کمدی تلویزیونی یا طنز تلویزیونی ، مساله کدام است؟

طنز به خاطر ماهیتش در بین برنامه‌های تلویزیونی همیشه جایگاه ویژه‌ای داشته است. بی‌دلیل نیست که زمانی بخش عمده‌ای از برنامه روتین را برنامه‌های طنز تشکیل می‌داد. طنز تلویزیونی مثل هر موضوع دیگری در این سال‌ها روند پر افت و خیزی را طی کرده و باعث شده تجربه‌های مختلف و گاه متفاوتی عرضه شود.
کد خبر: ۲۴۵۷۸۹

با این همه عده‌ای معتقدند که طنز تلویزیونی اساسا تعریف نشده است و چنین قالبی اصلا وجود خارجی ندارد و صرفا نامگذاری ما بر یک مقوله تصویری باعث این سوء تفاهم بوده است. البته در مقابل، کسان دیگری هم هستند که نظرات کاملا متفاوتی دارند.

در این سال‌ها تلویزیون کوشیده با ساخت آثار مختلف در این زمینه، امکان تجربه‌های متفاوت را برای گروه‌های مختلف فراهم کند. پاورچین، شب‌های برره، بدون شرح، زیر آسمان شهر، مرد هزار چهره، مرد 2 هزار چهره و حتی سریالی که این شب‌ها از تلویزیون پخش می‌شود، یعنی «اشک‌ها و لبخندها» هم در این راستا تعریف می‌شوند.

آدم نابغه نداریم

محمد صالح علا، نویسنده و مجری رادیو و تلویزیون مشکل اصلی طنز تصویری  را نبود فیلمنامه عنوان می‌کند و می‌گوید: طنز مکتوب و تصویری ما بشدت از نبود نوشته منسجم و فکر شده، رنج می‌برد. ما تولید تخیل  طنز نداریم. از آن گذشته امروز امکانات تصویری خیلی فراتر از تخیلات نویسنده است که این خیلی دردناک است.
وی در توضیح بیشتر این موضوع می‌گوید: آثار طنزی که برای تلویزیون ساخته می‌شوند، باید چند ویژگی  داشته باشند،  اولش تخیل می‌خواهد. ما در زمینه طنز نیاز به آدم نابغه داریم که متاسفانه فعلا نداریم.

آدم‌های درجه یک هر رشته‌‌‌ای میانه‌ای  با شوخی دارند. پس شوخ بودن خود نویسنده هم مهم است. ما نویسنده‌ای نداریم که تعریفی از خنده داشته باشد. صریح‌تر بگویم نویسنده‌ای نداریم که خنده را بشناسد، شما وقتی خنده را  نمی‌شناسید. چطور ممکن است بتوانید یک نفر را بخندانید. خنده مثل عطسه نیست که دست خود شما نباشد. خنده مثل گریه است. من خودم استاد این هستم که مردم را به گریه بیندازم، ولی خنداندن مردم مشکل است.

مفرح و سرگرم کننده بودن

اما این تنها یک سوی مساله است. تلویزیون نشان داده که در استفاده و به کارگیری نیروهایش در این حوزه به یک ثبات رسیده و این نوع کارها را به یک سری آدم‌های شناخته شده سپرده است.

رضا درستکار، منتقد و نویسنده سینمایی بزرگ‌ترین ویژگی آثار طنز تلویزیونی را در مفرح، سرگرم‌کنندگی و  با کیفیت بودن این آثار می‌داند و می‌گوید: تلویزیون تلاش کرده در حوزه سریال‌ها آثار طنز بسازد، ولی نمی‌دانم چرا در برابر حجم آثار تله‌فیلم‌ها، کارهای طنز اینقدر کم است. از آن گذشته تلویزیون در مناسبت‌های شاد خیلی کم برنامه طنز و مخصوصا تله‌فیلم به آنتن پخش می‌سپارد.

وی در پاسخ به این سوال که طنزهای تلویزیونی ما تا چه اندازه توانسته موضوعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما را به نقد بکشد، گفت: طنزپردازان در این زمینه با مشکلاتی روبه‌رو هستند؛ به خاطر این که دست و بال طنزپردازان برای پرداختن به موضوعات گوناگون بسته است و به هر حال از جهات گوناگون ممکن است تحت فشار باشند. همین امسال مجموعه مرد 2 هزار چهره به مساله فوتبال پرداخت که باعث شد نظرات مختلفی را در پی داشته باشد که به نظرم یکی از موفق‌ترین قسمت‌های این مجموعه بود.

طنز تلویزیونی نه کمدی تلویزیونی

علیرضا خسمه نیز اساسا تعریف تازه‌ای از طنز تلویزیونی می‌دهد: ببین! مشکل اینجاست که ما می‌خواهیم یک مقوله ادبی را به جای یک مقوله تصویری بگنجانیم. طنز یک مقوله ادبی است که هیچ ربطی به تصویر ندارد. بزرگان طنز هم همه ادیب بوده‌اند، مثلا درباره چارلی چاپلین هیچ کس نگفته او طنزپرداز بزرگی است؛ در حالی که همه بر وجه «کمدین» بودن او اشاره می‌کنند. بنابراین ما با مقوله کمدی سر و کار داریم نه طنز. خود کمدی هم حدود 40 شاخه است؛ کمدی تاریخی، کمدی رفتار، کمدی گفتار، کمدی اشک‌آور، کمدی بزن بکوب، کمدی موقعیت، کمدی اجتماعی، کمدی انتقادی، کمدی عامیانه و ... و کمدی که مد نظر ماست؛ کمدی است که باعث افزایش بینش مخاطب نسبت به موضوع شود.

او در ادامه سفارش کمدی براساس نیازسنجی مخاطب را یک اصل مهم برای تهیه کمدی‌های پرطرفدار و پرمخاطب می‌داند و می‌گوید: کمدی‌هایی که یکجور پاسخ به نیازهای واقعی مردم باشد، مطمئن باشید در مواجهه با مردم با استقبال روبه‌رو می‌شود و جواب می‌گیرد.


مهدی غلا‌محیدری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها