سینماگران از طرح تازه ارشاد برای اکران فیلم‌های فرهنگی می‌گویند

آسمان فیلم‌های فرهنگی؛ ابری یا آفتابی؟

روی پرده نرفتن خیلی از فیلم‌هایی که هر سال تولید می‌شوند، در سینمای ایران معضل بسیار بزرگی است. چرخه تولید معیوب و ناآرام سینمای ایران با وجود همه اما و اگرها و نارضایتی‌هایی که از منظرهای مختلف فرهنگی یا اقتصادی وجود دارد، همچنان به راه خود ادامه می‌دهد.
کد خبر: ۱۹۴۶۴۲
یکی از مهم‌ترین مشکلات، کمبود سالن سینماست که نه با آمار و ارقام فرهنگی و چیزی که باید باشد همخوانی دارد و نه جوابگوی فیلم‌هایی است که هر سال در سینما تولید می‌شوند. این وسط فیلم‌هایی که با در نظر گرفتن گیشه و اقبال عمومی تولید می‌شوند، وضعیت بدتری دارند و اساسا اکران عمومی برای آنها یک رویا و آرزویی محال است.

مدتی پیش مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد در گفتگو با یک خبرگزاری از شروع طرح اکران فیلم‌های ارزشمند فرهنگی از عید فطر خبر داد و گفت این طرح پس از تعامل با شورای صنفی نمایش بزودی اجرایی خواهد شد تا امکان دیده شدن این فیلم‌ها هم برای مخاطبان آنها فراهم شود. اربابی در ادامه به تشریح طرح‌های مختلفی که برای اجرایی شدن این طرح به آنها فکر شده پرداخت.

واقعیت این است که محمود اربابی موقع اعلام خبر نتوانسته خیلی خوب جزئیات آن را شرح دهد. اتفاقی که پیش از این که معلول نارسایی منظور او یا سوءتفاهم خبرنگار در انعکاس حرفش باشد، به نامشخص بودن جزئیات کار برمی‌گردد.

تلاش ما برای ارتباط با مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی ارشاد تا زمانی که باید این گزارش آماده می‌شد، به جایی نرسید بنابراین بد نیست برای شروع، حرف‌های محمدرضا صابری سینمادار، دبیر و سخنگوی انجمن سینماداران، عضو و سخنگوی شورای صنفی نمایش را درباره این طرح بشنویم: این طرح از طرف ارشاد و آقای اربابی پیشنهاد شد و ما هم به عنوان شورای صنفی نمایش از آن استقبال کردیم. شورای صنفی 5 سینما و همین طور تعدادی فیلم برای آغاز طرح تعیین کرده و حالا منتظر است معاونت سینمایی با سینمادارها به توافق برسد تا مراحل اجرایی‌اش را شروع کند. محمدرضا صابری اما ترجیح می‌دهد تا نهایی شدن کار، از سینماها و فیلم‌هایی که برای این طرح به معاونت سینمایی پیشنهاد شده، اسم نبرد.

در این گزارش سعی شده با گفتگو با افراد مختلف به ابعاد مختلف این طرح و باید و نبایدهاش بپردازیم. گرچه چون هنوز جزئیاتش مشخص و اعلام نشده، اظهارنظرها هم در حد کلیات باقی مانده است. ولی به گمانم در مباحث کلان فرهنگی گاهی رسیدن از کل به جزء کار بیراهی نباشد. ضمن این که به دلیل شباهت‌های کلی‌اش به طرح ناکام گروه سینمایی آسمان باز که چند سال پیش با همین هدف راه‌اندازی شد، به شباهت‌ها و تفاوت‌هایش با کلیات طرح جدید هم اشاره‌هایی شده است.

خاطرم هست ایرج کریمی که از عالم نقد و مباحث تئوریک سینما به وادی فیلمسازی پا گذاشته، اوایل از طرفداران پر و پاقرص راه‌اندازی گروه سینمایی آسمان باز بود. موقع تدوین «باغ‌های کندلوس»، با او درباره «چند تار مو» که قرار بود در همین گروه سینمایی اکران شود، گفتگو کردم و او از این اتفاق خیلی هم خوشحال بود. اما گویا این تجربه برایش اصلا خوشایند نبود. چون پس از آن به گروه مخالفان پیوست و این نارضایتی و مخالفت همچنان ادامه دارد: آن موقع 2 سینما در نظر گرفته بودند و ظاهرا قضیه هم خیلی جدی بود ولی با گذشت زمان معلوم شد ماجرا چیزی جز یک شو و نمایش نیست. اما اگر از همان دو سینما هم حمایت‌های لازم می‌شد، ممکن بود به نتیجه برسد. مثلا چند تار مو باید 2 هفته اکران می‌شد و این 2 هفته قاعدتا باید 2 تا پنجشنبه و جمعه می‌داشت که به قول پخش‌کننده‌ها گل ‌فروش در این 2 روز اتفاق می‌افتد. ولی همین فرصت هم از ما دریغ شد و فقط 12 روز اکران داشتیم.

 کریمی ادامه می‌دهد: به نظرم این کار در ذاتش مشکل داشت. وقتی 2 سالن برای این فیلم‌ها در نظر گرفته می‌شود، از همان اول به اندازه کافی امکانات از آنها دریغ شده است. در حالی که همان موقع امکانات و شرایط عرضه بیشتر و بهتر برای فیلم‌های تجاری و مبتذل فراهم است.

کریمی فیلم «خوابگاه دختران» را مثال می‌زند که همان موقع اکران خیلی وسیعی داشت و نخواستند یا نتوانستند آن را بردارند: آسمان باز دست کسانی بود که اساسا با این سینما مخالفند و از ناکامی‌اش هم ناراحت نشدند. در صورتی که مدیر این گروه سینمایی و مدیران و مجریان این طرح باید کسانی باشند که واقعا دلشان برای این سینما بسوزد.

با همین سابقه است که او این طرح را هم مفید و خوب نمی‌داند. مثلا به عنوان یکی از نقاط ضعف به این نکته اشاره می‌کند که اگر قرار باشد هر کدام از این فیلم‌ها در یک سانس خاص نمایش داده بشود، تکلیف تماشاگر معلوم نیست و معلوم نیست کدام فیلم در کدام سانس نمایش داده می‌شود. دیگر این که به عقیده او این فیلم‌ها به حمایت‌های تبلیغی بیشتر و بهتری نیاز دارد: منظورم از تبلیغات، اطلاع‌رسانی است و نه دروغ گفتن به مردم برای کشاندنشان به سینما. در کلانشهری مثل تهران خیلی‌ها که مرا می‌شناختند، از اکران فیلمم خبردار نشدند. در هالیوود گاهی هزینه تبلیغات از هزینه تولید هم بیشتر است.

از کریمی که عدم پذیرش و نمایش فیلمش در جشنواره فجر امسال حسابی برایش گران تمام شد، می‌پرسم پس این فیلم‌های فرهنگی چطور ساخته می‌شود و او این طور جواب می‌دهد: از منابعی که یک بار بیشتر نمی‌شود از آنها استفاده کرد. بعضی‌ها مثل من سرمایه‌گذار با حسن نیت پیدا می‌کنند. سرمایه‌گذار «نسل جادویی» شوهرخواهرم است که این همه وقت پولش خوابیده و من دیگر خجالت می‌کشم برای کار جدیدی از او دعوت کنم. بعضی‌های دیگر هم خودشان پول دارند یا دلشان به سرمایه‌گذارها و جشنواره‌های خارجی خوش است. به هرحال، بیشترشان وامی نگرفته‌اند و برخلاف فیلم‌های تجاری از هیچ منبع و سرمایه دولتی استفاده نکرده‌اند.  اما باز هم متهم می‌شوند که امکانات را هدر داده‌اند. یکی نیست بگوید آخر کدام امکانات؟!  باور کنید این فیلم‌ها با ازخودگذشتگی عوامل ساخته می‌شود. بازیگران چند تار مو اصلا دستمزد نگرفتند.

به نظر این منتقد ، باید فراتر از اینها به ماجرا نگاه کرد و به تحولات ساختاری فکر کرد: اتفاق خاصی نمی‌افتد اگر 2‌سالن آسمان باز بشود 5 تا. کافی است نگاهی به بیلبوردها و فیلم‌هایی که در سینماها اکران می‌شود بیندازید تا ببینید انحصار تولید و پخش دست آدم‌های خاصی است که سطح فرهنگی نازلی دارند و با ارشاد هم هماهنگ هستند. باید انحصار تولید و پخش را از دست آنها درآورد.

در درجه اول خود ارشاد باید برای این کار اقدام کند. ضمن این که برای تصویب سناریوها محدودیت ایجاد نکند و با اتخاذ یک ساز و کار درست و طبیعی بتواند آثاری تولید شود که برای قشر تحصیلکرده جذاب باشد. می‌گویند مردم این سینما را می‌خواهند ولی من زیر بار این حرف نمی‌روم. اینها کل مردم نیستند. این شگردی است تا با آن تکلیفشان را با خیلی چیزها روشن کنند.

این جوری سینما حالت موجود مفلوک و بیچاره‌ای را پیدا می‌کند که باید به آن صدقه داد. سینمای ایران طبقه متوسط تحصیلکرده را از دست داده و آنها به سینما نمی‌روند. این طبقه همان‌هایی هستند که برای فیلم‌های بیضایی و مهرجویی و کیارستمی صف می‌کشیدند. بچه‌های کسانی که برای «هامون» صف کشیدند، حالا با سینما قهر کرده‌اند.

کارگردان «از کنار هم می‌گذریم» تاکید می‌کند: ارشاد باید بداند با تهیه‌کننده مطیع هیچ اتفاقی نمی‌افتد. چون آدمی که سرکش نباشد، صاحب فکر نیست و در نتیجه نمی‌شود چیزی غیر از این فیلم‌ها را از آنها انتظار داشت.
خلاصه این که به عقیده کریمی این حمایت باید در عمل ثابت شود وگرنه در حد یک مانور و شگرد نمایشی و تبلیغاتی باقی می‌ماند.

رفیعی: واکنش تماشاگر بهترین معلم فیلمساز است‌

از برگشتن دکتر علی رفیعی به ایران سال‌های زیادی می‌گذرد. ولی کاملا معلوم است که این کارگردان باتجربه و تحصیلکرده تئاتر که با فیلم «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» ورود خوب و موفقی هم به سینما داشت، خیلی به فضای ایران و مناسباتش عادت نکرده. قرار است برایش مهمان رودربایستی‌دار بیاید و او نگران است که وسط صحبتمان سر برسند. اما نشان به آن نشان که صحبت ما تمام می‌شود و هنوز از مهمان‌ها خبری نیست.

به هر حال او هم پیش از هر چیز به کلیت این طرح اعتراض و عقیده دارد که شرایط نباید به سمتی حرکت می‌کرد که به طرح‌های این‌چنینی نیاز پیدا کنیم: این کارها زدن سرنا از طرف گشاد آن است. هیچ کس فیلم نمی‌سازد که اکران نشود و تماشاگر خاص داشته باشد. آرزوی هر فیلمسازی است که فیلمش بیننده‌های بیشتری داشته باشد. دلیل این که این اتفاق نمی‌افتد، این است که این فیلم‌ها از طرف نهادهایی مثل بنیاد فارابی حمایت نمی‌شوند و برای همین می‌روند جزو کارهای نشان داده نشده یا به عبارت بهتر نشان داده نشدنی. یکی از دلایل این که بعضی فیلم‌ها فرصت و مجال نمایش پیدا نمی‌کنند، این است که شرایط تولید مناسبی ندارند.

وقتی مهمان‌ها تماس می‌گیرند و می‌گویند به‌دلیل ترافیک کمی دیرتر می‌رسند، رفیعی با استرس کمتر و تمرکز بیشتری ادامه می‌دهد: معتقدم چه در تئاتر و چه در سینما چیزی به اسم تئاتر یا سینمای عوام یا خواص نداریم. فیلمی که دارای ارزش‌های فرهنگی است، می‌تواند با استقبال خیلی خوب همه روبه‌رو بشود ولی وقتی از حمایت‌های درستی که حق طبیعی‌اش هم هست، برخوردار نمی‌شود و بعد با این طرح‌ها به سراغش می‌رویم، به انسان معلولی شبیه می‌شود که بخواهیم به زور چوبدستی و صندلی چرخ‌دار سرپا نگهش داریم.

کارگردان ماهی‌ها عاشق می‌شوند در ادامه با لهجه‌اصفهانی - فرانسوی‌اش ترجیح می‌دهد از شرایطی حرف بزند که خودش با آن دست به گریبان است و باعث ‌شده هنوز نتواند پس از چند سال فیلم دیگری را کلید بزند: در درجه اول باید شرایط تولید مناسب را فراهم کنیم. شرایط تولید هر 6 ماه یک بار به کلی تغییر می‌کند. کجاست سازمان یا نهاد فرهنگی که تولید فیلمی با ارزش‌های فرهنگی، هنری برایش در اولویت باشد؟ شما باید پیش از یک فیلمنامه خوب، چک هزینه‌ها یا اسپانسری را هم که قرار است هزینه‌ها را تامین کند به تهیه‌کننده ارائه کنید. هیچ کس حاضر نیست فقط و فقط به دلیل ارزش‌های فرهنگی و هنری فیلمی را تولید کند. فیلم باید در درجه اول منافع تهیه‌کننده و پخش‌کننده را تامین کند. آمال و آرزو‌های کارگردان در مراحل بعدی است.

از نگاه او اتفاق بشدت تراژیکی در حال وقوع است و آن هم نزول سلیقه و ارزش‌های فرهنگی، هنری است. چیزی که در همه چیز و همه جا قابل ردیابی است، حتی در شهرسازی. مثالش هم سریالی است که چند شب پیش خیلی اتفاقی فقط 3 دقیقه‌اش را  از تلویزیون نگاه کرده: «خیلی از اینها توهین به چشم و گوش و هوش مخاطب است.

فرهنگ‌سازان و فرهنگ‌مداران ما باید به اصل ماجرا و معضلات فکر کنند. یکی از این اصول انبوه‌سازی در تلویزیون است که همه را به سمت قصه‌ها و فیلم‌های نازل سوق می‌دهد و باعث می‌شود هیچ کس برای تعالی فیلمنامه‌اش یا شیوه کارگردانی‌اش تلاش نکند. نکته دیگرش هم جذب بازیگران خلاق است.

وقتی که خوب درد دل می‌کند و سبک‌تر می‌شود، حیفش می‌آید که نگوید هر قدمی برای نمایش این فیلم‌ها خیلی خوب است، چون: مهم‌ترین چیزی که خالق هر اثری را متوجه نقاط قوت و ضعف کارش می‌کند و به او یاد می‌دهد، واکنش تماشاگر است. یک کارگردان با دیدن واکنش تماشاگران خیلی چیزها یاد می‌گیرد. هیچ‌کس بدون درک این اتفاق نمی‌تواند ارزیابی خوب و دقیق و درستی از کارش داشته باشد.

رضویان:این یک پروژه بلندمدت است‌

پیامکی که امیرشهاب رضویان شب قبل برای دعوت اکران خصوصی «مینای شهر خاموش» برایم فرستاده، در این که برای شنیدن نظرش با او تماس بگیرم، بی‌تاثیر نیست. او که گویا بزودی باید شاهد نمایش فیلمش روی پرده باشیم، این حرکت را مثبت می‌داند و امیدوار است مداوم باشد. هرچند در ادامه با یادآوری تجربه آسمان باز می‌گوید: «آسمان باز با نمایش کم‌جان و بی‌رمق فقط چند فیلم، در نهایت هم با قطع کمک دولتی متوقف شد. برای همین باید قبل از شروع طرح جدید، موضوع را آسیب شناسی کنیم.»

او ادامه می‌دهد: «تماشاگر به دنبال فیلم‌های جدید، مضامین نو و آثار متفاوت است. ولی ما در این سال‌ها به نمایش فیلم‌های سرگرمی پرداخته‌ایم. یادمان نرود زمانی را که فیلم‌های متفاوت در سینماهایی مثل آزادی، شهرقصه، کانون، عصر جدید، سپیده، فلسطین و... نمایش داده می‌شد و اتفاقا سینمادار هم از استقبال تماشاگر راضی بود. حالا با گذشت 20 سال از آن موقع، قاعدتا باید شرایط فرهنگی جامعه تغییرات مثبت بیشتری کرده باشد. می‌خواهم بگویم اگر روی فیلم‌های غیر تجاری سرمایه‌گذاری می‌شد، قطعا مخاطبش را پیدا می‌کرد. اما سازوکار نمایش این فیلم‌ها چندسالی است فراموش شده و حالا احیای دوباره اش صبر و برنامه‌ریزی می‌خواهد. با 3 ماه و 6‌ماه نمایش فیلم هم نمی‌شود به نتیجه مطلوب رسید. امیدوارم مدیران سینمایی به این مساله به عنوان یک پروژه بلندمدت نگاه کرده باشند.»

از او می‌خواهم کمی جزیی‌تر درباره این طرح صحبت کنیم و پیشنهاد می‌کنم از «تعریف فیلم ارزشمند فرهنگی» شروع کنیم. ولی او ترجیح می‌دهد وارد این بحث نشود. فقط امیدوار است دوباره فیلم‌های سرریز اکران از این گروه سردر نیاورد: «بعضی وقت‌ها گروه به تعهداتش عمل نمی‌کرد و چون انتخاب فیلم‌ها تابع بعضی رفاقت‌ها و رابطه‌ها بود، بعضی فیلم‌های سینمای بدنه را هم در آن نمایش می‌دادند. برای همین نتوانستم دو فیلم «سفر مردان خاکستری» و «تهران ساعت 7 صبح» را در این گروه اکران کنم. گروه‌های مافیایی پخش هم با ادامه این روند که به هرحال چند سینما را از دست آنها خارج کرده بود، موافق نبودند.»

به عقیده رضویان، تا این جای کار خیلی کلی درباره این طرح صحبت شده است. دیگر این که نمایش فیلم به صورت گردشی خیلی مطلوب نیست. زمان اکران 2 هفته‌ای و6  5 سالن سینما هم پاسخگوی این تعداد فیلم در حال نمایش نیست. با این حال او هنوز زمان را برای قضاوت در این مورد مناسب نمی‌داند و به امید این که مثل آسمان باز نوعی رفع تکلیف نسبت به فیلم‌های در انتظار اکران نباشد، منتظر می‌نشیند تا ببیند در عمل چه اتفاقی می‌افتد.

سیدضیاء هاشمی:قرار نبود فیل هوا کنیم‌

از قدیم گفته‌اند هیچ وقت نباید یک طرفه به قاضی رفت. این همه مستقیم و غیرمستقیم از گروه سینمایی آسمان باز و مسوولش حرف زدیم، روا نیست حالا اصل ماجرا را از زبان مسوول این گروه نشنویم.

سیدضیاء هاشمی تاریخچه این گروه سینمایی را مختصر و مفید این طور روایت می‌کند: «گروه سینمایی آسمان باز از اواسط تابستان 83 تا اواخر 84 برقرار بود. یعنی چیزی کمتر از 2 سال. اما با تغییرات دولت، وقتی محمدرضا جعفری جلوه به عنوان معاون امور سینمایی منصوب شد، این طرح را موافق سیاست‌های خودش ندید و ترجیح داد در جاهای دیگری سرمایه‌گذاری کند.

در صورتی که این پروژه کمک خیلی خوبی بود به فیلم‌هایی که قابلیت اکران در سینماها و جذب اقبال عمومی را نداشتند و کارگردان هایشان آرزو به دل مانده بودند که فیلمشان اکران شود.»

هاشمی اضافه می‌کند: «چاره‌ای نیست. اقتصاد سینما اجازه نمی‌دهد هر فیلمی هر وقت که می‌خواهد روی پرده بماند. سینمادار هم به خاطر سنگینی هزینه واکنش مثبتی ندارد و این خود دولت است که باید پا پیش بگذارد.

طبق تحقیقات من همه جای دنیا و بخصوص در کشورهای اروپایی تشکیلاتی برای حمایت از این جور فیلم‌ها هست. در سفرم به کن دیدم آنها هم 20 سینما  را به فیلم‌های فرهنگی اختصاص داده‌اند. منتهی این سال‌ها معاونت سینمایی آنقدر مباحث پیچیده‌ای داشته که به این مساله نرسیده. است»

از او که در اتوبان رانندگی می‌کند و لابد در آن شرایط بسختی به سوال‌های من جواب می‌دهد، چند سوال بی‌ملاحظه می‌پرسم؛ این که تا به حال ندیده‌ام کسی از آسمان باز و اتفاقاتی که در طول برپایی‌اش افتاد، راضی باشد.

می‌گوید: « بعضی‌ها در هرشرایطی غر می‌زنند. ولی آنهایی که دیگر از اکران فیلمشان ناامید شده بودند، خیلی هم راضی بودند. دیگر این که هرکاری باید 3  2 سال ادامه پیدا کند. نمی‌گویم در این مدت فیل هوا کردیم. ولی در همان زمان کوتاه8 ‌7 تا فیلمی را که محال بود اکران شوند، نمایش دادیم. در هرصورت دولت باید بیاید جلو. نباید انتظار داشته باشیم بخش خصوصی پاپیش بگذارد.»

تجربه نشان داده هیچ کس از حرف رک خوشش نمی‌آید. ولی نه وقتی پای شفاف‌سازی و روشن شدن اذهان عمومی وسط باشد. پس دور از ذهن نیست که هاشمی خیلی راحت به سوال من که در حقیقت انتقال صحبت‌هایم با فیلمسازان قبلی است، جواب بدهد و مثلا تایید کند که خودش به شخصه طرفدار این جور فیلم‌ها نیست: «بله، راست می‌گویند. ولی برای یک مدیر این چیزها مهم نیست. برای او اصل، مدیریت پروژه است. بعضی‌ها فکر می‌کردند فیلمشان خیلی می‌فروشد. ولی این اتفاق نیفتاد. برای همین بعد از شروع طرح واکنش‌ها خیلی متفاوت بود. به نظرم خیلی نباید به این واکنش‌ها اهمیت داد.»

درباره پارتی بازی و نمایش فیلم‌هایی که خیلی ربطی به این دسته فیلم‌ها نداشته هم می‌گوید فقط «قدمگاه» عسگرپور را با خواهش و تمنا اکران کرده است؛ آن هم برای تقویت این گروه و رونق فروش بقیه فیلم‌ها: «قدمگاه تیزر تلویزیونی داشت و استقبال خوبی ازش می‌شد. همین روی فروش بقیه فیلم‌ها هم تاثیر می‌گذاشت.»

سیدضیاء هاشمی درباره سنگ‌اندازی بعضی تهیه‌کننده‌ها برای اختصاص چند سینما به آسمان باز را رد می‌کند. ولی احتمال این ماجرا را در حال حاضر برای راه افتادن طرح جدید خیلی قوی می‌داند. آخر صحبتش هم تاکید می‌کند که این اتفاق باید چندین سال ادامه داشته باشد.

صابری: مافیای اکران  نداریم‌

محمدرضا صابری که اول گزارش، اطلاعات تکمیلی طرح را از زبان او خواندید، به حرف هایش درباره این طرح یک تبصره خیلی مهم اضافه می‌کند؛ این که ماجرای اکران فیلم‌های فرهنگی خیلی تازگی ندارد و ما مرتب شاهد چنین فیلم‌هایی در گروه‌های مختلف هستیم. چون با تعریف او هر فیلمی که از وزارت ارشاد پروانه نمایش می‌گیرد، فیلمی ارزشمند و فرهنگی است.

با این حال در ادامه فیلم‌ها را به 2 دسته عام و خاص تقسیم می‌کند و می‌گوید: «این فیلم‌ها همان طور که در تولید مورد حمایت قرار گرفته‌اند، موقع اکران هم به حمایت نیاز دارند و نوع اکرانشان هم نسبت به بقیه فیلم‌ها باید متفاوت باشد. فیلم خاص باید با شرایط خاص و در سینماهای خاص نمایش داده شود. باید در تعداد سینماهای محدود و با مدت طولانی اکران شود و شرایطی به وجود بیاید که مردم بدانند مثلا فلان سینما مخصوص نمایش این جور فیلم‌هاست.»

صابری که عضو و سخنگوی شورای صنفی نمایش هم هست، در ادامه تاکید می‌کند که ضمانت اجرایی این حرکت، تبلیغات گسترده و حمایت ارشاد است: «ارشاد است که باید سینمادار را راضی کند تا او دغدغه گیشه و درآمدش را نداشته باشد. اما هنوز نحوه حمایت از سالن‌ها مشخص نیست و ما در انجمن و شورای صنفی نمایش فیلم منتظر نظر نهایی معاونت سینمایی برای اجرای این طرح هستیم.

سینماها و فیلم‌های مورد نظر مشخص شده است و حالا آقای اربابی باید با سینمادارها به توافق برسد.» تعداد 5 سینمایی که مشخص شده از نظر او کافی است و امیدوار است در نشست بعدی شورای صنفی نمایش فیلم، تکلیف همه این چیزها مشخص شود.

از صابری درباره تفاوت این طرح با آسمان باز می‌پرسم: «اینجا ارشاد مستقیما با سینمادار و پخش‌کننده به توافق می‌رسد. یعنی ارشاد بر کل ماجرا نظارت مستقیم دارد. ولی در آسمان باز بودجه‌ای در اختیار گروه گذاشته می‌شد تا به صورت خودگردان اداره شود.» و تاکید می‌کند اگر حمایت ارشاد مستمر باشد، این طرح صد درصد موفق خواهد بود.

صابری درباره بحث قدیمی مافیای اکران که درباره همین طرح نیز شبهات و ابهاماتی را به وجود می‌آورد می‌گوید: «من به خودم اجازه نمی‌دهم در حوزه‌ای که تخصص ندارم حرف بزنم. نمی‌دانم چرا بعضی‌ها به خودشان اجازه می‌دهند خیلی راحت درباره حوزه اکران اینقدر راحت اظهارنظر کنند. مافیای اکران کذب محض است و حاضریم درباره‌اش مناظره کنیم. رقابت اصلی بین سینمادارهاست. چرا برای فیلمی که گیشه دارد و من برای این که فیلمش را اکران کنم باید التماسش کنم، مافیایی در کار نیست؟»

قدم اول: تعریف «فیلم ارزشمند فرهنگی» 

مرور نظرات چندنفر دیگر که با همین موضوع با ایرنا گفتگو کرده‌اند، خالی از لطف نیست. محسن امیریوسفی که 2 فیلمش هنوز بعد از چندسال رنگ پرده را ندیده‌اند، قبل از هر چیز ارائه تعریف شفاف از سینمای فرهنگی را مهم‌ترین چیزی می‌داند که باید به آن توجه کرد. او ادامه می‌دهد: «برای اجرای این طرح ابتدا باید با نظرخواهی از تهیه‌کنندگان و کارگردانان این آثار، ترکیب نمایش فیلم‌ها و میزان حمایت از آنها برای صاحبان فیلم و سینماداران مشخص شود.»

او با طرح این پرسش که «آیا واقعا عزمی برای حمایت از فیلم‌های فرهنگی در اکران هست؟» اظهار امیدواری می‌کند که این رویکرد در عرصه اجرا هم با قوت پیگیری شود.

علیرضا رئیسیان هم دسته‌بندی فیلم‌های فرهنگی برای اکران را توسط کمیته‌ای متشکل از کارشناسان ضروری می‌داند، اما به دنبالش چیزی می‌گوید که شاید به مذاق خیلی از دست‌اندرکاران این سینما خوش نیاید: «بسیاری از فیلم‌هایی که در این دسته جای می‌گیرند، خیلی شخصی هستند و شاید ضروری نباشد اکران عمومی داشته باشند. طرح چرخشی نمایش فیلم و اختصاص برخی نوبت‌های نمایش در میان آثار تجاری و مخاطب پسند نیز می‌تواند زمینه نمایش برخی آثار که لزوما نیاز به اکران عمومی به شکل رایج را ندارد فراهم کند.»

رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران پیشنهاد می‌کند که الگوبرداری مناسب از شیوه‌های آزموده شده این طرح در سایر کشورها زمینه اجرای مناسب و دیده شدن این دست آثار را در کشور فراهم کند.

یک عضو انجمن سینماداران ایران هم معتقد است که اجرای طرح اکران فیلم‌های فرهنگی بدون اختصاص یارانه به سینماهای منتخب این برنامه، موفق نخواهد بود و نباید نسبت به ضرر و زیان سینماهای نمایش‌دهنده نیز بی‌تفاوت باشیم.

فرشید موتمنی آذر، مالک سینما حافظ مقطعی بودن طرح اکران فیلم‌های فرهنگی در گذشته و نبود سقف حمایتی مشخص را از دلایل ناکامی این طرح می‌داند: «باید در دوره جدید طرحی جامع برای نمایش این فیلم‌ها تهیه و با حمایت جدی مالی زمینه استمرارش تامین شود. اگر این اتفاق بیفتد، دیگر شاهد ترافیک فیلم‌های فرهنگی در صف اکران نخواهیم بود.»

جابر تواضعی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها