حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پرسشهای بالا بخشی از یک بحث طولانیمدت تعدادی از پژوهشگران است که برپایه عدم تفاوت بین تفکر خلاق و تفکر غیرخلاق (تفکر روشمند) استوار است. اگر این موضوع درست باشد، پس اصولا افراد دارای تفکر خلاق هیچ تفاوتی با افراد دارای تفکر غیرخلاق ندارند. شق دیگر این بحث را پژوهشگرانی مطرح میکنند که باور دارند افراد دارای تفکر خلاق اساسا از افراد دارای دیگر اشکال تفکر متفاوتند. باز اگر این قسمت از بحث درست باشد، در نتیجه افراد دارای تفکر خلاق واقعا به گونهای با دیگران متفاوتند. یک پژوهش جدیدبه رهبریJohn Kounios ، استاد روانشناسی دانشگاهDrexel وMark Jung-Bee man از دانشگاهNorth Western با مقایسه فعالیت مغزی افراد خلاق و غیرخلاق درگیر در حل مسائل، به این پرسشها، پاسخهایی مجابکننده میدهد. این مطالعه که در مجلهNeuropsychologia منتشر شد، الگویی مشخص ارائه کرده و طی آن فعالیت مغزی افراد دارای فکر خلاق (موسوم به درک لحظهای) را با افراد دارای فکر روشمند، حتی در زمان استراحتشان مقایسه میکند. ابتدا شرکتکنندگان در آزمایش به مدت 7 دقیقه در حال استراحت، با دستگاه EEG فعالیت مغزشان را ثبت میکنند.
در این مرحله هیچ کاری به آنها سپرده نمیشود و میتوانند به هر چیزی که دوست دارند، فکر کنند. در مرحله بعدی از آنها میخواهیم یکسری از بازیهای حروف الفبایی را (تصحیح املای واژگان) انجام دهند. (مانند مثال: ثلما)
شرکتکنندگان در این آزمایش میتوانند این ترکیب حروف را به 2 روش تفکر لحظهای و تفکر روشمند انجام دهند. هر کدام که کار را به پایان رساندند، روش حل معما را اعلام میکنند.
سپس شرکتکنندگان را به 2 گروه تقسیم میکنیم؛ گروه اول کسانی که با تفکر لحظهای به پاسخ رسیدند و گروه دوم افرادی که از رویه تفکر روشمند برای حل معما استفاده کردند. در مرحله بعد هم فعالیت مغزی این دو گروه را در زمان استراحت با هم مقایسه میکنیم. همان طور که پیشبینی میشد الگوی فعالیت مغزی این دو گروه در زمان استراحت قبل از شروع آزمایش و استراحت بعد از اعلام موضوع فعالیت کاملا متفاوت نشان میدهد.
اولین تفاوت بارز این است که افراد با تفکر خلاق در چندین ناحیه از قسمت راست مغزشان فعالیت بیشتری را نشان میدهند و این که منطقه راست مغز نقش ویژهای در حل مسائل با رویه تفکر خلاق دارد؛ به طوری که هرچه درگیری منطقه راست مغز در پردازش مسائل بیشتر میشود، کشف رابطه بین عناصر و عوامل متفاوت مساله مورد پردازش و پیوستگی معنایی، هدف اصلی تفکر خلاق قرار میگیرد. در این رهیافت میبینیم حتی تفکر لحظهای افراد خلاق، در رویاهای روزمره زیر عنوان پیوستگی معنایی قرار میگیرند. دومین تفاوت این است که افراد دارای تفکر خلاق و تفکر روشمند در بخشهایی از مغزشان که پردازش اطلاعات دیداری را به عهده دارد، فعالیتهای متفاوتی نشان میدهند. الگوی آلفا و بتای امواج مغزی)brainwaves( برای افراد دارای تفکر خلاق بیشتر به سمت پراکندگی میل میکند تا توجه دیداری متمرکز! همین مساله به طور گسترده افراد خلاق را برای آزمون و خطای محیطی آماده میکند تا بتوانند با کشف رابطههای معنایی به لحظه خلاق فکر برسند؛ به عنوان مثال یک نگاه سریع به تبلیغ روی تابلوهای آگهی یا واژهای از یک مکالمه روزمره میتواند جرقهای از پیوستگی معنایی به وجود آورد که به حل مساله منجر میشود. در مقابل، توجه متمرکز افراد دارای تفکر روشمند، حواسپرتیشان را کاهش داده و برای کسانی که از پیش راهکار حل مساله را میدانند، به طور موثر به نتیجه نزدیک میکند. این کار مانند پختن کیک از روی دستورالعمل کتاب آشپزی است.
این پژوهش جدید به وجود تفاوتهای بنیادین بین فعالیت مغزی افراد خلاق و روشمند در حل مساله صحه گذاشته و تاکید میکند حتی در زمان استراحت نیز چنین تفاوتی آشکارا قابل ثبت است.
Kounios میگوید: روش خلاقانه و روشمند در حل مساله از شروع به کار یا چرکنویس آغاز نمیشود؛ بلکه پایههای ظرفیت ذهنی، فرد را به انتخاب راهبردهای فوق سوق میدهد. علاوه بر استعانت از دانش روز در مورد پایههای سیستم عصبی خلاقیت این پژوهش، امکان پیشرفت تکنیکهای جدید، تصورات مغزی را برای بررسی انرژی بالقوه تفکر خلاق به دست داده و برای بررسی کارایی روشهای آموزش افراد در خلاقیت فکری، راهکار ارائه میکند.
مترجم: محمدنقی عزیزی / منبع: Science Daily
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....