بیتردید امام حسین(ع) در هشتم ذیالحجه سال شصتم هجری، مکه را ترک کردند و راه عراق را در پیش گرفتند؛ اما خروج از مکه الزاماً به معنای ناتمام گذاشتن حج نیست. این دو گزاره، اگرچه در ذهن بسیاری به یکدیگر گره خوردهاند، از نظر تاریخی و فقهی یکسان نیستند.
امام حسین(ع) در بیستوهفتم رجب، پس از آنکه یزید از حاکم مدینه خواست از ایشان بیعت بگیرد یا خونش را بریزد، مدینه را ترک کردند و سوم شعبان وارد مکه شدند. اقامت آن حضرت در مکه بیش از چهار ماه به طول انجامید؛ اقامتی که تا صبح روز هشتم ذیالحجه ادامه یافت.
همین ترتیب زمانی، نخستین کلید حل این مسئله است. کسی که در ماه شعبان وارد مکه میشود، برای ورود به حرم، عمره مفرده بهجا میآورد؛ زیرا عمره تمتع تنها در ماههای حج، یعنی شوال، ذیالقعده و ذیالحجه، مشروع است. از سوی دیگر، احرام حج تمتع نیز در روز ترویه، هشتم ذیالحجه، آغاز میشود و حاجیان پس از آن راهی عرفات میشوند. بنابراین، امام حسین(ع) که از آغاز شعبان در مکه حضور داشتند، هنوز مُحرمِ حج تمتع نشده بودند تا گفته شود حج خود را نیمهتمام گذاشتهاند.
از همینجا روشن میشود که پیوند دادن این واقعه با دعای عرفه نیز از دقت تاریخی برخوردار نیست. دعای عرفه در روز نهم ذیالحجه خوانده میشود، در حالی که امام یک روز پیش از آن، مکه را ترک کرده بودند. همچنین اجتماع بزرگ مسلمانان و خطبه مشهور امام در عرفات، که گاه با این سفر درآمیخته است، به حدود دو سال پیش از عاشورا و دوران حکومت معاویه بازمیگردد، نه به آخرین حضور آن حضرت در مکه.
در این میان، گزارشهایی نیز از تهدید جدی جان امام در حرم حکایت دارد. منابع تاریخی نقل کردهاند که حکومت یزید گروهی را مأمور کرده بود تا در پوشش زائران، فرصت ترور فرزند پیامبر(ص) را فراهم آورند. از سوی دیگر، از امام حسین(ع) نقل شده است که نمیخواستند حرمت خانه خدا با ریخته شدن خون ایشان شکسته شود. از همین رو، ماندن در مکه را به مصلحت اسلام و حرمت کعبه نمیدانستند.
به نظر میرسد امام حسین(ع) پیش از خروج از مکه، برای وداع با خانه خدا، یا طواف وداع به جا آوردند و یا عمره مفردهای انجام دادند و سپس رهسپار عراق شدند. همین وداع با کعبه، در کنار خروج در آستانه موسم حج، بهتدریج این تصور را پدید آورده است که آن حضرت حج را ناتمام گذاشتهاند؛ حال آنکه با توجه به ترتیب مناسک، چنین برداشتی با شواهد تاریخی سازگار نیست.
البته اگر کسی در شرایط اضطرار میان دو مفسده قرار گیرد، عقل و شرع حکم میکنند که برای دفع مفسده بزرگتر، مفسده کوچکتر را برگزیند؛ اما در ماجرای خروج امام حسین(ع)، حتی پیش از طرح این قاعده نیز اصل مسئله متفاوت است، زیرا احرام حج تمتع هنوز تحقق نیافته بود.
در اندیشه شیعه، فعل امام معصوم همانند قول و تقریر او حجت است. ازاینرو، خروج امام از مکه، نه اقدامی برخلاف شریعت، بلکه تصمیمی برخاسته از رسالت الهی و مصلحت عالی اسلام بود؛ تصمیمی که هم حرمت خانه خدا را پاس داشت و هم چهره واقعی حکومت اموی را آشکار ساخت.
از این منظر، تعبیر «حج ناتمام امام حسین(ع)» بیش از آنکه یک گزارش دقیق تاریخی باشد، عنوانی است که در گذر زمان شهرت یافته است. آنچه در هشتم ذیالحجه سال شصتم هجری رخ داد، ترک یک فریضه نبود؛ آغاز سفری بود که به کربلا انجامید و مسیر تاریخ اسلام را برای همیشه دگرگون ساخت