کشورهای توسعه یافته و مقابله با ماهواره های دنیاگیر
شبکه های ماهواره ای قدرتمند در کشورهای توسعه یافته می توانند جزیی از مکان پرتوافکنی رسانه ای خود را در اختیار اشخاص ، سازمان ها یا تشکیلاتی بگذارند که قصد دارند با حکومت یک کشور دست به مقابله تبلیغاتی بزنند.
کد خبر: ۲۳۸۷۷
فرض کنیم یک شرکت بزرگ صاحب تجهیزات زمینی و فضایی ماهواره ، جزیی از امکانات فناوری خود را در برابر دریافت پول یا در قالب یک سیاست کلی بین المللی به شخص یا موسسه ای واگذارد و آنگاه آن شخص یا موسسه این امکان - طول موج ماهواره ای - را در خدمت تبلیغ علیه کشوری به کار گیرد. آیا می توان این شرکت بزرگ را به تهدید سیاسی یک کشور مستقل یا دخالت در امور داخلی دولتها متهم کرد؛ از نظر اخلاقی و عرفی می توان ؛ اما از نظر مناسبات طراحی شده بین المللی - از سوی همان صاحبان فناوری - هیچ کس به چنین شکایتی توجه نخواهد کرد. در قرن بیستم این بهره وری حمایت آمیز و جهتدار بی سابقه نیست . از نیمه قرن بیستم - با هر سیاستگذاری - مخالفان دولتها زیر حمایت قدرتهای بزرگ توانسته اند علیه حکومت وطن خود تبلیغ کنند، یعنی نخست رسانه کتاب ، سپس مطبوعات و در ادامه رادیو و حتی تلویزیون را به کار گیرند؛ اما به یقین هیچیک از این رسانه ها، حتی سایه ای از قدرت و برد ماهواره را نداشته اند. به همین ملاحظه چنین کوششهایی در شرایط تازه ای سازمان داده می شوند. رادیو اروپای آزاد، در طول چند دهه علیه شوروی برنامه پخش کرد. همچنین رادیو کوبای آزاد و ده ها رادیوی مخالف گوی دیگر که کاری و کارکردی غیر از خرده گیری و نقد برخی از حکومت ها نداشته اند؛ اما ماهواره اپوزیسیون چیز دیگری است . سریع و مطمئن است ، به زبان سرزمینی برنامه پخش می کند، صوت و تصویر و رنگ و حرکت دارد و بسیار خودمانی و پذیرفتنی است . می توان لحظه ای در این معنا نیز درنگ کرد؛ چرا محافل مستقل از این امکان علیه همان جریان مقتدر بهره نگیرند؛ شوخی به نظر می رسد! تجهیزات و امکانات را از کجا باید تامین کرد؛ لابد از همان جریان های مقتدر! خوشبینانی چون کاتز و ودل عقیده دارند که همین پدیده رسانه رادیکال ، به افول حکومت های خودکامه و روی کار آمدن رژیمهای مردمگرا خواهد انجامید ؛ اما این دو توضیح نمی دهند که آیا حکومت های همسو با غرب ، لزوما مردمگرا هستند یا نه؛.
انحصار خبری
جهانی سازی رسانه ها با خصلت ها و کارکردهایی که توضیح داده شد، نتیجه ای غیر از این ندارد که همه اطلاعات از همه دنیا در یک جا جمع شود، پالایش و ویرایش گردد و سرانجام توزیع و پخش شود. این روند یک مفهوم دارد؛ انحصار خبری . انحصار خبری و جهان ستانی فرهنگی ، دنیا را آرام آرام به سوی یک نظام واحد - و مقتدر - اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی پیش می برد. پیشتر توضیح داده شدکه این انحصار را برخی برای دمکراسی امیدوارکننده و برخی هولناک ارزیابی می کنند. با سلطه رسانه های مقتدر و مدرن ، اقتصاد دنیا تک محوری می شود یا به این سمت پیش می رود. مردم دنیا کالاهایی را مصرف می کنند که از این رسانه ها تبلیغ می شود. خصلت اقتصاد رو به توسعه حذف رقیبان ضعیفتر و تسلط سرمایه های کلانتر است . از نظر فرهنگی ، روند همسان سازی سیاره ای شتاب می گیرد. این همسان سازی از لباس و ظاهر اهل سیاره آغاز می شود و با سلطه زبان واحد ادامه می یابد تا به فرهنگ مسلط و یکسان برسد. جان تامپسون عقیده دارد: در طول دهه های گذشته ، فرآیند جهانی سازی رسانه ای با منافع و فعالیت بنیادهای بزرگ اقتصادی فراملیتی که همه در غرب - بویژه در امریکا - تمرکز یافته اند، هماهنگ عمل کرده است . این رسانه های مقتدر به طور یکپارچه در خدمت ارتشها و حکومت های هم پیمان قرار می گیرند. این روند در معرض خطر قرار گرفتن فرهنگ های ریشه دار و باستانی و پدید آمدن وابستگی کشورهای ضعیفتر به همان قدرتها را در پی دارد. این دیدگاه را به شکل دیگری نیز می توان توضیح داد؛ چنانکه هربرت شیلر عرضه کرده است . شیلر کتاب رسانه ها و امپراتوری امریکا را در سال 1969نوشت ؛ اما اندیشه ای که طرح کرد چنان از سوی مخالفان و موافقان به بحث گذاشته شد که این اثر را هر سال تجدید چاپ کردند و بر متن نخستین نکته های تازه ای افزودند. شیلر عقیده دارد که روند جهان سالاری امریکا از جنگ دوم جهانی آغاز شد و بتدریج شتاب گرفت . این روند رفته رفته امریکا را چون استعمارگران دیگر قرنهای گذشته - انگلستان ، فرانسه ، هلند، پرتغال و... - به یک امپراتوری مطلق مبدل ساخت . وی می افزاید: این امپراتوری جدید 2قدرت وابسته به هم دارد: اقتصادی که در سایه سوداگری شرکتهای چندملیتی ، فراملیتی و جهانی می بالد و رشد می کند و رسانه هایی که به سازمان های اقتصادی و نظامی امریکا این توانایی را می بخشد که با تکیه بر نوآوری های الکترونیک نقش پیشتازی خود را حفظ کنند. این متفکر غربی توضیح می دهد که در امریکا هم رسانه ها و هم ارتش ، ساختاری سرمایه محور و سوداندیش دارند و نتیجه می گیرد: امپراتوری امریکا به این سبب درونزا، پویا و رو به گسترش است که دولت ، ارتش ، رسانه ها و اقتصاد آن به شکلی بی نظیر چون شبکه ای هماهنگ و همذات عمل می کند و هر بخش ، دیگری را زیر حمایت می گیرد. به این دلیل چندان غافلگیر کننده نیست اگر چنین نتیجه گرفته شود که جهان ستانی فرهنگی با گسترش نفوذ رسانه های مدرن همسو عمل می کند و هر پدیده و رویکرد مخالف و ناساز را به حاشیه و انزوا می راند؛ اما این جهان ستانی ، چگونه عمل می کند؛ روشن است ؛ با رفتار گزینشی در کسب و جمع آوری ، در فرآوری و پالایش ، در عرضه کردن و عرضه نکردن و در نتیجه گیری ازهمین جریان سازی ها.