به گزارش
جام جم آنلاین؛ جنگها در دنیای امروز دیگر محدود به عرصههای فیزیکی مثل زمین، آسمان و دریا نیستند و بخش مهمی از رقابت میان دولتها به فضای دیجیتال، از موبایل گرفته تا شبکههای اجتماعی و وبسایتهای خبری، جریان دارد. جایی هدف دیگر از کار انداختن زیرساخت یا سرقت داده نیست، بلکه تغییر ادراک و رفتار مخاطبان است. تبلیغاتی هم که پیش از این درباره آنها صحبت کردیم در همین چهارچوب قرار میگیرند. تبلیغاتی که شامل وبسایتهای چند زبانه مثل پیشتاز نیوز و الفاصل نیوز میشوند میتواند نشانهای از تغییر رویکرد نفوذ اطلاعاتی آمریکا باشد. در این مدل جدید بهجای اتکا بر حسابهای جعلی و رباتها از رسانههای شبهخبری، تولید محتوای بومی، تبلیغات پولی و رساندن مستقیم محتوا به کاربران واقعی استفاده میشود تا دسترسی به مخاطبان واقعی افزایش یابد و اثرگذاری آن بر افکار عمومی پایدارتر باشد.
پیمانکار پنتاگون پشت تبلیغات گوگل
قدم اول برای بررسی پشتپرده این تبلیغات، شناسایی شرکتی است که هزینه انتشار آنها را در سطح اینترنت و گوگل پرداخت کرده است. با یک جستوجوی ساده و کلیک روی یکی از این تبلیغات گوگل، مشخص میشود که شرکت General Dynamics Information Technology هزینه آن را تقبل و تبلیغ را منتشر نموده است. این شرکت زیرمجموعه یکی از بزرگترین پیمانکاران دفاعی آمریکا یعنی General Dynamics است و برای نهادهای مختلفی ازجمله وزارت دفاع، فرماندهیهای رزمی و جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خدمات فناوری ارائه میدهد. شرکت مذکور در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، رایانش ابری، امنیت سایبری و نوسازی زیرساختهای فناوری برای دولت آمریکا فعالیت میکند و حتی پروژههایی برای فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) اجرا کرده است.
TRWI؛ پروژهای برای مخاطبان
بااینحال اهمیت این شرکت به فعالیتهای آن محدود نمیشود، بلکه در سابقهای است که این پیمانکار از خود برجای گذاشته است. GDIT پیش از این یک برنامه رسانهای برای فرماندهی عملیات ویژه آمریکا دارد که با نام Trans-Regional Web Initiative یا TRWI شناخته میشود. برنامهای که به حدود دو دهه پیش برمیگردد و در اواخر دهه ۲۰۰۰ توسط فرماندهی عملیات ویژه آمریکا راهاندازی شد. در سال ۲۰۰۹، وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد شرکت General Dynamics Information Technology قراردادی به ارزش اولیه حدود ۱/۱۰ میلیون دلار برای اجرای برنامه Trans-Regional Web Initiative دریافت کرده است. در چهارچوب این برنامه GDIT مسئولیت مدیریت مجموعهای از وبسایتها و کانالهای رسانهای را بر عهده داشت که برای مخاطبان خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی طراحی شده بودند.
رسانههایی که وابستگی خود را پنهان نمیکردند
این رسانهها با پوشش موضوعاتی، چون ثبات منطقهای، حقوق بشر و توسعه اقتصادی، در باطن به تولید روایتهایی همسو با سیاست خارجی آمریکا میپرداختند و همزمان با نقد رقبایی نظیر ایران و روسیه، خطمشی مشخصی را دنبال میکردند. جالب آنکه این وبسایتها در همان زمان، وابستگی آشکار خود به ارتش آمریکا را بدون هیچ پردهپوشی اعلام میداشتند. در نهایت این برنامه با انتقادهای گسترده مواجه و سال ۲۰۱۴ بودجه آن توسط کنگره قطع شد.
پایان رسمی، تداوم عملیاتی
بااینحال، دولت اوباما در بیانیه سیاست اداری با شماره S. ۱۱۹۷ - تحت عنوان قانون مجوز دفاع ملی برای سال مالی ۲۰۱۴ اعلام کرد که با محدود شدن این برنامه مخالف است و در موضع رسمی خود TRWI را ابزاری مهم برای عملیات نفوذ آنلاین در حمایت از اهداف فرماندهیهای رزمی آمریکا توصیف نمود. اما این پایان TRWI نبود و در سالهای بعد بخشی از این اکوسیستم در سالهای بعد در قالب برندها و وبسایتهای جدید مانند Al-Shorfa به Al-Mashareq و Mawtani به Diyaruna تغییر نام و به فعالیت خود ادامه داد و برخی پیوندهای زیرساختی میان نسلهای مختلف این شبکه باقی ماند و وابستگی خود به ارتش آمریکا را کمرنگ کردند. اینجا بود که مرز میان رسانه، عملیات اطلاعاتی و فعالیت پنهان آنلاین باریک شد. اما این تغییر نسل یک مشکل بزرگ داشت و آن این بود که مخاطب واقعی کمی داشت؛ در نسلهای بعدی این عملیات، بخشی از توزیع محتوا به حسابها و شخصیتهای جعلی در شبکههای اجتماعی متکی شد که اغلب تعامل واقعی و گسترده با مخاطبان واقعی نداشتند و بسیاری از این حسابهای جعلی از دنبالکنندههای کمی برخوردار بودند.
نشانههای یک معماری شمارهگذاریشده
در سال ۲۰۲۶ نشریه غیرانتفاعی لافر (Lawfare) گزارشی به قلم رنه دیرستا منتشر کرد. در این گزارش از یک شبکه رسانهای پرده شده که در ساختار فنی شباهت داشتند و دیرستا به همین علت نام این ساختار را gc_generation گذاشت که برگرفته از کدها و آدرسهای این وبسایتها الگوهایی مانند gc_۱، gc_۳ و gc_۴ مشاهده شده که نشاندهنده یک ساختار شمارهگذاریشده در این شبکه است. براساس این تحقیقات چندین وبسایت شناسایی شدند که هرکدام مخاطبان یک جغرافیای خاص را هدف قرار میدادند.
رسانههای محلی، معماری جهانی
مثلا Al-Fassel News به زبان عربی بر موضوعاتی مانند ایران، انصارالله، حماس و تحولات غزه تمرکز دارد. Pishtaz News به زبان فارسی فعالیت میکند و موضوعاتی مانند اقتصاد ایران، توان نظامی، اعتراضات و مسائل زیرساختی را پوشش میدهد. به همین ترتیب Entorno Diario برای آمریکای لانین، Kontur Novosti برای مخاطبان روسزبان و Focus News بر منطقه هند و اقیانوس آرام تمرکز دارند. این تنوع نشان میدهد که با یک ساختار رسانهای واحد مواجه نیستیم، بلکه با یک معماری چندلایه و قابل تطبیق با مناطق مختلف جهان روبهروییم.
بازوی فارسی هدفگیری افکارعمومی ایران
در میان این شبکه رسانهای، «پیشتاز نیوز» بهدلیل تمرکز ویژه بر مخاطبان ایرانی و سهم قابلتوجهی که از تبلیغات گسترده اینترنتی به خود اختصاص داده، اهمیت خاصی پیدا کرده است. برای نمونه، همزمان با پرتاب ماهواره نور که دستاوردی ارزشمند برای ایران محسوب میشد، این رسانه با ربطدادن آن به بحران اقتصادی، تلاش کرد تا از اهمیت این رویداد بکاهد. نکتهٔ قابلتوجه دربارهٔ این رسانهها آن است که در وبسایت خود صراحتا اعلام کردهاند از بودجه ایالات متحده تأمین مالی میشوند؛ با این تفاوت که برخلاف نسل اول، دیگر نام CENTCOM بهصورت مستقیم ذکر نشده و عبارت کلیتر «سازمان رسانهای بینالمللی با تأمین مالی عمومی از بودجه دولت آمریکا» جایگزین آن شده است. اما مهمتر از بررسی تامین مالی برای پی بردن به ارتباط این رسانهها با بخش نظامی کشور آمریکا بررسی فنی آنهاست، چراکه این رسانهها از زیرساختها و کدهای مشترک استفاده میکنند و در مواردی شباهتهایی میان طراحی و ساختار آنها با رسانههای مرتبط با برنامههای قبلی CENTCOM مشاهده شده است مانند استفاده مشترک از یک Google Tag Manager با شناسه GTM-M۶PCSRF است که در چندین سایت این شبکه و همچنین در Al-Mashareq دیده شده است که این شناسه مشترک، یک پیوند فنی میان این سایتها ایجاد میکند.
الگوی تازه توزیع در عملیات نفوذ اطلاعاتی
در این مدل جدید، بهجای اتکا به حسابهای جعلی، از یک زنجیره ساده، اما مؤثر استفاده میشود: تولیدمحتوا، انتشار در رسانه، خرید تبلیغ و رساندن محتوا به مخاطب واقعی. این روش باعث میشود که کاربران بدون آگاهی قبلی، از طریق تبلیغات در موتورهای جستوجو یا شبکههای اجتماعی با این محتوا مواجه شوند. در نتیجه، مرز میان رسانه، تبلیغات و عملیات نفوذ اطلاعاتی تا حد زیادی کمرنگ میشود.
واقعیت در قاب روایت
نکته مهم این است که لزوما تمام محتوای این رسانهها جعلی یا ساختگی نیست. در بسیاری از موارد، اطلاعات ارائهشده میتواند بر واقعیتهای قابل بررسی استوار باشد، اما مسأله اصلی در نحوه انتخاب، برجستهسازی و چارچوببندی این واقعیتهاست. به عبارت دیگر، حتی دادههای درست نیز میتوانند در یک روایت خاص بهگونهای کنار هم قرار گیرند که تصویری متفاوت از واقعیت کلی ایجاد کنند. از منظر نظری، عملیات نفوذ اطلاعاتی معمولا بر سه سطح اثرگذاری تمرکز دارد: ادراک، نگرش و رفتار. در این چارچوب، هدف این است که ابتدا نحوه درک مخاطب از واقعیت تغییر کند، سپس نگرش او نسبت به موضوع شکل بگیرد و در نهایت رفتار او را تحت تأثیر قرار دهد.
پرسش نهایی در جنگ روایتها
در مجموع، شواهد موجود نشان میدهد که با یک شبکه رسانهای چندلایه مواجه هستیم که از ترکیب رسانههای شبهخبری، زیرساختهای فنی مشترک و تبلیغات پولی برای توزیع محتوا استفاده میکند. این شبکه در برخی موارد دارای ارتباطات مالی با دولت آمریکاست و در گذشته نیز بخشی از آن در چارچوب برنامههای رسمی پنتاگون فعالیت کرده است. در نهایت، این پرونده نشان میدهد که جنگ روایتها در عصر دیجیتال بیش از هر زمان دیگری پیچیده شده است. در این فضا، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که یک خبر درست یا غلط است، بلکه این است که چه کسی آن را تولید کرده، چگونه به مخاطب رسانده شده و با چه هدفی در معرض دید او قرار گرفته است.