشتهای ظلم یا کملطفی میشود، حمایت لازم را از وی خواهیم داشت. فراموش نکنید در جام باشگاههای آسیا به هادی عقیلی نیاز داشتیم که در اردوی ازبکستان همراه تیم باشد و از طرفی، مربیان تیم ملی مخالف این کار بودند، اما ما پای عقیلی ایستادیم و حتی جریمه 10 میلیونی او را پرداختیم. همچنین و در شرایطی که مشکل علی مولایی مربوط به باشگاه ما نبود،اما با همه توان این بازیکن را به شرایط عادی برگرداندیم. در واقع حمایت از عناصر انسانی باشگاه را وظیفه خود میدانیم، چرا که مهمترین سرمایه در هر سازمان توسعه یافتهای، نیروی انسانی است؛ بنابراین قلعهنویی و مربیان و بازیکنان همه رشتهها بزرگترین سرمایه باشگاه سپاهان هستند و طبیعی است شرایط مناسب و آرامی را برای همه آنها ایجاد کنیم. در مورد قلعهنویی ما به حاشیهها ورود نکردیم، بلکه خواستیم حاشیهها را متوقف کرده، اعلام کنیم اجازه بدهند مربی ما کارش را انجام بدهد. الان شرایطی پیش آمده که قلعهنویی فقط به سپاهان فکر میکند و همه انرژیاش را در خدمت این تیم به کار میگیرد.
این طور که از صحبت شما برمیآید از همان ابتدای فصل با جذب قلعهنویی رویکرد شما کسب عنوان قهرمانی لیگ برتر بوده است. حال که 10 هفته به پایان این رقابتها باقیمانده ارزیابیتان از عملکرد قلعهنویی چیست؟
همه سرمایهگذاری و برنامهریزی ما بر اساس راهبرد کلان باشگاه، حضور پرقدرت در رقابتهای داخل کشور و همچنین لیگ قهرمانان آسیاست؛ اما تاکتیک امسال ما این بود که با یک کادر فنی قدرتمند و سرمربی خوب و کارآمد، پای به مسابقههای لیگ برتر بگذاریم. در کنار آن با توجه به تجارب سالهای گذشتهمان از حضور در لیگ قهرمانان آسیا، تیم منسجمی داشته باشیم. بنابراین چون میدانیم در آسیا باید با چه تیمهایی روبهرو شویم، سعی کردیم ظرفیتهای فنی و اخلاقی لازم را از نظر تعداد بازیکنان ایجاد کنیم. در این مقطع برآیند قابل قبول و مثبتی از عملکرد کادرفنی داریم و خوشبختانه روز به روز هماهنگی تیمیمان بیشتر میشود. هر چند برخی توقفها در عملکرد تیم هم تاثیرگذار بوده است.
اشارهتان به توقف، برمیگردد به نتایج نه چندان قابل توجه اوایل فصل؟
نه، منظور من از توقف، تعطیلیهای بیمورد لیگ است که تاثیر خود را بر تیمهایی میگذارد که خود را برای شرکت در تورنمنتهای مستمر سنگین آماده کردهاند. این توقفها مرتب فضای جدیدی پیش روی تیم و بازیکنان قرار میدهد که ممکن است آنها را از مسیر اصلی خارج کند. این موضوع مورد اعتراض خیلی از باشگاهها بوده و خوشبختانه فدراسیون فوتبال هم قول داده کمتر این موارد پیش بیاید.
به برنامه بلندمدت در به خدمت گرفتن قلعهنویی اشاره کردید. با توجه به اینکه 2 فصل پیش نایب قهرمان آسیا شدید و فصل گذشته از دور مسابقهها کنار رفتید، ظاهرا با قلعهنویی یک برنامه سه چهار ساله را مدنظر دارید که با قهرمانی آسیا همراه شود؟
ما برای اهداف خود روی ظرفیت داخلی بیشتر حساب باز کردیم و اینکه بتوانیم یک مجموعه هماهنگ داشته باشیم. این مجموعه هماهنگ تا حالا فراهم شده و امیدواریم آن را حفظ کنیم. در واقع حفظ این مجموعه هماهنگ میتواند تضمینکننده موفقیت آینده باشد. طبیعتا با قلعهنویی، سایر اعضای کادر فنی و بازیکنان، نگاه پرامیدی به ادامه مسابقههایمان در سال 2010 داریم. در نتیجه هماهنگی موجود را حفظ خواهیم کرد و این را به عنوان یک تاکتیک اساسی مدنظر داریم.
با توجه به اینکه تعطیلیهای لیگ، برنامه فشرده ادامه مسابقهها را به دنبال خواهد داشت این نکته با توجه به حضور همزمان سپاهان در لیگ، جام حذفی و آسیا، تهدیدی برای اهداف شما نیست؟
خوشبختانه قلعهنویی برای چنین روزهایی برنامهریزی کرده است. امروز بازیکنان شایسته خوبی را در همه پستها داریم و حتی نفرات ارزشمندی نیز روی نیمکت ذخیرهها داریم. دورنگری قلعهنویی و موافقت هیات مدیره با این نگاه باعث شده پتانسیل خوبی برای روزهای سخت و سنگین پیش روی داشته باشیم.
این مجموعه مدیریتی که به آن میبالید، آیا قادر نیست مدیریت اجرایی احداث و تکمیل ورزشگاه نقشجهان را به عهده بگیرد تا روند ساخت این پروژه آنقدر طولانی نشود و از طرفی سپاهان هم با مشکل ورزشگاه برای انجام بازیهایش مواجه نباشد؟
سال گذشته شرکت فولاد مبارکه پیشنهاد کرد کل پروژه را در اختیار بگیرد، اما به این سبب که مالکیت این پروژه متعلق به سازمان تربیت بدنی است، این موضوع را نپذیرفتند و گفتند به لحاظ قانونی امکانپذیر نیست. به هر حال ورزشگاه نقشجهان برای ورزش اصفهان یک چالش است و باید بخوبی آن را مدیریت کرد تا به سرانجام برسد.
چرا باشگاه بزرگی به نام سپاهان نباید خود یک ورزشگاه اختصاصی داشته باشد؟
ورزشگاه اختصاصی هم داریم؛ یک کمپ تمرینی مجهز که گاه اردوهای تیمهای مختلف ملی هم در آن برگزار میشود و شامل 7 سالن و 2 زمین چمن است. ما هم مثل باشگاههای استقلال و پرسپولیس و سایر تیمهای لیگ برتری این حق را داریم که از ورزشگاههای ملی بزرگ کشور استفاده کنیم. با وجود این، دو پروژه دیگر را در دست ساخت داریم، اول اینکه کار ساخت یک مجموعه را به متراژ 13 هکتار در دهکده المپیک شروع کردیم و یک مجموعه بزرگ ورزشی و مجهز هم که مراحل قانونی تغییر کاربری را سپری میکند و متعلق به یک تشکیلات قدیمی است خریداری شده و بتدریج کار ساخت آن را نیز شروع خواهیم کرد.
در کل 3 مجموعه ورزشی مد نظر ماست ولی به علت ظرفیت بالای سپاهان، معتقدیم باید از ورزشگاههای ملی هم استفاده کنیم.
امسال چطور، مشکلی برای میزبانی جام باشگاههای آسیا ندارید؟
خوشبختانه مجموعه باشگاه ذوبآهن زحمات زیادی کشیده و ورزشگاه فولادشهر را که متعلق به خودش است با همه استانداردهای مدنظر تطبیق داده و مشکلی از این بابت وجود ندارد. در واقع ذوب آهن جور ورزشگاه نداشتن اصفهان را کشیده است.
طبعا باشگاه سپاهان به عنوان یکی از باشگاههای بزرگ ایران، میتواند نقش قابل توجهی در بعد کلان ورزش کشور داشته باشد. آمار نشان میدهد سالانه مبلغی بین 300 تا 400 میلیارد تومان در فوتبال هزینه میشود، در حالی که این هزینه هنگفت ثمر آنچنانی برای فوتبال و ورزش کشور ندارد، به نظر شما چه خلأهایی در این زمینه وجود دارد؟
در راه موفقیت فوتبال کشور 2 خلأ بزرگ در بحث نرمافزاری و سختافزاری وجود دارد. من در بعد نرمافزاری مسائل علمی و ارتقای دانش مربیان را یک چالش میبینم. برنامههای درازمدتی که پایهها را استوار کند در این رابطه به صورت واحد وجود ندارد. پیشنهاد ما این است که هم در حوزه علمی و هم در حوزه توسعه برنامههای فوتبال به صورت بلندمدت در باشگاهها و فدراسیون مورد توجه قرار گیرد. بتازگی فدراسیون به تیمهای پایه خوب توجه میکند اما باید توجه داشت در رویکرد علمی، دانش بالاتری میخواهیم و بسنده کردن به این کلاسهای عمومی کافی نیست.
در حوزه سختافزاری هم باید بپذیریم هنوز تاسیسات لازم را برای گسترش فوتبال نداریم. هنوز خیلی از ورزشگاههای ما استاندارد نیست، کمپهای تمرینی نداریم، امکانات بدنسازی، پزشکی ورزشی و روانشناسی ورزشی نداریم و این موارد همراه با فوتبال جلو نرفته است. در یک کلام ما توازن لازم را در همه ابعاد فوتبال نداشتهایم. ما در بخشهای علمی، پزشکی، آموزشی و سازههای ورزشی و هماهنگ با مبحث فوتبال اقتصادی و حرفهای، نتوانستیم هماهنگ جلو برویم. به نظر میرسد این کار شروع شده است، اما بخشهایی از آن را باید تسریع ببخشیم تا زمینه موفقیت افزایش یابد.
یعنی نتایج اخیر فوتبال ملی به همین نکاتی برمیگردد که به آنها اشاره کردید؟
اگر امروز اعلام میشود چرا فوتبال ملی ما در آسیا به این جایگاه تنزل پیدا کرده و به جام جهانی صعود نکرده است، این مساله کاملا تحت کنترل ما نیست و نشان میدهد کشورهای دیگر بهتر از ما سرمایهگذاری کردهاند و ما در بخشهای مختلف توازن لازم را نداشتهایم. همه ما هم در این ناکامی مقصریم و انداختن توپ در زمین یکدیگر منطقی نیست.
یعنی ایرادهایی که در خصوص نتایج ضعیف تیم ملی صورت میگیرد بیاساس بوده و مشکل ریشهای است، مثل همین مقوله خصوصیسازی؟
البته کل مشکل فوتبال ما همین خصوصیسازی نیست و برخی جاها اشتباهات تاکتیکی در حوزه فوتبال ملی صورت گرفته است که البته آنها هم اجتنابناپذیرند؛ در انتخاب مربی، بازیکنان، برنامهها و استمرار فعالیتها. اشتباهات تاکتیکی همیشه در یک تشکیلات رخ میدهد، اما مهم این است که اشتباه تاکتیکی را زود شناسایی کرده و بتوانیم تاکتیک خود را عوض کنیم.
چه راهکاری در این زمینه پیشنهاد میکنید؟
باید با یک عزم ملی و خارج از شعار، چالشهایمان را بررسی کنیم و ببینیم چرا در برنامههایمان توازن نداریم؟ در مقولههایی نظیر تغذیه، روانشناسی، بازسازی، عملهای جراحی، پیشگیری از آسیبهای ورزشی، علم تمرین و حتی در حوزههای آموزش باید با دقت بررسی لازم صورت گیرد. باید مانیفستهای جدید، محتوای جدید و مدیریت و دانش جدید را داشته باشیم. در حوزه مدیریت ورزش هم هنوز در ساختوسازها و طراحی امکانات دچار ابهام و اشکالاتی هستیم. به همه این مسائل باید پرداخت و نمیتوان انتظار داشت یک نفر کار کند و بقیه دست به سینه ایستاده و پز بدهند. اضافه بر همه این موارد در بحث اقتصاد فوتبال و درآمدزایی، هنوز بستر کار برای باشگاهها فراهم نشده است.
در همین بحث اقتصاد فوتبال از خصوصیسازی به عنوان راهکاری برای برون رفت از وضعیت فعلی یاد میشود، نظر شما در این رابطه چیست؟
باید پرسید بستر لازم برای این کار فراهم است؟ من میگویم نه. 3 سال است بحث تدوین طرح جامع خصوصیسازی مطرح است و ما به عنوان یک باشگاه بیشترین مقاله را ارئه کردیم و همیشه هم این مطالبه را داشتیم که فوتبال و ورزش ما به سمت خصوصیسازی حرکت کند، اما خصوصیسازی با شعار اتفاق نمیافتد. ابتدا باید زمینههای درآمدزایی و اقتصادی شدن فوتبال را برای باشگاهها فراهم کرد. وقتی زمینه درآمدزایی فراهم نشده است، 4 فرد دلسوز هم مثل مدیران استقلال اهواز و ابومسلم ممکن است مدتی سرمایهگذاری کنند، اما نمیتوانند ادامه دهند. باید برنامه جامع خود را در ارتباط با خصوصیسازی هر چه سریعتر و با استفاده از الگوهای تطبیقی کشورهای دیگر تدوین کنیم.
همیشه این انتقاد از باشگاه سپاهان مطرح بوده که مدیریت این باشگاه به واسطه دولتی بودن مدیریت هزینه است، آیا این را قبول دارید؟
به هیچ وجه، مگر تنها سپاهان دولتی است. در حال حاضر بیشتر باشگاهها دولتی هستند. هر باشگاهی برای درآمدزایی تلاش میکند، اما ما موفقترین باشگاه در این زمینه بودیم، به این سبب که ما 6 سال است در جام باشگاههای آسیا حضور داریم و پاداشها و مبالغ دریافتی ما از کنفدراسیون آسیا و فیفا بیشترین مبلغ در طول تاریخ فوتبال ایران بوده است. فیفا در یک دوره مبلغ یک و نیم میلیون دلار بابت حضور در جام باشگاههای جهان به ما پرداخت کرد. نایب قهرمانی لیگ قهرمانان هم 500 هزار دلار پاداش به همراه داشت، علاوه بر اینها از محل فروش بازیکن و همچنین ارائه خدمات ورزشی به شرکتهای متقاضی هم درآمدزایی کردهایم.
مهمترین شاخص و حرکت سپاهان در بحث درآمدزایی چه بوده است؟
مهمترین شاخص ما این بوده است که تیمی را به نام امید سپاهان با هزینه 40 میلیون تومان خریداری کردیم و پس از 4 سال به لیگ برتر رساندیم. ما از محل فروش امتیاز سپاهان نوین 6 میلیارد تومان درآمد کسب کردیم. این یعنی قدرت درآمدزایی و هیچ کس نمیتواند آن را انکار کند. بنابراین مدیریت سپاهان فقط هزینه نبوده و مدیریت درآمد نیز هست، آن هم از نوع موفقترینش در ایران. از طرفی صعود یک تیم به لیگ برتر ظرف 4 سال یک رکوردجهانی هم هست. امروز ما در بحث حق پخش تلویزیونی درآمد چندانی نداریم و عدالت در پخش مستقیم بازیهای ما رعایت نمیشود. در مقابل شما بررسی کنید تیمهایی که پخش مستقیم بازیهای آنها تضمین شده است و میتوانند از محل تبلیغات مبالغ خوبی دریافت کنند، چقدر از این مزیت استفاده کرده و درآمدزایی داشتهاند.
خود باشگاه بزرگ سپاهان که از محل اعتبارات دولتی ارتزاق میکند چه گامهایی در راه خصوصی سازی برداشته است؟
در این بخش بیشترین کار تحقیقاتی و مطالعاتی را انجام دادهایم. خود من چندین مقاله ارائه کردهام، اما باید برنامه جامع خصوصیسازی باشگاهها به صورت کامل و جامع تدوین شود و در آن سبدهای نظارتی و سبدهای حمایتی دولتی و منابع درآمدزا مشخص شود تا زمینه خودکفایی و پویایی مالی برای باشگاهها فراهم شود. مجلس شورای اسلامی آمادگی دارد، اتحادیه فوتبال هم مطالعات لازم را انجام داده است و سازمان تربیت بدنی ارزیابی لازم را به عمل آورده و فدراسیون هم کار میکند. اما هنوز نتوانستهایم یک برنامه جامع مثل ژاپن، کره جنوبی و حتی امارات داشته باشیم. بعضیها مفهوم خصوصیسازی را نمیفهمند و میگویند چرا خصوصی نمیشویم. خصوصیسازی این نیست که فردی مثل شفیعزاده تک و تنها بدون هیچ گونه زمینه حمایتی یک تیم را اداره کند. این در اصل یک کار خیریه است که انجام میدهد. شفیعزاده توان کار اقتصادی دارد و باید از او حمایت شود؛ با اعطای وامهای کمبهره و بلندمدت، در نظر گرفتن زمین رایگان در طرح جامع شهری و غیره. از سوی دیگر باید قانون کپی رایت را به عنوان یک منبع درآمد به نتیجه برسانند. همه باشگاههای خارجی از این محل درآمد کسب میکنند. بنابراین خصوصیسازی این نیست مثل ابومسلم و استقلال اهواز که با خیرین ورزشی مواجه هستیم و کسی از آنها حمایت نمیکند. ریختهگران در فولاد ماهان هم همین طور. مرحوم درویش در شموشک نوشهر هم همین طور بود که حتی وقت ملاقات با رئیس ورزش را به او نمیدادند. باید دست امثال اینها را بوسید. اگر امروز 15، 20 باشگاه کار میکنند، نباید از وجود آنها به عنوان ابزار تبلیغاتی بهرهبرداری کنیم. در حال حاضر هیچ زمینهای برای خصوصیسازی وجود ندارد که ما پیشقراول آن باشیم.
به عنوان آخرین سوال، از نتیجهگرایی و حاشیه به عنوان دوآفت اصلی فوتبال یاد میشود، شما چه مواردی را به این دو آفت اضافه میکنید؟
متاسفانه فوتبال ناپاک و دستهای ناپاک هم وجود دارد چرا که هر جا تمرکز عملیات مالی باشد میتوان ردهایی از دستهای ناپاک، اندیشههای ناپاک و اقدامات ناپاک را هم دید. در این بخش هم هنوز قانونمندی مناسبی وجود ندارد. به این سبب که قوانین شفاف و فراگیری در این زمینه وجود ندارد تا همه مسائل را پوشش دهد. به همین دلیل در تاریکخانههای فوتبال میتواند اتفاقات نامبارک و ناپاکی بیفتد.
جزیرهای اداره شدن فوتبال آفت دیگری است. برآیند همه اجزای فوتبال از هیاتها گرفته تا تیمهای ملی و حتی سازمان ورزش، به هدف واحد و متمرکزی منتهی نمیشوند. هر چند تفاوت در اهداف در کوتاه مدت طبیعی است، اما در بلندمدت باید به سوی هدف واحد در نظر گرفته شده حرکت کرد که متاسفانه این نکته وجود ندارد.
حجتاله اکبرآبادی - امید توفیقی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....