ورودی فرعیها و کوچهها تاریک است و چشم به درستی نمیبیند، ولی صدایی میآید، صدایی شبیه زوزه. گوش که تیز میکنی صدای اگزوز یک ماشین قابل تشخیص است. صدا نزدیکتر میشود و هیکل ماشین هم. خودرویی دودی رنگ با شیشههای سیاه و فنرهایی کوتاه که اتاق ماشین را به چند سانتیمتری کف خیابان رسانده است. راننده میتازد و میگازد، سرعتش خیلی بالاست. او که صدای ضبط را هم به آسمان بلند کرده از یک خیابان فرعی با شتاب بیرون میجهد و در حین گردش 2 رهگذر را زیر میگیرد. صحنه خیلی دلخراش است.
زنی مسن کف خیابان افتاده و مثل بید میلرزد. انگار سرش به زمین خورده و خون به دهان آورده است. همراهش هم دختری کم سن و سال است که از درد پا فریاد میزند، مثل این که استخوان رانش شکسته است. جمعیت هجوم میآورند و برای تماشا و کمک میدوند. راننده که این را میبیند صدای ضبط ماشین را کم میکند و با سرعت میگریزد و صدای <بگیرش بگیرش> بلند میشود. ما که در تهران از این صحنهها زیاد دیده و شنیدهایم، همان صحنههایی که جوانهای ماجراجو سازنده آن میشوند.
کم نیستند جوانهایی که سوار بر ماشینهای قراضه یا مدل بالا در کوچهها و خیابانهای تنگ شهر کورس میگذارند و نوای مرگ به راه میاندازند. آنها آدمهای عجیبی هستند و بیشتر شبیه هم. صدای ضبطشان بلند است و درون ماشین خوابیدهشان با رنگهای قرمز یا بنفش تزیین شده است. بیشترشان هم تلفن همراهی در دست دارند که یا با آن حرف میزنند یا پیام کوتاه میفرستند. رعایت قانون را هم نباید از آنها توقع داشت، چون چراغ راهنما و خط عابر پیاده برایشان مفهومی ندارد. آنها هر جا که دلشان بخواهد میروند آن هم با سرعت زیاد؛ البته در شهری چون تهران گاه بزرگراهها نیز به خاطر شلوغی فراوان، مجال حرکات نمایشی و دیوانهوار را از این قبیل رانندهها میگیرد.
شاید به همین دلیل است که سرو کله آنها شبها بیشتر پیدا میشود. معلوم نیست با این سرعت دنبال چه هستند، ولی آنقدر پیداست که رهگذران از آنها بیم دارند، چرا که کوچکترین برخورد با این ماشینهای پرشتاب دستکم یک شکستگی استخوان بر جا میگذارد. با این حال تنها جوانها نیستند که پدال گاز ماشین را خوب میشناسند، چرا که مسنترهایی را هم دیدهایم که به اعتماد تجربه، با شتاب میرانند و خود را برای رویارویی با هر پیشامدی آماده میدانند؛ ولی هر کس جنون سرعت داشته باشد چندان مهم نیست چون مهم خطراتی است که به دنبال این جنون رخ نشان میدهد، خطراتی که همه افراد از جمله بچهها را تهدید میکند. این اتفاقات تنها در کشور ما نیز رخ نمیدهد، چرا که آدمهای قانون گریز در همه جای جهان وجود دارند.
آمار بریتانیا نشان میدهد در سال 2007 تنها به خاطر سرعت بالا و استفاده همزمان از تلفن همراه 323 نفر آسیب دیده و 23 نفر کشته شدهاند. این آمارها ثابت میکند بیشتر رانندگیهای پرخطر که منجر به حادثه میشود به احتمال فراوان رانندهای در آن نقش دارد که هنگام رانندگی از تلفن همراه استفاده کرده است؛ البته چند سالی است که به خاطر ممنوع بودن گفتگو با تلفن همراه هنگام رانندگی، فناوری به کمک آدمهای هنجار شکن آمده و در قالب هندزفری ظهور کرده است؛ ولی این راه نیز چیزی از شدت خطرات نکاسته، چرا که به گفته پژوهشگران صحبت با تلفن همراه احتمال خروج خودرو از مسیر اصلی را افزایش داده و احتمال نیافتن مسیر رانندگی را تا 4 برابر افزایش میدهد.
پیام کوتاه زدن هم از آن دردسرهایی است که اگر راننده شتابزده به آن تمایل پیدا کند خطرساز میشود. پژوهشگران ثابت کردهاند پیام کوتاه زدن هنگام رانندگی (به سبب افزایش سرعت و خارج شدن آن از حد کنترل) خطرناکتر از رانندگی در حال مستی یا تحت تاثیر ماریجواناست.
پژوهشها روی رانندگان 17 تا 24 سال نشان میدهد پیام کوتاه زدن هنگام رانندگی تا 35 درصد باعث کاهش سرعت واکنش میشود، در حالی که استفاده از الکل و مواد مخدر این رقم را به 12 تا 21 درصد کاهش میدهد. شاید تمام آنانی که با سرعت در خیابانها جلوهگری میکنند تحت تاثیر این عوامل نباشند، چراکه پژوهشهای انجام شده در کشور از واقعیاتی دیگر سخن میگوید. گفته میشود یکی از دلایل تمایل برای رانندگی با سرعت بالا تمایل به خودنمایی در برخی جوانان است که با انجام انواع حرکات نمایشی سعی دارند خود را به دیگران نشان دهند.
در این میان ماجراجویی و تنوعطلبی افراد هم در این سبک از رانندگی بیتاثیر نیست چرا که تعدادی از رانندگان فقط از روی احساسات زودگذر تصمیم به رانندگی با سرعت بالا میگیرند و در یک لحظه عقل را کنار گذاشته و از دریچه احساس به موضوع نگاه میکنند.
طبق ماده 618 قانون مجازات اسلامی پلیس میتواند رانندگان متخلف را که حرکات مخاطرهآمیز انجام میدهند از 3 ماه تا یک سال حبس کند یا 74 ضربه شلاق به او تاوان دهد
داشتن خودروهای گران قیمت هم یکی از دلایل رانندگی پرخطر است، چون راننده این قبیل خودروها برای نشان دادن قابلیت خودروی خود با سرعت بالا حرکت میکنند.
این در حالی است که پژوهشگران، رانندگی در شرایط روانی نامساعد را نیز یکی از دلایل جنون سرعت میدانند. به گفته آنان، این دسته از رانندهها با حرکات نمایشی جنونآمیز سعی در برونریزی هیجانات درونی دارند. شاید عوامل دیگری را نیز بتوان به این موارد اضافه کرد، ولی آنچه از دلایل بااهمیتتر جلوه میکند نتایج رانندگیهای جنونآمیز است.
آنچه مسلم است، افراد مسن و کودکان که توانایی واکنش سریع در مقابل خودروهای شتابزده را ندارند قربانیان نخست این نمایشهای خیابانی به شمار میروند.
این وضع در کشورمان به حدی بحرانی است که چندی پیش کریستین سالازار فولکمن، نماینده یونیسف (صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد) در توصیف مردم ایران گفت بسیاری از آنها اصول صحیح رانندگی را رعایت نمیکنند و به حقوق شهروندان توجهی ندارند. او با این مقدمه نتیجه گرفت در ایران کسی به مسائل و مشکلات ناشی از حوادث رانندگی توجهی نمیکند؛ در حالی که در بسیاری از کشورها رانندگی خطرناک و رعایت نکردن حقوق دیگران مانند قتل، جرمی سنگین است. او البته این وضع را نه تنها منحصر به کشورمان نمیداند، بلکه آن را پدیدهای رایج در آسیا معرفی میکند، در حالی که نسبت به امنیت جانی کودکان این کشورها احساس نگرانی میکند.
بدون شک کریستین سالازار درست میگوید، چرا که اگر جرایم سنگین و بدون بخشش گریبان رانندگان حادثهساز ایران را هم میگرفت، آنها کوچه و خیابانها را میدان تاخت و تاز خود قرار نمیدادند. گفته می شود در انگلستان اگر رانندهای با سرعت غیرمجاز در بزرگراهها براند پیش از آن که حادثهساز شود، پلیس خودروی او را گرفته و با لودر از رویش میگذرد آنگاه آهنهای تکه پارهاش را در بزرگراه نصب میکنند و بالای آن مینویسند «به خاطر سرعت غیرمجاز.» حال این وضع را با اوضاع کشورمان مقایسه کنید.
روزی که سردار رویانیان، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی اعلام کرد طبق ماده 618 قانون مجازات اسلامی پلیس میتواند رانندگان متخلف که حرکات مخاطرهآمیز انجام میدهند را از 3 ماه تا یک سال حبس کند یا 74 ضربه شلاق به او تاوان دهد، این بحث با انتقاد خیلیها روبهرو شد.
این روند نشان میدهد در کشور ما مجریان قانون دستشان در اجرا زیاد باز نیست و جریمههای کنونی نیز دیگر هرگز صفت بازدارندگی ندارند. بدون تردید این بزرگترین مسالهای است که سالانه 20 هزار کشته در تصادفات روی دست ایرانیان میگذارد و هزاران ضایعه ناشی از حوادث رانندگی برای آنها به جای میماند. پس شاید تقویت قوانین و تشدید بازدارندگی آنها در شرایط کنونی نیز بتواند پدال ترمز رانندگان خلافکار را از این پس پایینتر نگه دارد.
مریم خباز