روایت زبان، تاریخ شفاهی و هویت ایرانی در آثار دولت‌آبادی

به مناسبت تولد محمود دولت آبادی زبان و گویش محلی در آثار این نویسنده را بررسی کرده ایم
یکی از ویژگی‌های فرهنگی ایرانی تکیه این فرهنگ بر شعر و ادبیات منظوم است و به همین خاطر است که در تاریخ ادبیات ایران بیش از آنکه نام نویسنده به چشم بخورد نام شاعران را می‌بینیم. حتی در ادبیات کهن ایران‌زمین آنها که کتاب‌هایی به نثر داشته‌اند همیشه تحت تاثیر شعر بوده‌اند از شیخ اجل سعدی گرفته که در بوستان برای غنی کردن متن خود از شعر استفاده کرده است تا کیکاووس‌بن وشمگیر نویسنده قابوسنامه و ابوالفضل بیهقی که نثرشان با بهره‌گیری از تکنیک سجع در خیال خواننده به شعر نزدیک می‌شود.
کد خبر: ۱۵۶۱۳۹۹
نویسنده امیرحسین حیدری/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین؛ این وضعیت، اما در دوران معاصر با اینکه همچنان حفظ شده است، اما هستند کسانی که در ذهن کتاب‌دوستان ایرانی نامشان به عنوان نویسنده‌ای تاثیرگذار ثبت شده است. یکی از این افراد محمود دولت آبادی است نویسنده‌ای که امروز زادروز اوست و به همین بهانه قصد داریم تا کمی ریزتیر به آثار او مخصوصا رمان کلیدر بپردازیم.

 

کلیدر؛ فراتر از یک رمان، یک متن انسان‌شناختی
در دنیای ادبیات تعداد آثاری که شانس ماندگار شدن را پیدا می‌کنند بسیار کمتر آثاری است که در این عرصه تولید می‌شوند و باید علاوه بر تمام نکاتی که یک اثر را استاندارد می‌کند واجد یک ویژگی منحصر‌به‌فرد باشند. رمان کلیدر از منظر علاه‌بر اینکه یک رمان خواندنی می‌توان آن را از جنبه‌های انسان‌شناسی بررسی کرد.
به عبارت دیگر کلید تنها روایتی از خانواده گل‌محمد نیست بلکه تصویری ملموس و دقیق از بافت اجتماعی، مناسبات قدرت، رسوم، باور‌ها و مهم‌تر از همه، زبان مردمان خطه خراسان را به تصویر می‌کشد. دولت‌آبادی در این رمان زبان و گویش سبزواری را صرفا ابزاری برای مشخص کردن جغرافیای داستان انجام نمی‌دهد بلکه کاراکتر‌های داستان خود را عمق می‌بخشد، چرا که در میانه این داستان خواننده با کلمات و عباراتی رو‌به‌رو می‌شود که ریشه در تاریخ و فرهنگ آن منطقه دارد و کاراکتر‌ها ناخودآگاه عمقی هزاران‌ساله به خود می‌گیرند و به کار بردن یک عبارت توسط یک شخصیت برای کسی که با این گویش آشنایی داردمی‌تواند اطلاعات از قصد و نیت گوینده به او بدهد. از طرف دیگر دولت‌آبادی با استفاده از این ظرفیت خدمتی متقابل به این گویش داشته و آن را از گزند فراموشی نجات داده و در قالب یک اثر ادبی ماندگار، به نسل‌های بعدی سپرده است.

 

به مناسبت تولد محمود دولت آبادی زبان و گویش محلی در آثار این نویسنده را بررسی کرده ایم


نقش گویش سبزواری در عمق‌بخشی به شخصیت‌ها
فارغ از این موضوع محمود دولت آبادی با حفظ میراث کلامی خطه خراسان و به عبارت دیگر ایران با استفاده از گویش‌های بومی و عبارات کهن در آثار خود مثل کلیدر و سلوچ توانست خود را به پلی میان ادبیات کلاسیک و رئالیسم مدرن تبدیل کند. این نویسنده با وام‌گیری از زبان کهن، اما همچنان زنده فارسی و استفاده از آن در قالب‌های نویی که عمدتا از غرب وارد ایران شده‌اند موفق شده است میان گذشته تاریخی انسان ایرانی و امروز او پیوند برقرار کند به همین خاطر است که که آثار او سرشار از ارجاعات فرهنگی و زبانی هستند که ریشه در تاریخ شفاهی ایران دارند.

 

به مناسبت تولد محمود دولت آبادی زبان و گویش محلی در آثار این نویسنده را بررسی کرده ایم


دولت‌آبادی و پیوند ادبیات کلاسیک با رئالیسم مدرن
این آثار روایتگر طبقات پایین جامعه از عایا گرفته تا زنان مبارز همچون ماری در جای خالی سلوچ است؛ شخصیت‌هایی که زندگی پرمشقت خود را با زبان خودشان، با واژگانی که از دل درد و رنج برآمده، بیان می‌کنند. به بیان دیگر دولت‌آبادی به ما یادآوری می‌کند اریخ واقعی یک ملت، تنها در روایت شاهان و فاتحان نیست، بلکه در قصه‌های زنانی است که برای بقا جنگیده‌اند، در زبان مردانی است که در دل کوه و دشت، زیسته‌اند و در فریاد‌های خاموشی است که در سکوت تاریخ گم شده‌اند.

 


جای خالی سلوچ و بازنمایی طبقات فرودست
خلاصه اینکه محمود دولت‌آبادی با بازآفرینی زبان و فرهنگ مردمان طبقات پایین جامعه ایران در آثارش، در حفظ تاریخ شفاهی این سرزمین نقش به‌سزایی ایفا کرده است. کلیدر تنها یک رمان نیست، بلکه گنجینه‌ای است از واژگان، روایت‌ها و زیست‌نامه‌هایی که اگر نبود، شاید برای همیشه در غبار زمان محو می‌شدند. او به ما نشان داد که چگونه ادبیات می‌تواند حافظه زنده و گویای ملتی باشد، به ویژه برای آنانی که در روایت‌های رسمی، صدایشان شنیده نشده است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها