این چند خط را از زبان کسی مینویسم که بخش بزرگی از عمرش را در خبر، رسانه و روابط عمومی گذرانده؛ کسی که هم طعم انتشار یک خبر خوب را چشیده، هم تلخی سانسور را دیده، هم بیمهری را و هم روزهایی را که خبرنگار، با جیب خالی اما با عشق، دنبال حقیقت دویده است.
خبرنگاری شغل نیست؛ اگر شغل بود، خیلیها سالها پیش آن را رها میکردند. خبرنگاری یک جور درد است؛ دردی که اگر در وجودت نباشد، نه ساعتها پشت در اتاق یک مسئول منتظر میمانی، نه نیمهشب برای یک خبر از خانه بیرون میزنی و نه بابت نوشتن حقیقت، هزینه میدهی.
اما امروز حال خبرنگاری خوب نیست.
اقتصاد رسانه بیمار است. خیلی از خبرنگاران برای تأمین زندگی، دو یا سه شغل دارند. بعضی از بهترینها، عطای این حرفه را به لقایش بخشیدهاند و رفتهاند؛ نه چون قلم نداشتند، چون سفرهشان خالی مانده بود.
از آن طرف، خبرنگار شدن هم زیادی آسان شده است. کافی است یک سایت یا کانال راه بیفتد تا عدهای خودشان را خبرنگار بنامند. این اتفاق، بیش از همه به اعتبار خبرنگارانی لطمه زده که سالها با زحمت، اعتبار قلمشان را ساختهاند.
گلستان خبرنگاران خوبی دارد؛ خبرنگارانی که هنوز با وجدان کار میکنند، اما واقعیت این است که هنوز نتوانستهایم در دفاع از حقوق صنفیمان کنار هم بایستیم. تا وقتی صدای واحدی نداشته باشیم، طبیعی است که هر مدیری هر طور بخواهد با رسانه برخورد کند و هزینهای هم نپردازد.
از آن طرف، بعضی روابط عمومیها هنوز تصور میکنند خبرنگار باید فقط تعریف کند؛ انگار رسانه برای تبلیغ ساخته شده است، نه برای نقد. در حالی که اگر نقد نباشد، اصلاحی هم در کار نخواهد بود.
من هنوز هم معتقدم خبرنگار خوب، بزرگترین سرمایه هر جامعه است. خبرنگاری که قلمش را نفروشد، حقیقت را قربانی مصلحت نکند و مردم را بر هر منفعت دیگری ترجیح دهد.
کاش روز خبرنگار فقط روز تبریک نباشد؛ روز تصمیم باشد. تصمیم برای نجات اقتصاد رسانه، حفظ استقلال خبرنگار، تقویت تشکلهای صنفی و احترام واقعی به قلم.
و کاش روزی برسد که خبرنگار، برای شنیدن یک «خسته نباشید»، منتظر هفدهم مرداد نماند.
پیشاپیش روز خبرنگار بر همه همکاران شریف، آزاده و دغدغهمندم مبارک باد.
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد