همه این تمهیدات و تدارکات برای تیمی اندیشیده شده که از ابتدای مرداد ماه یعنی زمان حذف ایران از جام ملت های آسیا، اصلا وجود خارجی نداشته است و فدراسیون فوتبال و بهتر بگوییم کمیته انتقالی این فدراسیون چنان سرگرم برگزارنکردن (!) انتخابات فدراسیون بوده که وقت نداشته بازی های دوستانه تیم ملی را هم ترتیب ندهد(!)، حاصل این ضعف های تشکیلاتی نیز همان نکاتی است که می بینید. از هم پاشیدن ساختار فوتبال ملی و تاخیر کلان در انتخاب مربیان تیم ملی به گونه ای بوده که تمام ناظران را دلسرد کرده است.
در حالی که براحتی می شد پس از قطع امید از گزینه های خارجی به مربیان وطنی روی آورد، اعضای کمیته انتقالی با دوجور فکر و دو طیف تصور، در هفته های اخیر بیشتر در حال ضد و نقیض گویی و نفی یکدیگر بوده و مدام وعده به امروز و فردا داده اند، حال آن که از همان اوایل آذر ماه می شد تشخیص داد که امکان و احتمال رویکرد به مربیان برجسته خارجی اندک بوده و باید به مربیان موقتی وطنی توسل جست. بی شک مربیان شایسته در این رده بسیار زیادند و فقط قدری ذوق و صرافت می طلبید تا در این خصوص بسرعت به نتیجه رسید و کار را ساماندهی کرد. امروز که این کار صورت نپذیرفته و در تشکیل تیم ملی تاخیری کلان شکل گرفته ، اعلام هر روزه برنامه مسابقات تدارکاتی تیمی که ماهها وجود خارجی نداشته ، بیش از آن که امیدساز باشد، اسباب حیرت شده است.
تا 17 بهمن
اولین بازی ایران در دور مقدماتی جام جهانی 2010 روز 17 بهمن در تهران و برابر سوریه خواهد بود و در آن تاریخ قطعا تیم ملی به میدان می آید؛ زیرا چاره ای هم جز این ندارد(!) اما این که مسابقات تدارکاتی آن چگونه خواهد بود و چه ثمری خواهد داشت ، نامشخص است.
ای کاش کمیته انتقالی که در ماه های اخیر و بواقع در کل سال جاری توانی فراوان را به شکلی بی نتیجه صرف انجام انتخابات فدراسیون کرده است ، طی روزهای پیش رو بیش از این با این کشور و آن کشور برای دیدارهای تدارکاتی اضافی تماس نگیرد، زیرا این بیم و احتمال وجود دارد که بر اثر تعدد دیدارهای تدارکاتی تیم ملی نتواند بازی رسمی 17 بهمن ماه خود را انجام بدهد و وقت چنان مسابقه ای را نداشته باشد!