حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از بازی با سوریه شروع کنیم. فکرش را میکردی حتی یک دقیقه هم فرصت بازی پیدا نکنی؟
به اعتقاد خودم در شرایط ایدهآلی قرار داشتم و فکر کنم میتوانستم به تیم کمک کنم؛ ولی این موضوع برایم قابل هضم است که تصمیم کادر فنی بر نظر و تمایل بازیکن ارجحیت دارد. به هر حال هیچکس به اندازه منصور ابراهیمزاده در آن دیدار تحت فشار نبود و بیتردید او هم تمام تلاش خود را برای موفقیت تیم انجام داد، حتی اگر به نظر برخی، تصمیمات اشتباه هم گرفته باشد. البته من به دلیل غیبت در آن بازی یک فرصت اروپایی را از دست دادم.
موضوع انتقال به مارسی؟
بله. پس از بازی با سوریه با اسکوبلار، نماینده ویژه باشگاه مارسی که مدیر نقل و انتقالات این باشگاه فرانسوی هم هست جلسهای داشتم. او برای دیدن بازی من به ورزشگاه آمده بود و اگر در ترکیب تیم ملی قرار میگرفتم حضور در مارسی قطعی میشد، ولی به هر حال این اتفاق نیفتاد.
یعنی حضورت در مارسی منتفی شد؟
نه. آنها حساسیتی نشان ندادند و قرار شد بازیهای بعدی من در ترکیب تیم ملی را مدنظر قرار دهند.
چطور شد که مورد توجه آنها قرار گرفتی؟
مسوولان مارسی بازی مرا در دیدار تیم ملی مقابل قطر دیده بودند.
انتظارش را داشتی؟
به هر حال خیلی دوست دارم در اروپا بازی کنم. خوشحالیم از این پیشنهاد زمانی دوچندان میشود که میبینم پس از مصدومیتی سنگین و طولانیمدت به گونهای بازی کردهام که مورد پسند مسوولان تیم معتبری همچون مارسی بوده است. اینکه آنها خودشان بازی مرا پسندیدهاند، معنای دیگری دارد تا اینکه خواسته باشم با ارسال فیلم و از طریق واسطهها برای پیوستن به این تیم تلاش کنم. اطمینان دارم نگاه آنها سطحی نیست و همین موضوع مرا بیشتر امیدوار کرده است.
برویم سراغ استقلال. داستان سروصدای ابتدای فصل و قضیه پیوستنت به پرسپولیس بازار گرمی نبود؟
به هیچ عنوان. من با استقلالیها به مشکل خورده بودم. واقعیت این بود که من از نظر مالی به کمترین حقم هم در استقلال نرسیده بودم. در چند سال گذشته مرا خیلی اذیت کرده بودند. وعده میدادند اما یکروزه همه چیز را فراموش میکردند. آنها مرا خیلی عقب انداختند.
اما باور کردنی نبود که جباری با این روحیه ویژه راضی به انتقال پرسروصدایی مثل حضور در تیم رقیب باشد.
من وضعیت ویژهای داشتم. پس از یک مصدومیت خردکننده و سنگین راهی نداشتم جز آنکه با قدرت بازگردم. باید در کانون توجه قرار میگرفتم تا انگیزههایم بیشتر شود. در واقع تنها با پخش مستقیم میتوانستم زنده بمانم.
این شرایط بجز در استقلال کجا میتوانست فراهم شود؟
فقط پرسپولیس. با وجود این باز هم میگویم اولویت اولم استقلال بود و اگر میتوانستم حقم را بگیرم مشکلی نبود. خوشبختانه مشکلات حل شد تا مجبور نباشم آن تصمیم دشوار را اجرا کنم.
یعنی میگویی در آن مقطع اشتباه نکردی؟
تنها خطایم این بود که اول با پرسپولیسیها مذاکره کردم. مدیریت جدید در استقلال فعالیت میکرد، اما من همان ذهنیت گذشته را داشتم.
و داستان آن جلسه معروف چه بود؟
مسوولان باشگاه مدعی بودند جباری میخواهد گروکشی کند، اما بحث من اصلا این نبود. من از فصل قبل طلب داشتم و میگفتم اول آن را تسویه کنید بعد بروید سراغ قرارداد جدید. به هر حال ابتدا سوء برداشت شد، اما بعد متوجه حرف من شدند.
فکر نمیکنی وقتی با آن مسائل قراردادت را تمدید کردی انتظارات از تو در استقلال بشدت بالا رفته بود؟
درست میگویید. خیلیها منتظر بودند ببینند بر سر جباری چه آمده است. میگفتند جباری دیگر تمام شده و همین نگاه بدبینانه وظیفهام را سنگینتر کرده بود. آنها فراموش کرده بودند من چه روزهای سختی را پشتسر گذاشتهام. دوری 8 ماهه و دوباره یک عمل جراحی سنگین و بدتر از همه بیتوجهیها! تا فوتبالیست نباشی و مصدوم نشوی، نمیفهمی من چه میگویم. فقط این را بدانید که از برزخ به زندگی برگشتم.
و تو هم از شرایط ناامید کننده استقلال در ابتدای فصل در امان نماندی.
البته خودم معتقدم پس از آن شرایط ویژه، عملکرد خوبی داشتم. فیلم بازیهای اول فصل را که میبینم، به این نتیجه میرسم که بازیهای قابل قبولی ارائه کردم. در نیم فصل اول تعداد پاسهای گل و تک به تکی که ارسال کردم، بیشتر از فصلی بود که قهرمان شدیم. البته همه انتظار داشتند جباری کارهای عجیب و غریب انجام دهد و جادو کند.
درهرصورت، تیم روزهای خوبی را پشت سرنمیگذاشت و در چنین شرایطی، حاشیهها به هیچ کس رحم نمیکند.
پشت سرجباری هم حرف و حدیث کم نبود.
خیلی چیزها را نمیشود گفت.
دستکم تصور نمیشد حجازی با بازیکنی با خصوصیات اخلاقی و فنی تو به مشکل بخورد. قبول نداری؟
حجازی شناخت درستی از من نداشت و با تصورات ذهنی خامی دربارهام قضاوت میکرد. من همه تلاشم را انجام میدادم، اما برخوردها موجب دلسردیام میشد.
یعنی جباری مطابق انتظارات عمل میکرد؟
یک چیزی را فراموش نکنید. وقتی از یک نفر انتظار بالایی داریم، باید شرایط و امکانات را هم برای او بالا بگیریم. من برای انجام یک تمرین سه، چهار ساعت وقت میگذاشتم، اما خبری از یک بدنسازی ویژه، تمرین اختصاصی و توجه بیشتر نبود.
اما با حضور فیروز کریمی هم این حرف و حدیثها گاهی بالا میگرفت. مثل بازی با مس کرمان. آنها را هم میتوان به حجازی نسبت داد؟
فکر میکنید شایعات از کجا نشات میگرفت! نمیخواهم همه حقایق را بگویم، اما واقعیت این است که داستان کریمی فرق میکند. او حساب ویژهای روی بازی من باز کرده و این موضوع را نه فقط در حرف که بهصورت عمل نشان میدهد. زمانی هم که من مصدوم شدم، او حسابی عصبانی شد؛ چون برنامههایش بههم ریخته بود. به او حق میدادم؛ اما نمیتوانستم با پای مصدوم بازی کنم. من بیشتر از «آقا فیروز» ناراحت بودم. فکرش را بکنید، تازه داشتم به روزهای خوبم نزدیک میشدم. واقعا نمیفهمیدم بعضیها چه میگویند آنها ناراحتی کریمی را بهگونهای دیگر جلوه میدادند تا معنای دیگری پیدا کند. دکتر نوروزی شاهد است که چقدر اصرار کردم با همان پای مصدوم بازی کنم، اما او اجازه نداد.
میگفتند تو به خاطر قلعهنویی مقابل مس بازی نکردی.
که چه شود؟ با پیروزی قلعهنویی چه چیزی نصیب من میشد. من اگر شاگرد او بودم، شاگرد کریمی هم بودهام آن هم خیلی زودتر از قلعهنویی! من که به بازی شیرینفراز نرسیده بودم، چطور میشد به بازی با مس برسم! بعضی حرفها توهین به شعور مردم است. بههر حال ترجیح میدهم دراین خصوص بیشتر حرف نزنم.
برگردیم به دوره حجازی. بحثهایی درخصوص بدنسازی هم مطرح بود درست بود که میگفتند استقلال آماده نبود؟
بله. بدنسازی تیم مشکل داشت و استقلال از ایننظر بسیار متضرر شد.
ولی بدنساز تیم همان کسی بود که استقلال با او قهرمان لیگ شده بود و تا پایان دقایق تلف شده هم میدوید.
درست میگویید. ببینید چه شرایطی ایجاد شده بود که او نتواند کار کند. توجه کنید با آمدن کریمی استقلال چهقدر از نظر بدنی تقویت شد، آنهم در شرایطی که فرصت یک بدنسازی کامل را در اختیار نداشت.
ولی میگفتند در تیم حجازی بعضی بازیکنان کمکاری میکنند و تعصب ندارند. موافق نیستی؟
حرف من این است که اگر بازیکن به فکر هیچ چیز نباشد، به موفقیت و موقعیت خودش که میاندیشد. تعصب از نظر من این نیست که پیش چشم تماشاگران فیلم بازی کنیم. برای بعضیها تعصب فقط با بخیه خوردن معنا میشود، اما با احترام به این دیدگاه نظر دیگری دارم. وقتی بازیکن خوب تمرین میکند، ساعت استراحت را رعایت میکند، از تفریح و خوشگذرانیاش میزند و بهجای آنکه در خدمت خانواده باشد، به تمرین اختصاصی میپردازد، متعصب نیست؟من تعصب را برای خودم اینگونه معنا میکنم.
حالا به نظرت تیم حجازی چرا نتیجه نگرفت؟
مهمترین علت این بود که تیم در ابتدای فصل دچار تغییرات فراوانی شد. بیشتر خریدهای استقلال هم بازیکنان جوان و کمتجربه بودند. در واقع پدیدههای تیمهای دیگر در حالی آبیپوش شدند که هیچ گاه چنین شرایط دشواری را تجربه نکرده بودند. با رقم خوردن چند نتیجه ضعیف هم، همه چیز به هم ریخت. مربیان هم نتوانستند فشار را از روی بازیکنان بردارند و حتی آن را مضاعف کردند. مسائل روحی مزید بر مشکلات بدنی شد و استقلال به مشکل خورد.
آمدن کریمی تولدی دوباره برای استقلال و البته مجتبی جباری بود. قبول داری؟
بله. من با آقا فیروز کار کرده بودم و او هم شناخت کاملی از من داشت. او با اتکا به همان شناخت، یک وزنه روحی شد و من هم انگیزهای مضاعف گرفتم. از سوی دیگر کریمی یکی از فنیترین مربیان ایران است که معتقدم هنوز از او بدرستی و تمام و کمال بهره نگرفتهاند.
برای خود تو حضور کریمی فقط یک عامل روحی بود؟
نه. استقلال قبل از کریمی دچار مشکلات عدیده تاکتیکی بود. برخی بازیکنان برای خودشان بازی میکردند و فضاسازی و رعایت اصول فنی معنایی نداشت. طبیعی بود که من هم در آن شرایط از نظر تاکتیکی گم میشدم و نمیتوانستم کار خاصی انجام دهم. کریمی که آمد وظایف هر بازیکن مشخص شد.
با تنبیهات ویژه کریمی موافقی؟
اگر منظورتان دواندن بازیکنان بلافاصله بعد از بازی و در حضور تماشاگران است، باید بگویم در زمان حضورم در ابومسلم هم یک بار چنین اتفاق مشابهی را در پایان بازی با استقلال اهواز دیده بودم. اما باید قبول کرد اینجا شرایط کاملا فرق دارد. حتی اگر کریمی این نوع تنبیهات را در تیم دیگری انجام داده باشد، تکرار آن در استقلال جالب نیست.
یعنی اگر از تو میخواست که بدوی قبول میکردی؟
نه!
پس تو هم میگویی با آن تنبیه، بازیکن استقلال از نظر شخصیتی تحقیر شد؟
به طور قطع. تا این موضوع جا بیفتد شخصیت بازیکن زیرسوال رفته است. البته بگویم که کریمی در جریان بازی با نفت انتظاراتی از یک بازیکن داشت که وقتی برآورده نشد، آن تصمیم را گرفت. این را هم بدانید که او با اجرای سیستم پاداش و جریمه نقدی در تمرینات، انگیزه بازیکنان را به اندازه قابل توجهی بالا برده است.
استقلال با کریمی به سرانجام خوبی میرسد؟
فکر کنم حداقل جام حذفی را بگیریم.
و لیگ؟
اوضاع در نیمفصل دوم خیلی بهتر شد و اگر مقابل سایپا و صباباتری پیروز میشدیم، امید اول قهرمانی بودیم. البته وقتی پس از اختلاف 12 امتیازی با صدر دوباره مدعی شدیم، حالا هم میتوانیم. البته ما در نیمفصل دوم یک هدف اصلی داشتیم. استقلال در ابتدای فصل به تعدادی از تیمها بد و تحقیرآمیز باخته بود. باید آنها را جبران کنیم.
کریمی قول داده استقلال قهرمان نیمفصل دوم شود. او بدقول نمیشود؟
شاید هم قهرمان نیمفصل دوم شدیم و هم قهرمان لیگ! البته ما بیش از آن که به پیروزی بیندیشیم به بازیافتن شخصیت خرد شده استقلال فکر میکنیم.
درخصوص پرسپولیس قطبی چه نظری داری؟
این تیم با وجود آن که صدرنشین است، اما نیمکت خوبی ندارد و با یک نتیجه ضعیف وارد بحران میشود. البته قطبی مربی خوبی است. فکر کنم در فوتبال ایران بعضی اصول رعایت نمیشود و وقتی یک مربی آنها را رعایت میکند به موفقیت میرسد. البته قطبی خوششانس هم هست.
دربی برگشت چه میشود؟
در بازی رفت دست پرسپولیس را خوانده بودیم و با وجود آن که حریف در شرایط بهتری قرار داشت ما بهتر بازی کردیم. در بازی برگشت هم همه چیز به شرایط آن مقطع بستگی دارد. هرچند معتقدم استقلال کریمی پیروز دربی است. چراکه حالا ما بهتر از داشتههایمان استفاده میکنیم.
برگردیم به بحث مصدومیت آن روزها؛ این فکر آزارت نمیداد که شاید دیگر نتوانی بازی کنی؟
هرگز. من در ابومسلم هم مصدوم شده بودم، اما با کمک مربیان و مدیریت باشگاه بازگشتم. آن روزها همه میگفتند جباری دیگر تمام شده است. این بار هم یقین داشتم اگر خواست خدا باشد برمیگردم.
بعضیها میگفتند برای آن که بازی کنی زود برگشتی. مثل زمانی که قلعهنویی تو را در دربی به میدان فرستاد. این طور نبود؟
نه. همه چیز را بررسی کردم و با نظر پزشک به میدان رفتم. البته قبل از آن بازی هم در خود میدیدم یک بازی کامل انجام دهم، اما فقط مجوز 15 دقیقه بازی برایم صادر شد. البته بعد دوباره مصدوم شدم و این بار کار دشوارتر بود.
مصدومیت در آستانه جام جهانی شاید بدترین اتفاق ممکن بود. این طور نیست؟
باید بگویم آن مصدومیت در کنار بدیها، خوبیهایی نیز به همراه داشت. هرچند که شاید این «پا» دیگر مثل روز اولش نشود، اما باعث شد دیدگاهم نسبت به زندگی و فوتبال کاملتر شود. فوتبال هیچگاه همه دنیای من نبوده و نخواهد بود. هرچند که حالا حرفهام است و دوست دارم به سقف تواناییام برسم، اما اجازه نمیدهم زندگیام در این توپ و مستطیل سبز خلاصه شود یعنی اگر اتفاقی افتاد، دنیا برای جباری به پایان برسد. به هر حال از این مصدومیت درسهایی آموختم که به درد زندگیام میخورد.
خیلیها میگویند ضعف اصلی جباری، بدنی است و او اگر قویتر بود، دومی نداشت.
چه بگویم! زمانی که در ابومسلم بودم، زیر نظر یک بدنساز حرفهای به نام مولایی خیلی خوب کار میکردم و خودم معتقدم از نظر آمادگی بدنی جزو سه، چهار بازیکن اول لیگ ایران بودم. نتیجهاش را هم گرفتم. الان حسرت آن روزها را میخورم. هر کاری که میخواستم انجام میدادم چراکه بدنم اجازه میداد. حالا هم میدانم که جا برای بهتر شدن دارم.
به نظرت جباری، زیدان آسیاست؟
(میخندد) زیدان را دوست دارم و او را بهترین بازیکن دنیا میدانم. خدا را شکر این لقب را ایرانیها به من ندادند. ژاپنیها چند جلسه تمرین و بازی مرا دیده بودند و گفتند این زیدان آسیاست! البته بعضیها مینویسند جباری باورش شده زیدان است! خودشان مینویسند و خودشان هم جواب میدهند... .
خیلی اذیت شدم!
حقیقت این بود که انتظار مسائل پیش پا افتاده را نداشتم. من میخواستم به بهترین و بالاترین سطح برسم و از پیشرفتم استقلال هم سود ببرد. اما همین که گفته میشد «جباری نمیدود»، «از زیر تمرین کردن در میرود»، «تعصب ندارد» و یا «تمارض میکند»، برایم مثل سرعتگیر بود. مگر میشود بازیکنی که از مصدومیت خلاص شده و میخواهد عقبماندگیها را در کمترین زمان جبران کند، دنبال این مسائل باشد؟ اصلا نمیتوانستم درک کنم که آن حرفها با چه منطق و استدلالی مطرح میشد. یکی نبود بگوید کمکاری و تمارض به چه کسی ضرر میرساند؟
بههرحال، خیلی اذیت شدم. برای یک بازیکن آنهم با شرایط آن روزهای جباری، بیش از هر چیز عوامل روحی و انگیزشی باعث پیشرفت بود. من تلاش میکردم و عرق میریختم تا به سطح قابل قبولی برسم اما با طرح چنان مسائل پیش پا افتاده و خندهداری برایم مشکل میتراشیدند. بازگشت بهخودی خود سخت بود و با آن مسائل، دشوارتر هم میشد.
رضا عباسی - امید توفیقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....