جرقه این درگیریهای پرشتاب، دقیقا از همین نقطه و در پی تصمیم قاطع تهران در شروع کارزار درهم شکستن محاصره اقتصادی و دریایی نامشروع واشنگتن زده شد؛ جایی که رزمندگان دلاور میهن در جدیدترین ابتکار راهبردی خود، نمادهای اصلی قدرت دریایی ارتش تروریستی آمریکا را هدف قرار دادند و با شلیک دقیق موشکهای بالستیک، شناورهای جنگی متخاصم را در عمق آبهای منطقه زیر ضربه بردند تا ثابت کنند ادامه جنگ اقتصادی علیه معیشت ملت ایران، هزینه سلب امنیت تردد نظامی متجاوزان در دریا را به دنبال خواهد داشت.
ارتش تروریستی آمریکا که در رویارویی مستقیم نظامی توان ایستادگی در برابر موشکهای نقطهزن ایرانی را نداشت، شامگاه سهشنبه از سر عجز و استیصال دست به رفتاری کور و بزدلانه زد. جنگندهها و شناورهای متخاصم آمریکایی با نقض آشکار حقوق بینالملل، چند فروند نفتکش تجاری کشورمان را در خلیجفارس و دریای عمان هدف قرار دادند؛ تجاوزی که در محدوده چهار مایلی لنگرگاه جزیره خارگ و حوالی منطقه سنگسیاه جاسک رخ داد، اما فاقد هرگونه خسارت جانی بود و کادر شناورها بهسرعت تخلیه شدند. این دستاندازی خطرناک در شرایطی انجام شد که فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء ساعاتی پیش از آن صراحتا به سران کاخ سفید هشدار داده بود هرگونه تعرض به کشتیهای نفتکش ایرانی با انهدام پایگاهها و منافع حیاتی آمریکا در سراسر منطقه تاوان داده خواهد شد؛ هشداری صریح که نادیده گرفتن آن از سوی فرماندهان متوهم پنتاگون، فرمان اجرای سنگینترین پاسخ تلافیجویانه را صادر کرد.
با فرا رسیدن بامداد چهارشنبه، موعد تحقق وعده صادق تنبیه متجاوز فرا رسید. دلاورمردان نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عملیاتی سهمگین با رمز مقدس «یا حیدر کرار»، قلب تأسیسات پشتیبانی دشمن را نشانه رفتند. پرواز پرحجم موشکهای بالستیک سوخت جامد و مایع با کلاهکهای پیشرفته بارشی، شبکههای پدافندی پرادعای پاتریوت را در آسمان اردن تحقیر و بیاستفاده ساخت و مستقیما بر فراز پایگاه هوایی «الازرق» (موفقالسلطی) و پایگاه «شاهزاده حسن» فرود آمد. در این ضربات دقیق، آشیانههای اورهال، مراکز آمادهسازی و شلترهای نگهداری جنگندههای فوقپیشرفته اف-۳۵، اف-۱۶ و اف-۱۵ ارتش آمریکا زیر آتش رفت و خسارات سنگینی بر زیرساختهای عملیاتی متجاوزان وارد آمد.
همزمان با آتشبازی بالستیک در آسمان اردن، عرصه دریا نیز برای ارتش آمریکا به جهنمی تمامعیار بدل شد. موشکهای پرقدرت سپاه پاسداران بر پیکره ناوشکنهای رزمی پیشرفته DDG-۱۱۹ و DDG-۵۳ مجهز به رادارهای ایجیس و سامانههای کروز فرود آمدند و صدمات جدی به این نمادهای پدافند دریایی وارد ساختند. متعاقب این ضربات، نیروی دریایی مقتدر سپاه ضمن صدور اخطار فوری به خدمه نفتکشها در اسکلههای بحرین و کویت مبنی بر تخلیه شناورها به دلیل همپیمانی با تروریستهای آمریکایی، مدیریت قاطع خود بر شاهرگ تنگه هرمز را اعمال کرد؛ ضربه نهایی در دریا با ضربه به دو شناور جنگی آمریکایی، ضربه به هشت نفتکش متصل به جبهه استکبار و هدف قرار دادن ده فروند کشتی متخلفی که با تحریک واشنگتن قصد عبور غیرقانونی از تنگه هرمز را داشتند، تکمیل شد.
برآیند این ضربات بیامان، عقبنشینی مفتضحانه و تغییر بنیادین آرایش نظامی آمریکا در آبهای جنوب بود؛ چنانکه سخنگوی سپاه پاسداران رسما اعلام کرد در پی بهکارگیری موشکهای پیشرفته بومی، از میان دهها ناو جنگی که پیشتر در خلیجفارس مستقر بودند، اکنون حتی یک فروند شناور آمریکایی در منطقه باقی نمانده و تمامی شناورهای متخاصم ناچار شدهاند حداقل ۴۰۰ کیلومتر از آبهای ساحلی ایران فاصله بگیرند. اثبات توان اصابت به ناو هواپیمابر متجاوز حتی در فواصل فراتر از ۵۰۰ کیلومتری، سیادت فناورانه جوانان این مرزوبوم بر خلیجفارس را تثبیت کرد و نشان داد ابتکار عمل در تنگه هرمز کاملا در قبضه اراده ایران است و متجاوزان راهی جز تمکین به قواعد تعیینشده یا خروج قطعی از منطقه نخواهند داشت.
تغییر بنیادین در موازنه وحشت
آنچه در تحولات جاری رخ میدهد، صرفا یک تبادل آتش ساده مرزی یا تاکتیکی نیست، بلکه بازتابی از جهش بنیادین در تفکر نظامی و دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران است. تهران در سالهای گذشته و بهویژه در تجارب تاریخی نظیر پاسخ به ترور سردار شهید سلیمانی در عینالاسد، عملیاتهای موشکی وعده صادق ۱ و ۲ علیه عمق سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۲۴ و جنگ دوازدهروزه سال ۲۰۲۵، گامبهگام اتکا به جنگهای واسطهای و نامتقارن را به «کاربرد عریان، متمرکز و متعارف قدرت آتش دوربرد» ارتقا داد.
امروز نیروهای مسلح ایران به این سطح از بلوغ ژئوپلیتیک رسیدهاند که جنگ اقتصادی و تحریمهای ظالمانه را دیگر مسائلی جدا از میدان نبرد نظامی تلقی نمیکنند. شلیک به ناوشکنهای مجهز به سپر موشکی ایجیس و انهدام شلترهای نگهداری جنگندههای نسل پنجم F-۳۵ در عمق خاک اردن نشان داد که بازدارندگی ایران، جغرافیا و مرزهای بازدارنده سنتی دشمن را منسوخ کرده است.
تهران در عمل ثابت کرده که مهار تروریسم اقتصادی کاخ سفید، مستلزم سلب امنیت پایگاههای نظامی و شریانهای لجستیک آمریکا در کل جغرافیای غرب آسیاست. وقتی واشنگتن زبان دیپلماسی را با فشار حداکثری و توقیف شناورهای تجاری جایگزین میکند، پاسخ متقارن و حتی فرامتقارن در عرصه دریا و هوا، هزینه محاسباتی دشمن را از آستانه تحمل سیاسی آن فراتر میبرد.
تله فرسایش برای هژمون
در تحلیل صحنه نبرد، واقعیتهای راهبردی حاکی از آن است که واشنگتن ناخواسته وارد تله یک «جنگ فرسایشی بزرگ» شده است؛ کارزاری که ساختار سیاسی و ماشین جنگی جمهوری اسلامی ایران دقیقا برتریهای ژئوپلیتیک و انسانی لازم برای پیروزی قاطع در آن را در اختیار دارد. تهران بر پایه این اصل استوار به میدان آمده است که نظام برخاسته از انقلاب اسلامی و ملت مقاوم ایران، ظرفیت بینظیری در تابآوری، جذب شوکهای مقطعی و تحمل هزینههای درگیری طولانیمدت دارند؛ مزیتی تمدنی که هیچ همتایی در جامعه مصرفزده، منشعب و حساس به بحران
آمریکا ندارد. موقعیت منحصربهفرد ژئوپلیتیک ایران در مجاورت مستقیم شاهرگهای کلیدی انرژی جهان، دست برتر راهبردی را به رزمندگان میهن بخشیده است. ارتش تروریستی آمریکا ناچار است با تکیه بر خطوط مواصلاتی هزاران مایلی، استقرار طولانیمدت، خستهکننده و پرهزینه ناوهای غولپیکری نظیر «آبراهام لینکلن» را در منطقه حفظ کند؛ حضوری که با فرسودگی مفرط تجهیزات و خدمه، شکافهای جدی درون ساختار نظامی آمریکا پیرامون تمدید این ماموریتهای بیحاصل ایجاد کرده است.
در مقابل، نیروهای مسلح ایران در زمین خانگی خود، متکی بر انبارهای موشکی و پهپادی پایانناپذیر، جغرافیای نامتقارن خلیجفارس و اشراف کامل اطلاعاتی، توانستهاند هزینههای نظامی دشمن را به شکل تصاعدی بالا ببرند. اصابت صدها کلاهک بالستیک بارشی و انهدام سامانههای راداری، هزینههای میلیارد دلاری شلیک پدافندهای پرادعای پاتریوت را آشکار ساخت و پوچی فناوری دفاعی غرب را نمایان کرد.
از سوی دیگر، پاشنهآشیل واقعی کاخ سفید در آستانه تحمل تلفات انسانی نهفته است. در شرایطی که دستگاه محاسباتی پنتاگون برای جلوگیری از خشم عمومی و فرار از تبعات سیاسی، سیاست قطرهچکانی و کتمان آمار واقعی تلفات را در پیش گرفته و با ادعاهایی مضحک شمار قربانیان را به چند ده نفر تقلیل میدهدتلاشی که حتی از سوی رسانههای برجسته غربی مانند نیویورکتایمز و اینترسپت به عنوان فریبکاری رسوا شده استواقعیتهای میدانی حکایت از ضربات مرگبار به صدها تن از نظامیان آمریکایی در پایگاههای اردن و شناورهای متخاصم دارد. ساختار ارتش آمریکا کشش فرسایش تدریجی در یک جنگ نامتقارن طولانی را ندارد و هرگونه اصابت بیشتر به منافعش در منطقه، فشار افکار عمومی را برای ترک کامل غرب آسیا دوچندان خواهد کرد.
پایان دوران سیادت دریایی آمریکا با فرار ۴۰۰ کیلومتری ناوگان نظامی این کشور از آبهای خلیجفارس ثبت شد. جمهوری اسلامی ایران با ترکیب باور ایمانی، خودکفایی در ساخت تسلیحات هوشمند و بهرهگیری از جغرافیا به عنوان یک سلاح استراتژیک، قواعد حضور در گلوگاه انرژی جهان را از نو بازنویسی کرده است. حقیقت انکارناپذیر امروز منطقه این است که استراتژیستهای کاخ سفید در بنبستی بنیادین گرفتار آمدهاند؛ بنبستی که در آن، هر گام تازه برای محاصره یا تعرض به منافع ملت ایران، پاسخی خردکنندهتر، عمیقتر و مستقیمتر را بر پیکره متزلزل ارتش آمریکا تحمیل خواهد کرد و روند اخراج متجاوزان از جغرافیای منطقه را به نقطه بازگشتناپذیر خواهد رساند.
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در پاسخ به جامجم آنلاین مطرح شد
در گفتوگو با جام جم آنلاین مطرح شد