حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
... در آن زمان، ابتدا مقام نخستوزیری ایران را ابراهیم حکیمی به عهده داشت که پیرمردی بود وطنپرست ولی بشدت هوادار انگلیسیها!
... پیش از آنکه نیکسون به ریاست جمهوری برسد در تهران با هم مذاکرات مفصلی داشتیم، و معلوم شد که درباره بسیاری از اصول ساده ژئوپولیتیک با یکدیگر توافق داریم!
... من میخواستم مردم را تحت شرایط خودم خوشبخت کنم.
... بیان حقیقت خطرناک است و دفاع از آن حماقت!
... [در ماجرای 17 شهریور] فقط هشتاد و پنج جواز دفن صادر شد...
هر چند که به پلیس و سربازان بهتان میزدند، ولی من به خاطر خونسردی که از خود نشان دادند به آنان درود میفرستم.
... بختیار را دوستانش نابود کردند [امان از رفیق بد و زغال خوب]
... وقتی از مرگ او (هویدا) آگاه شدم یک روز تمام در را به روی خود بستم و دعا خواندم.
... برای رعایت صداقت در این کتاب، باید بگویم که بیتردید بزرگترین اشتباه من آن بود که سعی کردم ملتی باستانی را به زور به سوی استقلال و سلامت و فرهنگ و سطح زندگی خوب و آسایش پیش ببرم!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....