به همین دلیل تلاش کردند با تشدید حملات و نقض تفاهمی که خود رئیسجمهور آمریکا آن را امضا کرده بود، فضای افکار عمومی را تغییر دهند و این حضور مردمی را تحتالشعاع قرار دهند. تصور آنان این بود که با ایجاد ناامنی، روند حضور مردم در مراسم متوقف خواهد شد، اما برخلاف انتظارشان، حضور مردم نهتنها کاهش نیافت بلکه گستردهتر نیز شد.
در ادامه نیز هدف اصلی آنان بر افزایش فشار در مناطق جنوبی کشور متمرکز شده است. حملات به زیرساختهای استانهایی مانند خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان را باید در چارچوب تلاش برای تاثیرگذاری بر وضعیت تنگه هرمز و کاهش توان پشتیبانی ایران در این منطقه ارزیابی کرد. آنان میخواهند با ایجاد این فشارها، در نهایت کنترل بیشتری بر تحولات مرتبط با تنگه هرمز به دست آورند و آن را بهعنوان یک دستاورد سیاسی و تبلیغاتی معرفی کنند.
با این حال، این محاسبه نیز به نتیجه نخواهد رسید. برنامهریزیهای لازم از مدتها قبل انجام شده و نیروهای ایرانی با آمادگی کامل، هر روز با صلابت و انسجام بیشتری به این حملات پاسخ میدهند. چنانچه این روند ادامه یابد، طبیعی است پاسخ ایران نیز متناسب با سطح تهدید، شدیدتر خواهد شد.
کشورهای جنوب خلیجفارس نیز باید توجه داشته باشند اگر خاک یا امکانات خود را در اختیار حملات علیه ایران قرار دهند، نمیتوان انتظار داشت این اقدامات بدون پیامد باقی بماند. ایران نمیتواند حمله به زیرساختهای خود را نادیده بگیرد و در صورت ادامه این روند، زیرساختهای طرفهایی که در این اقدامات مشارکت یا همکاری داشته باشند نیز ممکن است در معرض پاسخ متقابل قرار گیرند. توان اصلی نظامی آمریکا در جنگ گذشته بهکار گرفته شد و اکنون دامنه حملات عمدتا به مناطق ساحلی و مرتبط با تنگه هرمز محدود شده است.
این مسأله نشان میدهد آنان نتوانستهاند به اهداف اولیه خود دست یابند و تغییر تاکتیک جدی دادهاند، اما معادلات همچنان به نفع ایران است و در آینده وضعیت برای آمریکا حتی بدتر هم خواهد شد چراکه نیروهای ایرانی و محور مقاومت با حفظ انسجام و آمادگی، هنوز غافلگیریهای زیادی برای ترامپ در چنته دارند.