بررسی نقش لابی اسرائیل در سیاست خارجی امریکا پشت پرده دشمنی های امریکا با ایران

فاصله بین کاخ سفید و کنگره امریکا را با جامعه امریکا، شبکه ای سازمان یافته، متشکل و منسجم پر می کند
کد خبر: ۱۵۶۲۹۱
که نقش ناظر و نگهبان را برای هماهنگ کردن تصمیمات سطح حاکمیتی واشنگتن با آنچه اسرائیل می خواهد ایفا می کند.
نقش آیپک به عنوان محوری ترین و موثرترین لابی صهیونیسم در امریکا اگر تا 3دهه پیش مرموز و ناشناخته بود، اکنون چنان آشکار است که نزدیکترین دولتمردان بوش وابستگی به این شبکه را مایه افتخار خود می دانند.
بزرگ نمایی برنامه های اتمی ایران و تهدید جلوه دادن آن، معرفی سوریه به عنوان یک کشور حامی تروریسم، ضرورت تهاجم نظامی امریکا به ایران و غیرموثر جلوه دادن مسیرهای دیپلماتیک، لزوم برخورد امریکا با حزب الله لبنان و حماس و... پیش از آن که در فرآیند تصمیم گیری قانونی و متعارف کنگره و کاخ سفید تدوین شود، در ستادهای غیرمتمرکز آیپک طراحی و روی میز دولتمردان واشنگتن و نمایندگان کنگره قرار می گیرد.اسرائیل از زمان جنگ 6روزه و در طول مدتی بیش از 30 سال به بزرگترین دریافت کننده کمک های مستقیم اقتصادی و نظامی امریکا تبدیل شده است. سالانه دست کم 5 میلیارد دلار که معادل یک پنجم کل بودجه کمک های خارجی امریکاست به اسرائیل اختصاص داده می شود و در طول 25 سال گذشته، بیش از 32 قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل به وسیله امریکا وتو شده است که بیش از مجموع همه قطعنامه هایی است که از سوی 4 عضو دائم دیگر شورای امنیت وتو شده است. اگر در بیان تبلیغاتی کاخ سفید، حقوق بشر، دموکراسی و تروریسم خط قرمز کاخ سفید برای حمایت کردن یا دشمنی کردن با یک دولت به حساب می آید، حمایت از رژیم صهونیستی هیچ حد و مرزی ندارد، حمایت از این رژیم در هر شرایط و با هر هزینه ای قانون نانوشته کاخ سفید است.استفان والت و جان مارس هایمر 2استاد محقق در دانشگاه های امریکا، بتازگی کتابی با عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی امریکا» منتشر کرده اند.
در این کتاب اتحاد گسست ناپذیر امریکا با اسرائیل به عنوان یکی از شاخص های ثابت سیاست خارجی امریکا از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز مورد بررسی قرار گرفته است و به طور ویژه نقش شبکه ای پرنفوذ که لابی صهیونیسم در امریکاست مورد بررسی قرار گرفته است.اعضای این شبکه 65 هزار عضو در سراسر امریکا دارد که به طور غیرمتمرکز در پستهای مهم و حساس سیاسی و حاکمیتی، نهادها و بنگاه های رسانه ای، اقتصادی و پولی حضور دارند.

آنچه اسرائیل می خواهد

آیپک پس از انجمن امریکایی بازنشستگان در رتبه دوم قرار گرفت. در لابی یهودیان و مسیحیان دست راستی وابسته به کلیسای نیوبورن یا حیات نو چون گری بائر، جری فال ول، رالف رید، پت رابرتسون (همان که آرزوی مرگ چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا را کردم و رهبران اکثریت پیشین در مجلس نمایندگان نیز حضور دارند. آنها بر این باورند که تولد دیگرباره اسرائیل در انجیل پیشگویی شده و با صحه گذاردن بر سیاست های توسعه طلبانه این رژیم اعمال هرگونه فشار بر اسرائیل را در حکم ضدیت با خواسته خداوند می دانند. لابی اسرائیل، اعضای نومحافظه کار غیر یهودی را نیز شامل می شود؛ از جمله جان بولتون، رابرت بارتلی سردبیر وال استریت ژورنال، ویلیام بنت وزیر پیشین آموزش و پرورش و جین کرک پاتریک سفیر پیشین امریکا در سازمان ملل .بخش مهمی از تاثیرگذاری لابی صهیونیسم ناشی از نفوذ آن در کنگره امریکاست.
آیپک خود پایه نفوذ لابی در کنگره را می ریزد و موفقیتش از آن روست که به نامزدهای قانونگذاری و نمایندگی کنگره که مدافع اسرائیلند، پاداش می دهد و با مخالفان اسرائیل برخورد می کند. پول در این میان مساله مهمی است و آیپک می کوشد دوستانش از حمایت مالی فراوانی بهره مند شوند.
آیپک همچنین با نامه نگاری به سردبیران روزنامه ها، آنها را به پشتیبانی از اسرائیل برمی انگیزد. نفوذ لابی صهیونیسم (آیپک) در قوه قانونگذاری امریکا، حتی از آنچه گفته شد نیز فراتر است.
به گفته داگلاس بلووم فلو، یکی از اعضای پیشین آیپک ، این که اعضای کنگره برای کسب آگاهی پیش از مراجعه به کارشناسان دولتی ، کتابخانه کنگره ، بخش خدمات پژوهش کنگره و... به آیپک رجوع کنند، امری عادی است . اعمال فشار از سوی اسرائیل و لابی صهیونیسم تنها پارامتر موثر در تصمیم امریکا برای حمله به عراق در مارس 2003نبود اما عاملی کلیدی بود. به گفته فیلیپ زکیلو، رئیس کمیته تحقیق رویداد 11سپتامبر و مشاور کنونی کاندولیزا رایس ، عراق تهدیدی واقعی برای امریکا نبود؛ تهدید اسرائیل مساله اصلی بود. نومحافظه کاران طرح حمله به عراق را پیش از آغاز دور نخست ریاست جمهور بوش تدارک دیده بودند. آنها با انتشار دو نامه سرگشاده به کلینتون و درخواست سرنگونی حکومت صدام این جنبش را آغاز کردند. آنها توانستند کلینتون را به سرنگونی صدام متقاعد کنند، اما در تحمیل جنگ به عراق ناکام ماندند. این ناکامی تا اوایل دوره ریاست جمهوری بوش ادامه داشت . آنها نیازمند عامل یاری دهنده بودند. حادثه 11سپتامبر سبب شد بوش و دیک چنی نگرش خود را دگرگون کنند و حامی جنگ پیشگیرانه علیه صدام شوند.شاید بتوان گفت که اتحاد با اسرائیل در دوران جنگ سرد از لحاظ راهبردی برای امریکا سودمند بود. اسرائیل به عنوان نماینده امریکا در منطقه از نفوذ اتحاد شوروی کاست و شکست های مهمی به کشورهای متکی به شوروی یعنی مصر و سوریه وارد آورد، با این حال اسرائیل در این دوره زیان های قابل توجهی نیز به منافع امریکا وارد کرد. اتکای امریکا به اسرائیل به بهای پیچیده تر شدن روابط این کشور با جهان عرب تمام شد. برای نمونه کمک 2/2میلیارد دلاری امریکا به اسرائیل هنگام جنگ اکتبر، سبب تحریم نفتی از سوی اوپک و به تبع آن وارد آمدن زیان قابل توجهی به اقتصاد غرب شد.مساله دیگری که اهمیت راهبردی اسرائیل برای امریکا را مخدوش می کند.

حفظ اسرائیل به عنوان قدرت غالب


دولتمردان بوش اغلب حامیان پرشور اسرائیل هستند؛ کسانی مانند الیوت آبرامز، جان بولتون، داگلاس فیت، ریچارد پرل، پل ولفوویتز و دیوید ورمسر. علاوه بر نفوذ مستقیم لابی در سیاست های دولت، شکل دهی افکار عمومی درباره اسرائیل و خاورمیانه دیگر شیوه لابی اسرائیل است. از آن رو که رسانه های جمعی، موسسات پژوهشی و دانشگاه ها در تعیین افکار عمومی بسیار موثرند، لابی کنندگان تمام تلاش خود را برای نفوذ در آنها به کار می گیرند. نظرات لابی درباره اسرائیل به وسیله مفسران حامی اسرائیل به طور گسترده منعکس می شود.

روزنامه ها به ندرت مقالات انتقادی دریافتی را چاپ می کنند و اینچنین کفه به سود هواداری اسرائیل سنگین است. نوشته های هواداران اسرائیل در اغلب سرمقاله های روزنامه های اصلی امریکایی چون وال استریت ژورنال، شیکاگو سان تایمز و واشنگتن تایمز منتشر می شود. تاثیر این لابی چنان است که گفته می شود مک کارتیسم جدید در امریکا به نفع اسرائیل ظهور کرده است. حفظ حمایت امریکا از سیاست های اسرائیل در برابر فلسطینیان، هدف اصلی لابی صهیونیسم است، اما هدف عالی آنان به همین محدود نمی شود. آنها خواهان یاری امریکا برای حفظ اسرائیل به عنوان قدرت غالب در منطقه نیز هستند.حمله به عراق را بنیادگرایان مسیحی از چند سال پیش از 11سپتامبر دنبال می کردند. 4 میلیون مسیحی نوانجیلی طرفدار اسرائیل در انتخابات بسیج شدن تا بوش رای بیاورد.

ناصادق بودن اسرائیل در این اتحاد است. شخصیت های اسرائیلی اغلب از درخواست های رهبران امریکا چشم پوشیده و پیمان شکنی می کنند. برای نمونه، اسرائیل فناوری حساس نظامی امریکا را در اختیار رقبای بالقوه امریکا، از جمله چین می گذارد. اسرائیل در دهه 1980 نیز اطلاعات محرمانه امریکا را در اختیار اتحاد شوروی گذاشت تا بدین وسیله تعداد بیشتری ویزای خروج برای انتقال یهودیان شوروی به اسرائیل دریافت کند. اینچنین است که ارزش اتحاد راهبردی این کشور و امریکا آن گونه که رهبران 2 کشور مدعی اند، واقعی نمی نماید.

حق همیشه با اسرائیل است

گذشته از این، دموکراسی های بسیاری در جهان هستند که از پشتیبانی امریکا برخوردار نیستند و اتفاقا امریکا با توجه به معیارهای منافع و سودمندی خویش، حکومت های دموکراتیک بسیاری را سرنگون و از دیکتاتورها حمایت کرده است.
از طرفی، ادعاهای دموکراتیک بودن اسرائیل نیز از جهات متعددی زیر سوال است. اسرائیل حکومتی برای یهودیان پدید آورده است که تابعیت این کشور بر پایه وابستگی قومی نژادی قرار داده شده است. 3/1 میلیون عرب ساکن در سرزمین اشغالی شهروند درجه دوم انگاشته می شوند. حتی اسرائیل به فلسطینی هایی که با شهروندان اسرائیلی ازدواج می کنند تابعیت این رژیم و نیز اجازه اقامت در اسرائیل را نمی دهد.اما دلیل دیگر حمایت از اسرائیل، جنایاتی است که ادعا می شود در طول تاریخ بر یهودیان رفته است، بویژه هولوکاست. از آن رو که یهودیان در سده های متمادی تحت آزار بوده اند، بسیاری تنها راه چاره را وجود سرزمینی امن برای آنان می دانند، اما تاسیس اسرائیل خود عامل جنایت علیه گروه پرشمار و بی گناه سومی شده است و آن فلسطینیان هستند. هنگامی که صهیونیزم سیاسی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، تنها حدود 15 هزار یهودی در فلسطین می زیستند. برای نمونه، در سال 1983، اعراب تحت حاکمیت 1300 ساله امپراتوری عثمانی، 95 درصد جمعیت فلسطین را تشکیل می دادند حتی هنگامی که اسرائیل تشکیل شد، یهودیان 35درصد جمعیت فلسطین و در 7 درصد خاک این سرزمین ساکن بودند. ارتش اسرائیل در جریان جنگ های 1956 و 1967 صدها اسیر مصری را به قتل رساند. در 1967، 100 تا 260 هزار فلسطینی از کرانه تازه اشغال شده باختری تبعید شدند و در سال 1982، 700 فلسطینی در اردوگاه پناهندگان صبرا و شتیلا در پی حمله اسرائیل به لبنان کشته شدند.
به نوشته والت و مارس هایمر فعالیت شبکه حامیان صهیونیزم، نه در خدمت منافع امریکا، بلکه در خدمت منافع اسرائیل است. یعنی در خدمت منافع رژیمی که نیاز واقعی آن به حفاظت و حمایت امریکا به قصه ای تاریخی تبدیل شده است. این شبکه، عامل تعیین کننده در ورود امریکا به جنگ با عراق بودند و همچنین بشدت بر طبل جنگ علیه سوریه و ایران می کوبند. اکنون که جنگ سرد به پایان رسیده است. این لابی جنگ یخ زده ای را در درون افکار انسان های بی خبر آغاز کرده است که تنها هدفش موجه جلوه دادن رژیم اسرائیل است. یکی از مطالب و نکاتی که روی وب سایت رسمی آیپک به طور ثابت قرار گرفته است، مساله تغییر حاکمیت در ایران و ممانعت آن از تسلط کامل به فناوری هسته ای است.
چندی پیش سی.ان.ان در گزارشی اعلام کرد که آیپک به عنوان سازمانی که اسناد محرمانه پنتاگون را به اسرائیل انتقال می داده، سالانه 2 هزار جلسه با سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان امریکا برقرار و به طور متوسط سالانه صد قانون به نفع اسرائیل در کنگره تصویب می کند.
لیندا هرد، کارشناس امریکایی مسائل بین المللی با تایید این نکته که امریکا در بسیاری از موارد، منافع ملی خود را فدای حمایت از اسرائیل کرده است، می گوید: بیل کلینتون گفته بود، حتی اگر بمیرد اسلحه را برای اسرائیل تهیه خواهد کرد.
جان کری، رقیب پیشین ریاست جمهوری امریکا با غرور تمام گفته بود که وی اقدامات ویژه ای درخصوص هرگونه رای ، هرگونه قطعنامه و هرگونه بودجه یا هر چیز دیگری که اثر منفی در کمیت نظامی اسرائیل داشته باشد، انجام خواهد داد.
هیلاری کلینتون نیز در ژانویه گذشته گفت : وقتی به طور صریح در مورد جامعه یهود و اسرائیل صحبت می شود، در واقع شما در حال صحبت به نفع مسائلی هستید که برای جامعه بزرگ امریکا مهم است.
این کارشناس مسائل بین الملل می افزاید: معتقدم بیشتر تهدیدها و قدرتنمایی دولت امریکا علیه ایران به بهانه های گوناگون به خاطر اسرائیل است. به آن دلیل که آنها ایران را تهدیدی ژئوپلیتیک برای اسرائیل می دانند که تهدیدی برای امریکا نیست. این امر هم محتمل است که تهاجم سال 2003 به عراق فقط برای تصاحب نفت نبود، بلکه تلاشی برای حفظ اسرائیل بود. هیچ سناتوری نمی تواند به طرحی که اثر منفی بر اسرائیل داشته باشد بدون این که از سوی لابی اسرائیل تهیه شود، پاسخ مثبت دهد. نیویورک تایمز به آیپک به عنوان مهمترین سازمانی که در روابط امریکا و اسرائیل اثرگذار است، اشاره کرده است. آیپک اکنون از اعضا و حامیانش خواسته است که از تحریم ها علیه ایران حمایت و از ایران سرمایه برداری کنند و کمک های نظامی به اسرائیل را افزایش دهند.

محمدرضا عزیزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها