حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جایگاه دفاع و مقاومت در هنر و تمدن ایرانی را چگونه میبینید؟
در روحیه ایرانی همواره سلحشوری و مقاومت در برابر ظلم و ستم و تجاوزگری را سراغ داریم البته در این کار، مطالعه تخصصی در ادوار تاریخی آن نکردهام اما تا آنجا که در فرهنگ ایرانی خودمان سراغ داریم انسانهای مقاوم را در برابر تجاوزگری و اشغالگری میشناسیم. به طور طبیعی وقتی آدمها روحیهشان مقاوم باشد، این روحیات در موضع انسان هنرمند شکل یافته و در آثارش تجلی پیدا میکند.
تاریخ ایران نشان میدهد، مردم ایران، مردم ترسویی نبودند یا منفعل و ظلمپذیری باشند و یا زود دستهای تسلیمشان را بالا ببرند، مسلما در تاریخ چنین چیزی راجع به مردم ایران ثبت نشده، اگر چنین چیزی بود قطعا بسیاری از افرادی که چشم دیدن ملت ما را نداشتند به سرعت در بوق میکردند. البته ممکن است در قرون اخیر، بخصوص سران کشورمان مثل قاجاریه یا پهلوی که ضعفها و زبونیهایی داشتند، ولی آن را به حساب ملت ایران نمیگذاریم، بله در 200 سال اخیر در جنگها غالبا ما شکست داشتیم اما شکستها متکی به ملت نبوده چون هیچ وقت ملتها نقش حضور مردمی در دفاع از کشورشان را به این مدلی که ما بعد از انقلاب شاهد آن بودیم، نداشتند.
درباره تقابل و تعامل دفاع، با انگیزههای دینی نسبت به مبارزههای صرفا ملی را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولا دفاع، در ذات بشر است، یعنی هر انسانی، حتی بچه کوچک اگر عروسکی در دستش باشد و بخواهند عروسک را از دست او بگیرند، مقاومت میکند و این فطرت بشر است، دفاع در برابر ظلمی که ممکن است به او بشود. به نظر من این منهای این که نیاز به انگیزه دینی داشته باشد هم بشری است و هم با کلمه دفاع و مقدس بودن به طور طبیعی عجین است؛ یعنی هر دفاعی در برابر ظلمی که به کسی بشود ارزشمند است و مقدس.
طبعا اگر این را با انگیزه دینی، مقایسه بکنیم قویتر میشود. یعنی بنیادیتر میشود یعنی اساسیتر و جاندارتر میشود، فرض کنید من الان احساس میکنم که در حال دفاع از بخشی از خاکم که مورد تجاوز دشمن قرار گرفته، یک مبارزه دینی ملی را انجام میدهم، درست همان لحظه میشنوم سران کشورم با دشمن سازش کردهاند و به قرارداد صلح رسیدند، معلوم است انگیزههای انسان ضعیف میشود، من برای که بجنگم؟... اما در فرض دیگر من میروم برای دفاع از کشورم. برای این که وظیفه دینی و یک وظیفه الهی است، در این مورد اولا به خاطر این که میدانم اگر کشته بشوم وارد بهشت میشوم، انگیزه قویتری به وجود میآید.
بنابراین دفاع اولا بشری، انسانی و ذاتی است و در ادیان مختلف هم وجود دارد. ثانیا دفاع مقدس است، ثالثا اگر انگیزه دینی داشته باشد، پشتوانه قویتر و انگیزه بیشتر، انرژی بیشتری در فرد القاء میکند و در صورت این که مشاهده بکند همرزمان و سرانش سست شدهاند و به سمت امضاء پیمان صلح میروند سست شدنش در مبارزات ملی میهنی شدیدتر است. تقریبا میتوانم بگویم بارزترین وجهه جنگ 8 ساله دفاع مقدس این بود که پشت سر آن امام(ره) بود و امام به عنوان نایب امام زمان و مرجع تقلید، حرفی که میگفتند آدمها با خیال راحت میپذیرفتند؛ زیرا میدانستند هر اتفاقی که برایشان بیفتد ، چه بکشند چه کشته شوند در آن دنیا اجر دارند، برای همین دوران دفاع مقدس ما به شکست نینجامید.
دفاع مقدس و نقش و تاثیر آن را در فرهنگ، هنر و ادبیات امروز ایران بفرمایید.
جنگ معمولا کشور را تکان میدهد. یعنی طوری نیست که یک منطقه کوچک را تحت تاثیر قرار دهد و با مکانهای دیگر کاری نداشته باشد. همین 33 روز جنگی را که در لبنان شاهد بودیم چیزی در لبنان نبود که از این جنگ تاثیر نپذیرفته باشد، شاید جنوب بیشتر شمال کمتر، شاید خانوادههای مرفه کمتر، خانوادههای محروم بیشتر اما همه تاثیر گرفتند.
در جنگ 8 ساله ما نیز که اصلا عددش با این 33 روز قابل قیاس نیست در این کشور چیزی نماند که تحت تاثیر جنگ قرار نگرفته باشد، خانوادههایی که درگیر جنگ بودند یا خانههاشان بمباران میشد، یا فرزند رزمنده در جنگ داشتند یا شهید میشدند فرزندانشان، همسرشان و...، خوب اینها این مقدار تاثیر را پذیرفتند، حتی اگر بگوییم یک عدهای از ترس جنگ شهری به نقاط دوردست فرار میکردند، باز این هم تاثیری بود که جنگ گذاشته بود ولو تاثیر منفی. وقتی پدیدهای 8 ساله پیش میآید تمام کشور را تحت تاثیر قرار میدهد، آدمهای این کشور، تحولات 8 ساله در وجودشان ثبت میشود و میشود گفت که درواقع این جنگ، آینه تمامنمای بروز و ظهور خصوصیات یک ملت میشود. اگر ملت ترسویی باشند در آن مقطع ترسهایشان بروز پیدا میکند و اگر ملت ایثارگر و بخشنده و سخی باشند در آن مقطع سخاوتشان گل میکند، از آدمهای شجاع، شجاعتشان را میبینیم. بنابراین چون این 8 سال تمام ملت را تحت تاثیر قرارداد و جنگها معمولا میشوند آیینه تمامنمای خصوصیات یک ملت، حالا اگر یک ادیب و هنرمندی قلم را به دست بگیرد یا ابزار هنری دیگری مثل دوربین و قلم را برای خلق یک اثر ادبی هنری به دست بگیرد، این فرد همان فردی است که در آن 8 ساله از این فضا تاثیر پذیرفته است و خصوصیات این فرد در کنار کل ملت، بروز پیدا کرده است.
و پیشرفت کشور را در اختیار مدیریتی که جنگ را اداره کرد میگذاشتند و به فکر گرایش به سرمایهداری
و اقداماتی که بیگانه با نوع اداره جنگ بودنمیپرداختند، وضعیتمان خیلی بهتر از این بود
او هر چقدر هم که تلاش کند نمیتواند جنگ را نادیده بگیرد یعنی انسانی که با فقر زندگی کرده، فقر در آثارش، خودش را نشان میدهد، و کسی هم که در رفاه زندگی کرده، رفاه در آثار وی خودش را نشان میدهد، کسی که در جنگ 8 ساله زندگی کرده، تاثیر آن در جنگ، در آثارش، خودش را نشان میدهد. بنابراین مگر میتوانیم بعد از 8سال جنگی که کل کشور را تحت تاثیر خودش قرار داده شاهد باشیم که جنگ و آن دفاع مقدس در آن آثار هنری و ادبی تاثیر نگذاشته باشد؟ به طور اتوماتیک و ناخودآگاه در ضمیر ناخودآگاه هنرمندان آن دوره تاثیر کرده است و تجلی این تاثیر را میتوان در آثار هنرمندان دید.
آیا هنرمندان توانستهاند از پتانسیل و ظرفیت رخدادهای دفاع مقدس در سوژههای خود بهرهگیری کنند؟ به چه میزان؟
به نظر من نتوانستهاند. البته در کل قضیه میگویم نه در جزء آن در مجموع هنرمندان ما از پتانسیلی به نام دوران دفاع مقدس، استفاده بهینه صد درصد برای خلق آثار ادبی و هنری مناسب با دوران دفاع مقدس استفاده نکردهاند. من نمیگویم هیچ موردی نداشتیم. از نمونههای بارزش شهید آوینی است، مثلا یکی میآید میگوید آب و هوای این شهر کلا خوب نیست حالا این مانعی نیست که یک روزش خوب باشد، اگر گفتیم یک روز از سال هم پیدا نمیکنیم حال و هوایش خوب باشد اگر یک روز پیدا شد حرفمان نقض شده است، اما اگر مثلا پرسیدند وضع فرهنگ این محله و کوچه چطور است؟ حالا دو مورد خوب دیدی آن کلیتها را نقض نکرده، من میگویم به شکل کلی، هنرمندان ما در دفاع مقدس استفاده بهینه و صد درصد را از تاریخ دوران دفاع مقدس و حوادثی که آفریده استفاده نکردند. حالا اگر بپرسند چند درصد استفاده کردهاند و بهینه استفاده کردند؟ به اعتقاد من در مقایسه با عظمت دفاع مقدس بسیار کم است. یا مثلا اگر این را بخواهیم با جنگ 33 روزه لبنان مقایسهاش کنیم و بگوییم خوب بود در حدش بالا بود.
ولی در مقایسه با جنگ 8 سالهای که بیش از 230 هزار تا شهید میدهد فرض کن 400 هزار مجروح میدهد تمام کشور را تحتالشعاع خود قرار میدهد و تمام کشور به مرکز تحولات عجیب و غریب مبدل میشود. میزان استفاده هنرمندان نسبت به این عظمت کار کم است. علتش هم این است جماعتی که در زمان دفاع مقدس، هنرمند بودند خیلی حال جبهه رفتن نداشتند و رزمندهای که در این دوران هنرمند نبود، رفت و شرکت کرد و بعد از دوران دفاع مقدس آمد و هنرمند شد، طبعا او آدم نوپا، تازهکار و تازه به دوران رسیده است. زمان میبرد تا او بتواند آثار عالی و مناسب خلق کند. ولی راجع به خود هنرمندان که طبق عرف کشورهای دیگر، باید اینها را طبق وظیفه سازمانی حداقل میبرد نشان جبهه، باید گفت: در کشور ما چنین فرمولی وجود نداشت. در اینها نه ارتشی بود، نه سپاهی، نه نیروی انتظامی، هنرمندان نیروهای مردمی بودند.
در اعزام به جبهه هم به شکل نیروی مردمی، استقبال آنچنانی از رفتن به جبهه نکردند. لذا شخصیتهایشان و ذهنیتهایشان کمتر از واقعیت دفاع مقدس تاثیر پذیرفته و لذا خیلی خروجی زیادی نداشته است.
تفاوتی هم داشت، زمان جنگ یا بعد از جنگ؟
بعد از جنگ گرایش به دفاع مقدس ثبت شد. خیلی از آنهایی که در دوران جنگ به این موضوع کمتوجهی کرده بودند بعد از جنگ خواستند تاوانش را بپردازند، و به این موضوع توجه و دقت کردند. ای کاش اینها در خود دوران دفاع مقدس این کار را میکردند. خوب این هم تا حدی قابل تقدیر است. حالا فرد دارد جبران گذشته خویش را میکند. اگر انتظار داشته باشیم از آثارشان شاهکاری خلق شود، انتظار بیهودهایست. چون شاهکار برای کسانی است که موضوع را از نزدیک لمس کردهاند و از نزدیک حس گرفتهاند نه برای آنهایی که در زمان دفاع مقدس در متن دفاع مقدس نبودند ولو این که بعد از دفاع مقدس به این موضوع توجه بیشتری کردند. بنابراین نمیتوانیم انتظار شاهکاری داشته باشیم.
مسوولان و متولیان دولتی در گسترش فرهنگ دفاع، ایثار و شهادتطلبی به چه میزان به وظیفه خود عمل کردهاند؟
نه، مسوولان اگر بخصوص از اولین روزهای پایان جنگ بنا را بر همان فرهنگ دفاع مقدس میگذاشتند و پیشرفت کشور را در اختیار مدیریتی که جنگ را اداره کرد میگذاشتند و به فکر گرایش به سرمایهداری و سازندگیهایی که بیگانه با نوع اداره جنگ بود، نمیپرداختند، وضعیتمان خیلی بهتر از این بود. بعضیها به این اشتباه افتادند، فکر کردند حالا که جنگ تمام شده است دوران رزمندگان هم به پایان رسیده تاریخ مصرف اینها تمام شده پس کشور را بدهیم به دست مدیران صنعتی و پولدار، ثروتمندان و سرمایهداران زیربناهای اقتصادی کشور را درست کنند تا در آینده کشور در برابر دشمن مقاوم باشد. البته این کار انجام شد، اما به چه شکل انجام شد؟ به شکل بیگانه از نوع مدیریت و فرهنگ دفاع مقدس، به همین علت شاهدیم که جایگاه فرهنگ و دفاع مقدس در سطوح مدیریتی و در سطوح مسوولان کشور در آن سطح مورد انتظار و تقاضای ما نیست چراکه بعد از جنگ این خشت را کج گذاشتند و بار را به منزل نرساندند و به همین علت الان باید برای دفاع از فرهنگ دفاع مقدس متوسل به روشهایی بشویم که فراموش نشود در حالی اگر از بعد از دفاع مقدس با همان نوع مدیریتی که جنگ را اداره کرد و کشور را نجات داد سازندگی را دنبال میکردیم حال ایثارگران در جایگاه بهتری بودند و مسوولان و مدیران، نظرشان و برخوردشان با مساله دفاع مقدس غیر از این بود.
دیدگاه مسوولان امروز به این عرصه چطور است؟
بین دولتهای امروز و دولتهای قبلی تفاوت بسیار است. چون خیلی از بچههایی که این دوره روی کار آمدند خودشان بچه جنگ هستند، اما در یک فضای خلاء سرکار نیامدند و در فضایی که سلسله زنجیره دوران قبل است بر سر کار آمدند. آدمها نمیتوانند وقتی سر کار میآیند تمام معادلات را در هم بریزند و در تمام روابط سیستم حاکم در دستگاههای اداری کشور طرحی نو دراندازند. البته در کل کشور یکسان نبوده در بعضی از دستگاههای اجرایی بهتر بوده و در بعضی از دستگاههای اجرایی کمتر، در بعضی از دستگاه هایشان اصلا منفی بوده و در بعضی دستگاهها خیلی مثبت بوده، اما برآیند کلی راضیکننده نیست. البته درجا هم نزدیم و برآیند کلی به نحوی رو به پیش بوده، اما درنهایت و در مجموع آن چیزی را که وجود دارد در مقایسه با عظمت دوران دفاع مقدس قابل قبول نیست و نمره قبولی نمیآورد. در دولت فعلی بیشتر نیروهای دوران جنگ هستند که در ردههای مسوولیتهای اجرایی مختلف حضور دارند اما چون یک شبه نمیتوانند معادلات را بر هم بریزند و طرحی نو در اندازند و کاری انقلابی بکنند، چون با مشکلاتی که در دولتهای قبلی بوده دست و پنجه نرم میکنند، ولی شاهد طلیعهها، گامهای بلند و اقدامات جدیدی در جهت دقت و توجه به فرهنگ دفاع مقدس هستیم.
تا همین جای کار، بازتاب به چه صورت بوده؟
این برداشت بنده است بنابراین اگر دولت فعلی بخواهد به دفاع مقدس بهاء بدهد، راهش تبلیغات و دادن شعار نیست، راهش این است که بچههای جنگ، حرف از جنگ بزنند ولی در اداره امور خوب عمل بکنند و به رفع مشکلات مردم بپردازند.
مثلا خود آقای احمدینژاد رئیسجمهور در دوره شهرداری در تهران یک چشمههای جدید کاری در تهران انجام داد به عنوان مثال همین دو تا عنوانی که دوربرگردان در خیابانها زده، ظاهر قضیه این است که یک کار فیزیکی که میدان را حذف کنیم و آن طرف دوربرگردان بزنیم، خیلی کار نیست ولی براساس نظرسنجی که از مردم گرفته شده است کلی در رفع اشکال ترافیک تهران تاثیر داشته است. حالا اگر مردم شاهد تحقق وعدههایی که در تمام سالهایی که بعد از انقلاب داده شده و گشوده شدن گرههای اصلی، حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی خودشان باشند آن وقت بازتاب فرهنگ دفاع مقدس از آدمهایی که خودشان منتسب به دفاع مقدس هستند بازتاب مثبت خواهد بود، اما اگر در این مقطع آدمها بیایند شعار بدهند کار نکنند قطعا بازتاب مثبتی نخواهد داشت.
آیا آثار هنری قوی و در شان دفاع مقدس خلق شده است؟
من نسبت به ژانرهای هنری ادبی مختلف صاحبنظر نیستم و نمیتوانم در مورد هنرهای تجسمی، سینما، موسیقی، تئاتر اظهارنظر بکنم. چون به شکل یک عامی از کنار این چیزها میگذرم بیشتر کارهای من از کوچه ادبیات داستانی رد شده است و فقط در حد توان من این است که در عرصه ادبیات داستانی بگویم وضع به چه شکل است. تا آنجا که در عرصه ادبیات داستانی سراغ دارم، بخصوص در عرصه داستان کوتاه موفق بودیم، موفقیتهایمان در داستان کوتاه بیش از حد انتظار بود، در حد رمان موفقیت نداشتیم مجموعه رمانهای قابل قبول در سطح عظمت دفاع مقدس که الان بیاییم ارائه کنیم و بگوییم این رمان، رمانی است که قابل ترجمه به زبانهای مختلف جهان و آیینه تمامنمای ایران در دوران دفاع مقدس است من سراغ ندارم. نمیگویم نیست اگر کسی سراغ دارد به من هم معرفی کند، بگوید این رمان، البته رمانهایی داشتیم که نزدیک شدند. در مورد شعر هم صاحبنظر نیستم، ولی در حد ذوق و سلیقه خودم که با شعر سرکار دارم من شعر را موفقتر میدانم، بخصوص شعر از داستان موفقتر بوده است.
به عنوان مخاطبی که مختصر آشنایی با این ادبیات دارم، تصور میکنم درصد پایینی از نویسندگان به داستان کوتاه روی میآورند و تفاوت آن را با خلق رمان بفرمایید البته در عرصه دفاع مقدس؟
معتقدم کسانی که به داستان کوتاه پرداختند زیاد هستند، اما آن چیزی که میتواند فرهنگ دفاع مقدس را به نسلهای بعدی منتقل کند داستان کوتاه نیست، رمان است. به همین علت باید به رمان نگاه اساسیتری بکنم در مورد رمان تعداد کسانی که قلم به دست گرفتهاند و سعی کردند از دفاع مقدس اثر بیافرینند نسبت به جمعیت کشور و نسبت به عظمت دفاع مقدس کم است.
سوابق و تجربههای دیگر ملتها در کاربرد و بهره گرفتن از ارزشهای دفاع و مقاومت ملی تاریخی در امور فرهنگی هنری چگونه بوده است؟
متاسفانه در این مورد کشورهای پیشرفتهتر از ایران زیاد داریم. من نمیتوانم ادعا کنم در این حوزه کشور عقبماندهای هستیم ولی نمونههای کشورهای جلوتر از خودمان داریم نه در مورد دفاعهایی که در آن کشور مقدس بوده، خلق آثار ادبی هنری کردهاند، بلکه در مورد تجاوزات خودشان خلق آثار ادبی هنری کردهاند در مورد حضور تجاوزکارانه خودشان در کشورهای اشغال شده و ظلمهایی که کردند دست به خلق اثر ادبی و هنری زدهاند. یک سمیناری در سال 1372 در ایران تشکیل شد. من آن موقع دبیر این سمینار بودم و نامش نخستین سمینار بررسی مسائل رمان جنگ در ایران و جهان بود، چون کلمه «و جهان» را به ایران عطف کرده بودیم خواستیم قبل از این که این سمینار تشکیل شود خبری تهیه کنیم ببینیم در کشورهای مختلف در مورد جنگهایشان چه رمانهایی خلق شده، چند نفر را به کشورهایی مثل فرانسه، انگلیس و ترکیه فرستادیم، البته از رایزنهای فرهنگی ما که در کشورهای مختلف مستقر بودند هم درخواست کردیم و گفتیم شما هم اگر در کشوری که در آن ساکن هستید و مسوولیت دارید رمان جنگ نوشته شده، هم خود رمان را و هم لیست رمانها را ارسال کنید.
مجموعه رمانهای قابل قبول در سطح عظمت دفاع مقدس که الان بیاییم ارائه کنیم و بگوییم این رمان،
رمانی است که قابل ترجمه به زبانهای مختلف جهان و آیینه تمامنمای ایران در دوران دفاع مقدس است من سراغ ندارم
مجموعه کسانی که رفتند رمان جنگ خریدند و آمدند و نمونه کتابهایی که رایزنیهای فرهنگی برای ما فرستادند حدود هزار رمان شد. یعنی در سال 1372، در اقدامی خیلی سریع، سرانگشتی، غیرتفصیلی و غیرفراگیر، توانستیم در عرض دو ماه، هزار جلد کتاب رمان تهیه کنیم آن هم از سراسر جهان، که اینها دستمایهاش، جنگ بود و... نشان میدهد در کشورهای دیگر از این پتانسیل بیشتر استفاده شده است و در مقایسه با جنگ 8 ساله دینی و اعتقادی ما و باید گفت که ما از پتانسیل موجود در این زمینه نسبت به مشابه خارجیاش عقبتر هستیم.
با توجه به این که در آثار سینمایی و تصویری آنان که یک نوع مظلومنمایی وجود دارد و در واقع به وضوح میبینیم که تجاوزشان را، در این آثار، به شکلی دیگر به نمایش میگذارند آیا در آثار ادبیشان هم چنین کاری کردهاند و میتوان گفت آثار ادبی کشورمان، صادقترین آثار است؟
آثار سینمایی صد درصد تاثیر پذیرفته از رمانهاست. متاسفانه در ایران کم داریم که فیلمها اقتباس از رمانها باشد، ولی در کشورهای دیگر دست به اقتباس و تدوین فیلمنامه از رمانهایشان قویتر است. در فیلمهایشان وقتی مظلومنمایی را میبینیم بدانید ردپای رمانهایشان است. در کشورمان تا آنجایی که رماننویسان و داستاننویسان که خود بچههای جبهه بودند و بعدا نویسنده شدند و آثاری خلق کردند با اطمینان میتوان گفت، آثارشان صادقترین آثار دنیاست و نسبت به آنهایی که در جبهه نبودند و مجبور بودند با تخیل از فضای جبههها، به همراه شنیدههای دیگران و ترکیبی از تخیل خودشان، آثاری را بیافرینند، نیز بهتر نوشتهاند. تعداد نویسندههایی که بچههای جنگ بودند بیشتر از دیگران است و اگر این را ملاک و معیار قرار دهیم باید بگویم در عرصه داستان کوتاه در ایران آثار صادقتری داریم.
به نظر شما، کشور دشمن (عراق) توانستهاند سیاستشان را به جایی سوق دهند که آنها نیز از تجاوزشان، آثاری به نمایش بگذارند؟
من کار تخصصی و مطالعاتی روی این قضیه انجام ندادهام، ولی میتوانم ادعا کنم که در همان سمینار رمان جنگ، از همه کشورها به دنبال یکسری رمان بودیم، سراغ عراق هم رفتیم. البته در آن مقطع خصومت ایران و عراق هنوز در حد بسیار بالایی بود، لذا مستقیم نتوانستیم برویم، اما از تعدادی از دوستانمان که در کشورهای اروپایی ساکن بودند درخواست کردیم که آنها از طریق مکاتبه با داخل عراق، متقاضی آثاری در مورد جنگ بشوند در مجموع چیزی گیرمان نیامد کتابهای داستانی و یکسری رمانواره بدستمان رسید ولی در مجموع نشاندهنده موفقیت عراق در عرصه ادبیات داستانی و رمان در توجیه تجاوز خودشان نبود چرا که دل مردم با رژیم صدام نبود بنابراین این کارهایی تبلیغاتی در زمانهایی که صدام حاکمیت داشت خلق شد ولی چون آثار ادبی تلقی نمیشد، نماندند با جمع شدن تومار رژیم صدام، آن آثار هم درهم پیچیده شد چون بعد از آن هم دو سه مرتبه به عراق رفتیم و در کتابفروشیها، چیزی با عنوان رمان توجیهکننده تجاوز خودشان وجود نداشت. چون وقتی صدام رفت حاضر نبودند آثاری را که او را توجیه میکند در کتابفروشیها بفروشند.
مسوولیت حوزه مدیریتی شما چیست؟ و تاکنون به چه توفیقاتی در بخش فرهنگی نائل شدهاید؟
یک بار فرمی را به بچهام داده بودند و گفته بودند: شغل پدرت را بنویس و پسرم گفته بود کدام شغل پدرم را بنویسم، اینجا که با هم نشستهایم، دفتر مشاور رئیسجمهور در امور ایثارگران است. کارم در اینجا در طول نزدیک به 9 سال، رسیدگی به همه گونه مسائل ایثارگران بود، اما به خاطر تعلق روحی خودم به ادبیات و داستان و تدریس و دانشگاه و کلاس و فرهنگ خواسته یا ناخواسته در این دفتر توجه به مسائل فرهنگ بیشتر شده است، ولی خوب جاهای دیگری مثل «جمعیت دفاع از مردم فلسطین» که در آنجا دبیر کل هستم ظاهرش این است که با دفاع مقدس کاری نداریم اما حماسه فلسطین تداوم حماسه دفاع مقدس ما میباشد، در جمعیت دفاع از مردم فلسطین، انتشارات «قبله اول» را درست کردیم، بیش از 20 جلد کتاب چاپ کردیم، که دورانی هم مسوولیت دفتر هنر و ادبیات ایثار را داشتم در بنیاد جانبازان، قبل از آن معاون فرهنگی اجتماعی بنیاد جانبازان بودم که اصلا ماهیت کار فرهنگی دفاع مقدس بود، زمانی هم مسوول کارگاه قصه و رمان حوزه هنری بودم. آنجا رمانها و داستانهای معمولی، اجتماعی، خانوادگی و سیاسی را میپذیرفتم، ولی به طور طبیعی ارتباطمان با دوستان دوران جنگ زیاد بود و آنها هم روحیات ما را میشناختند. ورود آثار مرتبط با دفاع مقدس در کارگاه قصه و رمان به طور طبیعی بیشتر میشد و حال در کنار این، از دور، مسوولیت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری را دارم که در عمل آقای مومنی اداره میکنند و کارمان توجه به فرهنگ عمومی و داستان و رمان و البته با اولویت دفاع مقدس است.
نقش دین به طور خاص در خلق حماسههای جاویدان دفاع مقدس، بر هیچ کس پوشیده نیست. در اینباره به مبانی و ریشههای موضوع اشاره کنید؟
من معتقدم آدمی که بدون مبانی دین پا در میدان دفاع مقدس گذاشته باشد با آدمی که با مبانی دینی پا در میدان دفاع داشته قابل قیاس نیست، چراکه انسان با مبانی دینی از چیزی باک ندارد همانند شهید شیرودی که در زمان شاه خلبان بود و همه میگویند در آن مقطع به ترسو بودن او اعتراض داشتیم، نه در مانورها شرکت میکرد و نه جسارتی به خرج میداد، اما همین شهید که در زمان شاه ترسو و غیر جسور بود با حضورش در دفاع مقدس جسورترین میشود یعنی او آدم ترسویی نیست که به شجاع تبدیل شده باشد.
مهدی طوقانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....