انفجار 60: انفجار آسیبهای اجتماعی
انفجار 80: انفجار جمعیت
انفجار جمعیت در دهه 60 موجب شد که با انفجار آسیبهای اجتماعی در دهه 80 روبه رو شویم . این پدیده آنقدر وسیع و گسترده است که تمام توان دولت و سازمان های مختلف
کد خبر: ۲۹۹۸۹
را این روزها به خود مشغول کرده است .
به نظر می رسد برای کاهش و اثرات این انفجار 3 راهکار وجود دارد که عبارتند از شناخت ، پیشگیری و کنترل . قطعا برای برخورد با این پدیده شناخت چگونگی شکل گیری بسیار مهم است . در این باره با دکتر ناصر اقبالی ، عضو هیات علمی و رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی به گفتگو نشسته ایم و چرایی و پیامدهای آن را می کاویم .
چه اتفاقی در دهه های گذشته باعث شده است آسیب های اجتماعی در دهه 80 به اوج برسد؛ مشکلات اجتماعی ای که در دهه 80 شکل گرفته است ، ریشه در دهه های قبل دارد. پایه و اساس این مشکلات ، اتخاذ سیاست های جمعی است که تصمیم گیران در دهه 60 اتخاذ کرده اند. آن تصمیمات منجر به تغییراتی در رشد جمعیتی کشور شد که در تاریخ دمکراتیکی کشور بی سابقه بود. در آن سالها سیاست انقباضی و کنترلی که از دهه 40 شروع شده بود نه تنها متوقف ، بلکه برخلاف آن تکثر نسل مورد تشویق و به انحای مختلف اجازه تنظیم خانواده از جمعیت سلب شد. این مساله باعث شد رشد جمعیت کشور به صورت افسار گسیخته یکباره به
9/3 درصد برسد که به رشد انفجاری جمعیت معروف است .
انفجار جمعیت ، یعنی فشار بی حد جمعیت به روی منابع زیستی کشور. آیا در آن دهه عوامل دیگری جز سیاست ها در افزایش جمعیت نقش داشته است؛ آمار بالای تولد در شرایطی صورت می گرفت که در دهه 60 با توجه به ارتقای سطح بهداشت عمومی و ترقی و توسعه پزشکی در دهه های گذشته ، به جایی رسیده بودیم که آمار مرگ و میر کودکان زیر یک سال و در مجموع ، میزان مرگ و میر طبیعی کاهش پیدا کند. در نتیجه کاهش مرگ و میر، ماندگاری متولدان بیشتر شده و از آنجا که این جمعیت اضافه شده در سنین کودکی بوده و هزینه نگهداری کمتری داشته اند، برخی متوجه مخاطرات آتی آن نبودند. افزایش سن این نسل نشان داد که این جمعیت تعداد زیادی مدرسه کم خواهد داشت که باید در مدت محدودی ساخته شود. کسانی که با اصول برنامه ریزی اجتماعی آشنایی دارند، می دانند که این پدیده عاقبت خوشی نداشت ، چون این جمعیت به مرور در عرصه اجتماعی وارد می شدند و بحران افزایش متولدان ، به بحران مسکن ، اشتغال ، مسائل اجتماعی ، اعتیاد، جرم و جنایت منتهی می شود. این تغییرات دمکراسی آثار و نتایج بسیار متنوع و پیچیده ای به وجود آورده است . سرشماری سال 75 نشان می دهد 80
درصد جمعیت کشور زیر 40 سال هستند و 40 درصد این جمعیت زیر 15سال است . این پدیده به خودی خود برای شکل گیری بحران های اجتماعی و سیاسی در کشور کافی است. آیا تنها نتایج جمعیتی باعث تشدید بحران های اجتماعی شد و یا عواملی خارجی هم در این شکل گیری نقش داشته اند؛ عوامل خارجی بسیار مهمی که باعث تشدید بحران ها در دهه 60 شد ، وجود جنگ تحمیلی بود. 8 سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، به گفته مسوولان ایرانی هزار میلیارد دلار به ایران صدمه رسانده است که چند برابر درآمد ایران از فروش نفت در یکصد سال گذشته است . جبران این زیان برای دولت و ملت ایران به راحتی و بزودی میسر نمی شود. اما نکته دیگر این است که در آن سالها دولت برای نسل جدید برنامه ریزی نداشته . این جمعیت امروز به مرز 20سال رسیده و نیازها و خواسته هایش بی پاسخ مانده است . 2 عامل مهمی که بحران جمعیت در کشور را تشدید می کرد، نابسامانی مدیریت و برنامه ریزی دولتی بود. دولتمردان با توجه به دیدگاه اولیه متاثر از نگاه ایدئولوژیک و از زاویه خاصی ، به برنامه ریزی در تمام جهات توجه داشتند که در برنامه ریزی جمعیت کشور اثر گذاشتند. جنگ هم موجب شد توان اقتصادی دولت کاهش پیدا کند و سرمایه برای تولید، اشتغال ایجاد شود. ناکارآمدی سیاست های دولت برای اداره کشور نیز موجب شد جمعیت افزوده در عرصه مختلف موجبات اختلال در برنامه های توسعه اجتماعی و اقتصادی را فراهم آورند، به نحوی که اصولا اولین گامهای نظام بخشی در این عرصه در قالب برنامه اول توسعه کشور (در جمهوری اسلامی) اصولا اجرا نشد. از طرف دیگر، جمعیت افزایش یافته متناسب توزیع نشده بود و به همین دلیل ، بیشترین فشار خود را به چند مرکز استان و چند کلانشهر وارد آوردند که موجب بروز بحران های اجتماعی در این مناطق خواهد بود. مطابق آمار سال 75 ، یک چهارم جمعیت کل کشور در کلانشهرهای تهران ، اصفهان ، مشهد ، تبریز، شیراز و اهواز زندگی می کنند و وجود 10میلیون نفر در پایتخت ، برای ایجاد یک نارضایتی عمومی به وسعت یک کشور کافی است . این در حالی اتفاق افتاد که ما اهداف توسعه و حمایت از مناطق روستایی و محروم داشته ایم ؛ اما بسیاری از روستاهای متروک و وزنه جمعیتی به نفع محیطهای شهری بسرعت چرخش یافت و نشانه این پدیده 118 شهر جدید در کشور است . از طرف دیگر، دولت به دنبال تغییر کارکرد تاریخی خانواده بود و سعی داشت جانشین جایگاه خانواده شود. این وظایف که از نظر سازمانی جزو وظایف یک دولت و یا نهادهای دولتی و حکومتی نبود، نتیجه ای جز اسیر شدن دولت در جزییات نداشت و دولت به تعداد افراد جمعیت درگیر شد و وقت و انرژی خود را برای کارهای کلان تراز دست داد و مسائلی چون بیکاری فزاینده در جمعیت فعال و تحصیلکرده و متخصص ، مشکلات مسکن خانوار، اعتیاد گسترده ، مهاجرت نخبگان به عنوان مسائل جمعیت رو به رشد مورد توجه قرار نگرفت. یکی از علل آسیبهای اجتماعی را مهاجرت دانستید کدام خصوصیات مهاجرت آسیبهای اجتماعی را افزایش می دهد؛
از خصوصیات مهاجرت در ایران ، مردگزین و مجردگزین بودن مهاجران است که باعث می شود نقاط مهاجرت پذیر بستر مساعدی برای پیچیده تر شدن و افزایش انحراف اجتماعی شود. به همین دلیل ، در سالهای اخیر، شاهد تعمیرات کمی و کیفی زیادی در جرایم شهرهای بزرگ ازجمله تهران هستیم. در بررسی آسیبهای اجتماعی ، نکته ای که به چشم می آید ، تنوع و گستردگی آسیبهاست . ریشه این تنوع و افزایش چیست؛ با 2مساله می توان آن را توضیح داد. اولین موضوع ، این است که باید به خاطر بیاوریم ما سیاست مشخصی برای مواجهه با جمعیت جوان نداشته ایم . سالها رفتار و اقدامات ما به منظور سوق دادن جوان به سمت منازل بود ، یعنی به جای این که محیطهای عمومی و اجتماعی مثل پارکها ، خیابان ها ، مراکز تفریحی را برای جوانان امن کنیم ، با فشار و کنترل این محیطها را برای حضور آنان ناامن ساختیم و جوانان را به محلهای امن هدایت کردیم . از طرف دیگر، به دلیل موقعیت جغرافیایی ایران و جوان بودن ، توجه تولیدکنندگان و فروشندگان مواد مخدر به کشور جلب شد. این موضوع با زمینه های قبلی موجب شد اعتیاد به یکی از معضلات اجتماعی کشور تبدیل شود؛ اما اگر شرایط حضور جوانان در اماکن عمومی فراهم می شد، نظارت اجتماعی وجود داشت و زیرساخت های مناسب حضور جوانان را در اجتماع فراهم می کرد. در حال حاضر ما شاهد انواع کجروی ها و انحرافات در مراکز عمومی هستیم . این افراد همان کسانی هستند که در گذشته به خانه ها و محلهای امن رانده شده بودند. مساله بعدی تولید یک دوآلیسم تربیتی است . از طرفی ، دولت مایل بود مسوولیت خانواده را در تربیت اخلاقی و رفتاری افراد کاهش دهد و بر مسوولیت خودش بیفزاید. به همین دلیل در مدارس ، دانشگاه ها و تریبون های رسمی نگرش خود را آموزش می داد که ممکن بود عمدتا با تعالیم و ارزشهای خرد خانواده تفاوت و مغایرت داشته باشد. در نتیجه ، از نظر فرهنگی و ارزشی ، جوانان ما در این 2دهه دچار دوگانگی تربیتی شده اند. این موضوع عامل بروز بعضی آسیبهای اجتماعی در دهه 80 خواهد شد. از طرف دیگر، کم توجهی به آموزش هایی که عامل هویت بخشی می شود، باعث شد تعلق خاطر افراد نسبت به سن و فرهنگ ملی و کشور کاهش پیدا کند. در نتیجه این افراد با امتیازهای محدودی که کشورهای دیگر به آنها می دهند، کشور را ترک می کنند. سازمان ملی جوانان در تحقیق و نظرسنجی عمومی که صورت داد، اعلام کرد 30درصد جوانان ایرانی آرزو داشته اند در ایران متولد نمی شدند. این پدیده زنگ خطری است برای کسانی که به آینده کشور فکر می کنند. پدیده دیگری که در آسیبهای اجتماعی با آن روبه رو هستیم ، کاهش سن مجرمان است . به چه دلیلی این اتفاق می افتد؛ همان طور که قبلا گفتم ، 40درصد جمعیت جوان ما زیر 15سال هستند و این سهم مهمی است . کسانی که مایلند به مسائل مجرمانه دست پیدا کنند با به کارگیری و سوئاستفاده از اطفال در بزهکاری ارزان تر و راحت تر به نتیجه می رسند. در حال حاضر یکی از اقشار آسیب پذیر کشور، کودکان زیر 15سال هستند. شما به عنوان برنامه ریز مسائل اجتماعی چه راه حلی برای کاهش آسیبهای اجتماعی و جلوگیری از آن پیشنهاد می کنید؛ طبق آخرین سرشماری سال 75 ، 80 درصد جمعیت ما زیر 40 سال هستند. نرخ بالای سواد در کشور ، وجود 20میلیون دانش آموز و دانشجو و مشکلات موجود به ما نشان می دهد که باید تغییری در ساختار سیاسی و اداری کشور انجام دهیم ، تا بتوانیم مقابل بحران ایستادگی کنیم . من فکر می کنم ساختار فعلی جوابگو نیست و بهتر است شرایط را برای ایجاد یک مدیریت پویا و کارآمد فراهم کنیم ، تا مشکلات کشور حل شود. شرایط موجود ممکن است جوابگوی شرایط آینده ما نباشد تغییرات بسیاری در دنیا صورت گرفته و باتوجه به وسایل ارتباط جمعی امروزه جوانان ما با آن تغییرات آشنا هستند. بهتر است نگرشمان را درباره آزادی های فردی و حضور در فضاهای خصوصی ، خانوادگی و نگرش نسبت به دنیای خارج از ایران عوض کنیم . بهتر است وضعیت را به سمت ایران ثروتمند، قدرتمند و دارای جمعیت سالم و باسواد پیش ببریم و فکر می کنم توانایی این سازگاری را داریم .