انگلیس و تاریخ‌دزدی در خلیج‌فارس

آن ایرانی که، در دایره «هویت فاخر حسینی» زندگی می‌کند و به مسائل و حوادث و تحولات جهان می‌نگرد، چگونه باید به تاریخ وطن خویش بنگرد و در برابر برخی تحولات و تغییرات سیاسی و دریایی کاملا مربوط به کشورش، چگونه باید؛‌ ارزش‌گذاری کند و چگونه باید، به‌سوی یک قضاوت وطن‌پرستانه و «اقتدارگرا» گام نهد و سخن‌سرایی کند. 
کد خبر: ۱۵۶۲۵۴۲
نویسنده سینا واحد - نویسنده و منتقد
 
 
انگلیس و تاریخ‌دزدی در خلیج‌فارس
 
اگر، از یک ایرانی وطن‌پرست، بپرسند آیا «بحرین»، یک کشور است!! چه باید بگوید و چه چیزی نباید بگوید!!!
و اگر این پرسش، درباره «خلیج‌فارس» صورت پذیرد؛ قضاوت، باید؛ چگونه باشد... .
حقیقت تاریخ ایران و منطقه و نیز خلیج‌فارس، عبارت از این است که در طی یک قرن گذشته، تحت تاثیر شگرف دو عامل جهانی، قرار گرفت؛ و «تاریخ حقیقی»؛ «قلب» شد و به فراموشکده روزگار پرسروصدای بی‌ریشه، سپرده شد و به‌جای آن یک «تاریخ شبه‌زیبای جعلی» ساخته شد و این «تاریخ جعلی»، سال‌هاست که با قدرت امواج رسانه‌ها و تبلیغات اغواگرانه مدرن بر سر و روی مردم، ریخته می‌شود و آن تاریخ حقیقی یا «تاریخ واقعی»، به‌هیچ‌روی، نه نگاه می‌شود و نه سخنی از آن به گوش می‌رسد. 
خلیج‌فارس، در آغاز دهه اول قرن بیستم، یعنی از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰ میلادی یک منطقه دریایی کاملا یکپارچه و یکدست، بدون هیچ‌گونه «پرچم»، «ملت» و «دولت» بود و از هیچ شأن سیاسی‌ای برخوردار نبود. تمامیت «شأن تاریخی خلیج‌فارس» به ایران مقتدر، تعلق داشت و پرچم مالکیت تاریخی ۳۰۰۰ساله ایران، بر آسمان گسترده آن خودنمایی می‌کرد. اما «امپراتوری دزدان دریایی انگلیس» که با کشف «چاه  نفت» در ایران، رودرروی شده بودند و با دیدن نقش قدرتمند «نفت»، در جنگ دریایی جنگ جهانی اول، و پیروزی بر قدرت دریایی «امپراتوری عثمانی» سیاست «تحکیم سلطه همه‌سویه» را در پیش گرفتند و «شأن تاریخی خلیج‌فارس» را تغییر دادند و از «دایره  هویت ملی و تاریخی» ایران‌زمین، خارج ساختند تا در سایه یک تاریخ جعلی و ساخته‌شده در اتاق‌های توطئه و فتنه، بتواند حاکمیت سلطه‌مدارانه را، مقبولیت بخشد و از آن پراهمیت‌تر، بر نظام تولید نفت و انرژی و قدرت‌ مالی و پولی جدید، که از خلیج‌فارس جوشان و فراوان و بی‌سقف و اندازه، شده است نه‌تنها، نظارت کامل داشته باشد؛ بل، در مالکیت بی‌نام‌ و نشان و سند همه «چاه‌ها» و «سکوها» و حمل‌و‌نقل... صاحب اختیار و صاحب «حرف آخر...» باشد. 
و این «جعل بزرگ تاریخی»، بعد از پایان جنگ جهانی اول، شروع شد و با کارگردانی وزارت خارجه انگلیس، رفته، رفته، تقویت شد؛ تا آخرین پرده نمایش این «تاریخ‌سازی دروغین»، بالا رفت و یک پرچم درشت جعلی و بی‌ریشه به نام «کشور بحرین» در خلیج‌فارس ساخته شد و سپس در معرض دیدگان جهان قرار گرفت.  آیا، امروزه که در برابر این «چاقوکشی بین‌المللی» با کمک این «پرچم‌های بی‌ریشه و جعلی» در دریای خلیج‌فارس رودرروی شده‌ایم و می‌خواهند: ثروت‌های تاریخی و ملی ایران‌زمین را، به نام جعلی و بی‌هویت خویش، پیوست کنند؛ باز هم باید!! به این «تاریخ‌دزدی» و «پرچم‌های بی‌تاریخ و بی‌ریشه»؛ احترام گذاشت؛ و سکوت کرد!! صدای غیرت قدرتمند وطن‌پرستان، باید، بلند شود و تمامیت خلیج‌فارس را، در محاصره و مالکیت خویش، درآورد. همان‌گونه که صدای غیرت «امام قلی‌خان» در زمان پرتغالیان بلند شد و مالک خلیج‌فارس گشت.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها