علل درس نگرفتن چیست؟

احمد میر احسان
حقیقت آن است که انسان نسبت به غلط‌ترین پندار مخالفان خود هم ممکن است احساس احترام داشته باشد اما وقتی با دروغگویی و سیاست‌بازی سخیف و پیشبرد اهداف حزبی به هر قیمت و بدون ذره‌ای باور به‌راستی مواجه می‌شود، دیگر ارزشی برای آنان قائل نیست.
کد خبر: ۱۵۶۳۷۳۵
نویسنده احمد میر احسان

می‌گویند صلح با امضای عزت، می‌گویند «مقاومت نیروهای مسلح و حضور مردم و حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی، در دفاع از ایران مانع تحقق اهداف دشمن شد»، می‌گویند «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمی‌رود اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقص‌ها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است» و می‌گویند «مقاومت برای رهایی از جنگ، نه جنگ برای جنگ»، «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت، برای کاهش تنش و تامین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد»، «صلح شرافتمندانه یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشار‌های گوناگون قرار دارند، بدون چشم‌پوشی از استقلال و عزت ایران»...

سخنان اخیر آقای خاتمی سرشار از فریبکاری و دروغ است، چرا؟

به همین چند جمله از مثبت ترین حرفهایش کمی دقت کنید:

1-‌ چرا فراموش کرده‌اید صلح با امضای عزت از نظر اصلاح‌طلبان غربگرا، یعنی مکانیزم ماشه. آن مکانیزم تسلیم، نشان عزت‌خواهی بود؟

2- چرا فراموش می‌کنی صلح با امضای عزت از نظر شما با بیانیه‌های متعددتان و کمیته سیاسی جبهه اصلاح‌طلبی‌تان یعنی تعطیل صنعت موشکی و یعنی تعطیلی مقاومت. دست‌کم دروغ نگویید و از مردم عذرخواهی کنید که سیاست اعتماد به آمریکا و مذاکره‌تان، ایران را اگر نبود هدایت الهی ولی فقیه به قعر ذلت پرتاب کرده بود.

3- کمی شرافت لازم است تا مخالفت‌تان با نیروهای مسلح و جهاد سلیمانی‌ها و استقامت فرماندهان شهید را به‌یاد آورید و توبه کنید. نه آن‌که با این همه اشتباه همچنان خود را در مقام رهبری تصویر نمایید.

4- یک دم به انواع مخالفت‌های‌تان بعد از امام (ره) با همین مردم انقلابی و اهل مقاومت و ضد سلطه آمریکا و جنگنده علیه تجاوز و سلطه‌گری با خون‌شان فکر کنید.

5- چرا دروغ می‌گوبید، شما برای تسلیم به آمریکا بارها ترس از نابودی جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی را بهانه ذلت‌پذیری قرار دادید. چگونه حال پس از عمل مقاومت ضدرهنمودهای سازشکارانه وهم‌آلودتان بدون اعتراف به محاسبات غلط‌تان سخن وارو می‌گوبید.

6- اما کسانی که بین حکومت و مردم شکاف ایجاد کردند، جریان سازندگی و اصلاح‌طلبی غربگرا و ضد عدالت اجتماعی انقلاب اسلامی بود و آنچه سبب کاهش شکاف شد، سیاست دو امام و دو ولی فقیه الهی ما بود. بله درست است مسئول «مشکلات تنها تهدید خارجی نبود بلکه خطاهای رهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمد‌های داخلی گسترش نارضایتی (محصول سیاست‌های جبهه اصلاحات از کابینه هاشمی تا روحانی و امروز بود) و تزریق ناامیدی از آینده، فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی و بیکاری و....»، بود که نمونه‌اش همین سیاست‌های دولت دارای کارشناسان غربگرای جناح و جبهه شما است که وسط جنگ برای شکست استقامت مردم پیش برده می‌شود. آقای خاتمی می‌بینید از سه جمله نقل قول تنها یک عبارت شما در بردارنده این نکات دروغ و فریب است. اگر خواه درباره باقی شاهد مثال و کلمات قصار عوامفریبانه بالا حرف بزنم، مثنوی هفتادمن کاغذ خواهد شد. در این همه سال که شما مخالف مقاومت بودید، کدام ابلهی جنگ برای جنگ کرد؟!!! 

اما همین صلحی که حالا می‌خواهید، حراج عزت و پذیرش ذلت است. با این نمی‌شه نمی‌توانیم و قطع مقاومت که ترسیم می‌کنید.

شخصیت «گلام» در ماجراهای گالیور در یک عبارت فشرده شده از حال امروز غربگرایان است. «من می‌دونم نمی‌شه»، «می دونم نمی‌تونیم» و من می‌دونم ...

همان زمان نگاه و عمل رئیس‌جمهور غربگرای وقت، در نفی عمل دینی و انقلابی، به گلام آن‌قدر نزدیک بود که در خانه‌های بسیاری از ایرانی‌ها به محض آن که تصویر رئیس‌جمهور در قاب تلویزیون ظاهر می‌شد، پیر و جوان با تقلید نحوه حرف زدن گلام، عبارتش را با حسی از طنز و مضحکه کارتونی تکرار می‌کردند.این نمیشه‌هایی که عصاره تسلیم طلبی، بهانه عدم مقاومت، و ایجادفضا برای آزمودن مکرر یک وهم یعنی امکان حل مشکلات با تسلیم به آمریکاست، مدام در تاریخ انقلاب، عقب نشینی پایان ناپذیر و توبه از استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را بوسیله غربگرایان در دستور قرارداده است. 

متاسفانه تاریخ گاه تکرار می‌شود و پاره ای مواقع بار دوم اصلا مضحک نیست بلکه تلخ تر از بار نخست است. و بار سوم و چهارم فاجعه بار است ـ حقیقت آن است که انسان نسبت

به حقیقت حسای است. ایده« نمیشه» و تسلیم و انفعال برابر واقعیت نامطلوب موجود و فکر غلط ناممکنی دگرگونی ذلت به عزت، بردگی کفر به آزادگی، و« تفاهم» باخواست شیطان و فرعون و دیکتاتور ظالم، متعلق به امروز و دیروز نیست. ایده مردم می‌خواهند زندگی کنند هم، همین‌طور، ایده فرصت صلح و قرآن بر سرنیزه را از دست ندهیم و به آن اعتماد کنیم نیز سابقه دارد. در خمین انقلاب اسلامی نیروهای سیاسی متعددی چنین می‌اندیشیدند. این‌که امام بزرگوار از مردم می‌خواستند به چنین کسانی رأی ندهند و آنان صلاحیت ندارند و بدرد حکمرانی در جمهوری اسلامی ی استقلال طلب و آزادیخواه نمی‌خورند هم دلیل عقلی و هم شرعی و هم تجربی و هم روانشناختی داشته است، زیرا آنان در هر چهار عرصه خواهان راه حل‌های ضد مقاومت خواهند بود. از نظر آنها در برابر دشمن راه حل ایستادگی موجود نیست. عقل آنان در قلمرو ابتکار و کشف راه درست تعطیل است. روانشناسی آنان در برابر اجرای راه مقاومت، مقاومت می‌کند. وقتی شما تصور می‌کنید قیام و انقلاب اسلامی اساسا نباید صورت می‌گرفت یا امروز به نتایج نهضت آزادی رسیده اید، بدیهی است هر راهی که این مسیر را تحقق بخشد از نظرتان بیهوده، از پیش شکست خورده و نفی شونده است. 

البته افراد و نیروهای سیاسی بنا به دلایل گوناگون، همچون بی اعتنایی به هدایت الهی، عقل خودبنیان گسسته از وحی، عصیان علیه حق، ساختار روانی بیمار،ساختار طبقاتی و حرامخواری، منافع دنیوی، تربیت غلط، ناتوانی در کاربرد عقل دینی، منافع وسوسه گر نامشروع، و تکبر فکری،..... از رخدادها، تجربه ها، شکست‌ها درس نمی‌گیرند. صد بارهم تکرار شود و ضربه بخورند باز بدنبال همان مسیر غلط له له می‌زنند. صدبار هم در قمار ببازند، باز دست از قمار نمی‌کشند. صدبار از سرقت زیان ببینند، باز سرقت میکنند هزار بار عواقب دروغ گریبانگیرشان شود عبرت نمی‌گیرند. 

این روحیه در زندگی فردی زیانش فردی است . اما چنین پدیده ای در زندگی سیاسی هلاکت ببار می‌آورد . این رفتار در رهبری یک حزب، آن حزب را به خیانت و نابودی می‌کشاند و در رهبری اداره یک کشور آن مملکت را ویران می‌کند. دلایل عدم تغییر مشی غلط در مقیاس سیاسی بس قوی تر از انگیره‌های فردی است. گزینش یک دیدگاه سیاسی، در یک جریان، یک حزب، یک سازمان، محصول مجموعه ای از منافع مادی و معنوی پیچیده، باورهای ایدئولوژیک و سیاسی وابستگیهای اقتصادی پیوندهای داخلی و خارجی است. چنین است که قرآن مجید و اهل البیت علیهم السلام نه تنها فقط در روابط فردی بلکه مهمتر و مخصوصا در ارتباط بانظام اجتماعی و اداره امور جامعه در گزینش کارگزاران نظام سیاسی، اول به برائت از کفار و منافقان و به دینداری مسئولان و انتخاب مؤمنان قادر به مدیریت امور تأکید می‌ورزند، و امام خمینی ره و به‌ویژه امام شهید در هدایت گزینش افراد در دولت چهاردهم، چه وزیر و مدیران رده بعدین، تدین مسئولین و در عین حال به باور به جمهوری اسلامی وعلاقه به این نظام، پافشاری دارند. عدم پایبندی قلبی و ایمان به اسلام تبعات هولناکی دارد. از جمله همدستی با آمریکا که در گام اول در پی حذف ولایت فقیه این تنها استوانه ی حفظ استقلال و توحید و تن ندادن به نوکری کفر سلطه جو در حیات ایران است 

تکرار تجربه مرگبار اعتماد به بازی شیطان بزرگ آمریکا و نفوذ توهمات غرب پرستانه، تا اعماق ذهن بسیاری از رؤسای جمهور ایران، ترس آور است. چگونه ممکن است سرنوشت یک ملت بدست کسانی بیافتد تا بدین حد بریده ازواقعگرایی و ناتوان از دیدن حقایق مکرر مبرهن؟ فراموش کردن این حقیقت که همه آزمون‌های گوناگون ما جدا، جدا و جنگ ترکیبی شیطان بزرگ، تنها یک هدف داشته و آن تسلیم و نفی استقلال و عظمت، بزرگی، یکپارچگی، یعنی نفی همه دارایی‌های مادی و معنوی ما بوده کاملا جنون و جنایت در حق ملت است. فراموشی این حقیقت قطعی که در رأس همه رهکنش‌های دشمن، حذف اسلام ناب ومیراث انقلاب اسلامی از زندگی ما، و در هم شکستن استقامت، عزت و شرافت ما قرار داشته چگونه می‌تواند با این میزان از جهل رخ دهد. مردم برده‌های این بردگان غرب نیستند که ناشرافتمندانه ترین اعمال و سیاست‌های فراموشکار و برآوردهای کودن غلط و خیال پرورانه و جعلی اینان، مکررا خون فرزندان ایران و شرافتشان را به بازی بگیرد. بی تردیدصبر، ولو تا شهادت و تبدیل انقلاب اسلامی به یک اسوه برای آیندگان و جهانیان و بازتولید و تداوم ایستادگی ودر طریق صادقانه بندگی فقط رب العالمین تا مرگ فراعنه و دشمن مستکبر هزار بارشرافتمندانه تر است از حیات فاسد حاصل از تلقین و تزریق دروغ در رگان ملت با توهمات زندگی تحت سرپرستی کفر . صبر تا ظهور حضرت مهدی موعود، حجت بن الحسن العسکری عج با تفکرات فاسد و اعتماد به شیاطین مقدور نیست.

این صبر دروغین است، در راه خدا نیست،در راه شرک و تمنیات طبقه مسرف و شیاطین انسی و دنیاپرستان قدرت پرست زراندوز است. 

صبر مقاومت است. زمانی که نه عده و نه عده دارید، و مردم دچار نادانی و فریب هستند کارتان آگاه کردن مردم و متشکل کردن و گسترش توان است. وقتی توانیابی کردیم باید مقابل ظلم و فساد بایستیم برخاستن در را خدا پایان ندارد. وقتی پیروز شدیم باید نظم الهی و سالم را حفظ و تاجایی که می‌توانیم عدل وقسط برپا داریم و باظلمات مبارزه کنیم و این تا ظهور انسان کامل و عدل کامل عج تکلیف ماست. 

 

جریان همسو با تسلیم به ظلم و استکبار جریان غربگرا ارزش بندگی حق و دادن هزینه برای آن را هیچ می‌پندارد. باوری به جهاد در اشکال گوناگون و در صورت ضرورت قتال و مقاومت برابر ظلم ندارد. 

 

امروز، پیروزی مقاومت، جریان تسلیم و غربگرایی را نابود و بی چاره میکند. آنان برای بقا باید مانع تغییر رفتار آمریکا و ترامپ شوند و بر عکس کاری کنند فشار و احیای فشار امریکا و تنفس مصنوعی به ترامپ، باعث تغییر رفتار ایران شود تا اثبات کنند حق با آنان بوده و مقاومت بی فایده است و باید به حرف شنوی از ارباب و کدخدا و خدایشان تن داد و از انقلاب دست شست. آنان مطلقا و قلبا اعتقاد به زندگی در زیر سایه کفر ظالم دارند و آن را مطبوع و مطلوب می‌دانند.

تاکتیک آنان این است که هروقت ترامپ و امریکا دچار خفگی می‌شود دادو فریاد راه می‌اندازند حالا بهترین زمان صلح است و مانع بحرانی شدن وضع آمریکا شوند .

اکنون که دوره مناسب فشار به آمریکاو زمان انتخابات میان دوره ای است دوباره تنفس مصنوعی غربگراها به ترامپ شروع شده است. 

همه می‌دانند از روز اول در انقلاب اسلامی، جریانی نامحرم نسبت به انقلاب اسلامی وجود داشته که پیروزی انقلاب سند شکست موجودیت آنان بوده است. پس به هر صورت مایلند اثبات کنند راه دریوزگی اصلاح طلبی آمریکایی درست و راه قیام امام ره و مقاومت و انقلاب اسلامی بی هوده و غلط بوده است. حالا آنان می‌خواهند با نابودی دستاوردهای مقاومت این سلاح برنده صحت مقاومت انقلابی را از انقلاب بگیرید و به شیوه عمروعاص پیروز شوند. چگونه؟ 

میگویند حالا که تمام دنیا می‌گوید پیروز مائیم جنگ را با عزت پایان دهیم . خوب پایان دهیم. چه کنیم؟ 

چگونه پایان دهیم؟ 

همه آن چه آمریکا می‌خواهد برای پایان جنگ بپذیریم. 

خوب آمریکا چه می‌خواهد. 

همه آن چه که دنیا به واسطه آن ما را پیروز جنگ می‌داند !!!!! 

مانند کنترل تنگه هرمز. حق دانش هسته ای و صنعت هسته ای صلح آمیز. 

ممانعت از نابودی متحدان مقاومت یعنی مسلمانان مدافع سرزمین خود، علیه تجاوز اسراییل، عدم انجام یکجانبه تفاهم نامه ای که آمریکا همه مواد آن را پیشاپیش زیر پا می‌نهد. و..... 

اما اگر اینها را بپذیریم جنگ تمام میشودومشکلات پایان می‌یابد؟ 

مشکلات ترامپ بله! انتخابات میان دوره ای که گلویش را می‌فشرد به عمرش پایان نمی‌دهد. ما درست حالا به فرمان همدستان داخلی اش به یاریش می‌شتابیم و وقتی احیایش کردیم جنگ را ادامه خواهد داد. ما را میکشد، بیشتر گرسنه مان نگاه می‌دارد بیشتر داروها قطع می‌شود و حالا باید قدرت موشکی، سپاه و دیگر خواست‌های امریکا را فرمان ببریم. مثل قبول پیمان ابراهیم که پدر مشترک ما و اسرائیل است!!!!! و بهترین دلیل پایان جنگ میان برادران!!حالا صلح میشود؟ نه! 

چون اساسا ایران بزرگ باعث ناراحتی خیال دردانه کفر جهانی است. همچنین اسلام اصیل و هردو باید تکه پاره شوند. دیگر چه؟ 

اصلا عزت ایران بد آموز است این عزت تحریک گر مردم مسلمان به مقاومت علیه استکبارو مقاومت علیه بردگی است.

پس باید نابودی آن را بپذیزیم. و این همه یعنی بباد دادن همان عزتی که قرار است به سبب داشتن آن صلح کنیم و عرتی که در جهان با جنگ و ایستادگی برابر تجاوز بدست آورده ایم. و سپس محو ایران. و نابودی شرف جمهوری اسلامی که افتخار میکند با خون فرماندهاو وپاسداران ایران نگذاشت ایران تکه پاره شود. 

این نامش صلح است یاخیانت؟ چرا درس نمی‌گیرند؟

 

این دسته در بهترین حالت گرفتار برآورد غلط است. قرآن مجید در سوره انعام البته محاسبه غلط را امر شرک معرفی می‌کند. اگر نفاق در حزبی، اصل وجودی آن نباشد، بدیهی است با روشن شدن برآورد غلط یک، دو، ده بار بالاخره ان فرد و نهاد میکوشد ریشه برآوردهای نادرستش را بیابد و از آن دست بشوید. اما اگر جریانی نگرشی، تفکری سیاسی در طی عمرش، خودش و تبارش هزار بار اشتباه کردند، و از راه غلط دست شستند این دیگر برآورد غط نیست، اصولا راهی اشتباه از نظر عقل وشرافت، شیوه حیات و خواست آن هاست مانند یک فاحشه که به اشتباه یک بار ده بار نیست که لغزیده بلکه این کاره است. و اصلا باید از چنین راهی توبه کند.

 

newsQrCode
برچسب ها: ایران مخالفان
ارسال نظرات
کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیس‌جمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاه‌ها هرچه‌سریع‌تر تسویه شود

کالابرگ هست، فروشگاه نیست!

نیازمندی ها