حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ستون روزنامه
این طور که میگویند اولین بار در مارس 1948 تام هنکلی روزنامهنگار نخستین بار کله چرمیها را به صورت یک داستان دنبالهدار و به صورت پاورقی نوشته بوده و ماجرای داستانش هم به بازی فوتبال آمریکایی در اواسط دهه 20 اختصاص داشته است، مدتی بعد چند شرکت روی این داستان پاورقی دست میگذارند و سرانجام سال 1959 آن را به صورت فیلمنامه درمیآورند، اما قسمت آن بوده که ریک رایلی و دانکن برانتلی سناریوی جدیدی بنویسند و کلونی آن را بسازد، سختکوشیهای چند عشق راگبی که تمام کارشان را زمین میگذارند تا بتوانند لیگ حرفهای فوتبال آمریکایی را ساماندهی کنند و در این میان نقش جیمی کانلی به عنوان مربی از دیگران برجستهتر است. این تمام خط سیر این فیلم ورزشی، فانتزی و کمدی است که البته در آن جلوههای ویژه رایانهای هم کم نیست.
من سیاسی نیستم، کمدی دوست دارم
جورج کلونی که در آستانه 47 سالگی است با بازی در سیریانا (2006) و همچنین کارگردانی و بازیگری در «شب بخیر و موفق باشی» (2005) شنل سینماگری با تمایلات سیاسی و روشنفکرانه را به دوش انداخت و این برای کسی با سن و سال او از هر نظر ایدهآل بود.
کار اول او در مقام کارگردان، اعترافات یک ذهن خطرناک (2002) بود و حالا او با کله چرمیها 3 فیلم در کارنامهاش دارد؛ در مقام کارگردان که یکی از آنها یعنی شب بخیر و موفق باشی، یک کار سیاسی صرف است و او از این که سینماگری سیاسی و روشنفکر شناخته شود در پوست خود نمیگنجید.
اما در همان اوایل سال 2007 همگان فهمیدند پزهای سیاسی شان پن (که البته واقعا سینما به او احتیاج دارد و قابل قیاس با کلونی متوسط نیست) و جورج کلونی باد هواست. او تصمیم گرفت این شنل را از دوشش بیندازد و چه بهتر که سراغ فیلمی برود که فرسنگها با ژانر سیاسی اجتماعی فاصله دارد؛ گونه کمدی، ورزشی.
عشق اول و آخر
برای آمریکاییها 2 رشته ورزشی نقش آب و هوا و غذا را دارد. فوتبال آمریکایی و بیسبال. اگرچه بسکتبال به عنوان ورزشی مدرسهای و دانشگاهی بسیار طرفدار دارد، اما راگبی و بیسبال ورزشهای عام و خاصاند و ثروتمند و فقیر و روشنفکر و کلهخراب همگی به این 2 رشته ورزشی تلعق خاطر دارند.
به دلیل همین گستردگی و فراگیر بودن، داستانهای متعدد، سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمای فراوانی در این باره ساخته شده، حتی آل پاچینو نیز در فیلمی اینچنینی حضور داشته است.
کلهچرمیها اولین بار در کنتاکی اکران شد و سیل نقدها درباره فیلم شدت گرفت و عمدهترین مساله مورد نکوهش منتقدان، آیتم کمیک موجود در فیلم بود. روندی که در بستر فیلم شکل میگرفت، مبنی بر ارائه یک بازی بسیار خشن و مردانه، جای کمدی رمانتیک یا کمدیهای ظریف نبود و حتی در دیالوگهای سطحی نیز توی ذوق میزد.
ضمن این که عمدتا ریتم کند فیلم حضور هیچ کمدی بیمزهای را برنمیتابید، حال آن که کلونی اصرار داشت هر گونه کمدی را در فیلم ورزشی فانتزیش بگنجاند و نتیجهاش آنچنان دلچسب از کار در نیامد و خلاصه آن که این فیلم 114 دقیقهای تعامل خشونت ورزشی و ظرافتهای کمیک را تاب نیاورد.
کلهچرمیها تا پایان ماه می 182 سالن سینما را حفظ کرد و پس از 9 هفته اکران 32 میلیون دلار فروش داشت؛ روندی که به نظر میرسد در هفته دوم ماه ژوئن متوقف شود و فیلم حتی در گروههای نمایشی 35 سالن به پایین جای گیرد.
فریبا نیکنژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....