در چنین فضایی، جمهوری اسلامی ایران با صدور پیامهایی صریح و مستند، معادله جدید بازدارندگی در منطقه را به طرفهای مقابل یادآوری کرده است؛ معادلهای که براساس آن، هرگونه تعرض به امنیت و منافع ملت ایران، صرفا یک تقابل محدود نظامی نخواهد بود و میتواند امنیت انرژی، تجارت جهانی و ثبات اقتصاد بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در همین چارچوب، دو موضعگیری مهم از سوی محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سردار سرلشکر علی عبدالهی، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) حامل هشدارهای روشن به آمریکا و دولتهای منطقه بود. این دو پیام، در کنار یکدیگر، تصویری روشن از راهبرد بازدارنده جمهوری اسلامی ایران ارائه میکنند؛ راهبردی که بر افزایش هزینههای هرگونه ماجراجویی علیه ایران استوار است.
هشدار راهبردی دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره تنگه هرمز
محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، بامداد شنبه در پیامی با اشاره به سیاستهای خصمانه آمریکا در منطقه اعلام کرد:
«ادامه محاصره دریایی و آتشافروزی رژیم آمریکا، هم قفل تنگه هرمز را محکمتر میکند و هم تنگهها و گلوگاههای دیگر را میبندد و تاوان آن را اقتصاد جهانی، بازار انرژی و رایدهندگان آمریکایی خواهند داد.»
این موضعگیری از چند جهت حائز اهمیت است. نخست آنکه دبیر شورای عالی امنیت ملی مستقیما از «محاصره دریایی» و «آتشافروزی» آمریکا سخن گفته و پیامدهای آن را متوجه کل اقتصاد جهانی دانسته است. دوم آنکه وی تنها به تنگه هرمز اشاره نکرده، بلکه از «تنگهها و گلوگاههای دیگر» نیز نام برده است؛ موضوعی که نشان میدهد تهران هرگونه بحرانآفرینی در خلیجفارس را دارای آثار فرامنطقهای ارزیابی میکند.
تنگه هرمز همچنان مهمترین گذرگاه انتقال نفت جهان است و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز از این مسیر عبور میکند. از این رو، هرگونه اختلال در این آبراه راهبردی میتواند بلافاصله بر قیمت انرژی، هزینه حملونقل، بیمه دریایی و بازارهای مالی اثر بگذارد. هشدار دبیر شورای عالی امنیت ملی در واقع یادآوری این واقعیت است که امنیت خلیجفارس و امنیت اقتصاد جهانی به یکدیگر پیوند خورده و سیاستهای ماجراجویانه آمریکا میتواند هزینهای جهانی ایجاد کند.
سپر آمریکا شوید، در آتش جنگ میسوزید
همزمان با پیام دبیر شورای عالی امنیت ملی، سردار سرلشکر علی عبدالهی، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) در پیامی خطاب به کشورهای منطقه هشدار داد: «هر کشوری که خود را سپر دفاعی آمریکای جنایتکار و متجاوز قرار دهد، در آتش جنگ خواهد سوخت.»
این هشدار صریحترین پیام جمهوری اسلامی ایران به دولتهایی است که زیرساختهای نظامی، لجستیکی یا امنیتی خود را در اختیار آمریکا قرار دادهاند.
سرلشکر عبدالهی در پیام خود تاکید کرد: کشورهای مسلمان منطقه باید بدانند که آمریکا از سرمایه، ثروت، زیرساختهای حیاتی و منابع راهبردی آنان، بهعنوان سپر دفاعی ارتش فرسوده خود و همزمان تقویت ماشین جنگی و امنیت رژیم کودککش و تروریست صهیونیستی بهره میبرد. فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) در بخش دیگری از پیام خود با اشاره به تحولات میدانی منطقه تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران و فرزندان شجاع و قهرمان ملت در نیروهای مسلح و جبهه مقاومت ثابت کردهاند که موازنه قدرت در منطقه دیگر از مختصات پیشین پیروی نمیکند.
وی افزود: ناتوانی آمریکا در تحقق راهبردهای تجاوزکارانه و نامشروع علیه ایران اسلامی، باعث شده ارتش مضمحل آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی از پشت خاکریزهای کشورهای مسلمان، اقدام به جنگ، خونریزی و شرارت نمایند و هزینه جنگ را بر دولتهای منطقه تحمیل کنند.» این بخش از پیام، بیانگر نگاه جمهوری اسلامی ایران به تحولات سالهای اخیر است؛ تحولی که در آن محور مقاومت توانسته است هزینههای راهبردی آمریکا و رژیمصهیونیستی را افزایش دهد و مانع تحقق اهداف تجاوزکارانه آنان شود.
هشدار نهایی تهران به دولتهای منطقه
سرلشکر عبدالهی در پایان پیام خود تأکید کرد: «به صراحت اعلام میکنیم؛ کشورهای مسلمان باید با دوراندیشی، جنایات آمریکا را زیر نظر داشته باشند و در همکاری و همراهی با آمریکا تجدیدنظر کنند که در غیر این صورت، هر کشوری که خود را سپر دفاعی آمریکای جنایتکار و متجاوز قرار دهد، در آتش جنگ خواهد سوخت.»
این عبارت، جمعبندی نهایی پیام ایران است. همکاری امنیتی و نظامی با آمریکا در شرایط کنونی، نه تضمینکننده امنیت دولتهای منطقه، بلکه عاملی برای قرار گرفتن آنان در معرض تبعات مستقیم جنگ خواهد بود.
چرا تهران دولتهای عربی را مخاطب قرار داد؟
یکی از مهمترین تفاوتهای بحران کنونی با دورههای گذشته، تغییر مخاطب هشدارهای بازدارنده ایران است. در سالهای گذشته، بخش عمده پیامهای تهران مستقیما متوجه آمریکا و رژیمصهیونیستی بود اما اکنون دولتهای عربی حاشیه خلیجفارس نیز بهطور مستقیم مخاطب قرار گرفتهاند.
این تغییر ناشی از آن است که بسیاری از زیرساختهای عملیاتی، لجستیکی و پشتیبانی آمریکا در منطقه در خاک همین کشورها قرار دارد. بنابراین در صورت استفاده از این ظرفیتها علیه ایران، دامنه پاسخ جمهوری اسلامی محدود به مرزهای ایران نخواهد ماند. این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی «بازدارندگی از طریق افزایش هزینههای درگیری» نامیده میشود؛ یعنی بالا بردن هزینههای یک اقدام نظامی تا جایی که طرف مقابل از اجرای آن صرفنظر کند.
امنیت انرژی؛ نقطه پیوند ایران و جهان
واقعیت آن است که اقتصاد بسیاری از کشورهای منطقه بر صادرات نفت و گاز، تجارت دریایی و سرمایهگذاری خارجی استوار است. هرگونه ناامنی فراگیر در خلیجفارس میتواند این مزیتها را با تهدید جدی مواجه کند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که حتی یک اختلال محدود در تأسیسات انرژی منطقه میتواند به سرعت قیمت نفت و گاز را افزایش دهد و بازارهای جهانی را دچار شوک کند.
به همین دلیل، هشدارهای اخیر ایران فقط در تهران بازتاب نداشته، بلکه در بازارهای انرژی، حملونقل دریایی و بیمه نیز مورد توجه قرار گرفته است. فعالان بازار انرژی بهخوبی میدانند هرگونه تشدید درگیری در خلیجفارس صرفا تولید یک کشور را کاهش نمیدهد، بلکه زنجیره صادرات انرژی منطقه را که ستون اصلی امنیت انرژی آسیا و بخشی از اروپا به شمار میرود، تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بازدارندگی جدید
تحولات اخیر نشان میدهد دوران جنگهای کمهزینه برای آمریکا و رژیمصهیونیستی به پایان رسیده است. در معادله جدید غرب آسیا، امنیت و انرژی دو مقوله جداگانه نیستند؛ هر تصمیم نظامی پیش از آنکه در میدان نبرد سنجیده شود، آثار خود را در بازارهای نفت، گاز، حملونقل و اقتصاد جهانی نشان میدهد. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان بازدارندگی نیروهای مسلح و ظرفیتهای جبهه مقاومت، به آمریکا و متحدانش هشدار داده است که ادامه مسیر آتشافروزی نهتنها امنیت ایران را تضعیف نخواهد کرد، بلکه هزینههای سنگینی را بر عاملان و حامیان این ماجراجوییها تحمیل خواهد کرد. کشورهای منطقه میان امنیت پایدار و تبدیل شدن به سپر آمریکا باید یکی را انتخاب کنند؛ زیرا هر کشوری که خود را سپر دفاعی آمریکا قرار دهد، در آتش جنگ خواهد سوخت.