تلخ است در این روزها، شرح یتیمی
با لحن پر احساس یاران صمیمی
جا داشت از چشمان مردم خون ببارد
روز عروج سید و پیر حکیمی
سوگ بزرگش سوخت جان یک جهان را
صاحب عزایش هم مسلمان هم کلیمی
یک آری دیگر به ایران گفت، آری!
شهر خروشان، روز تشییع زعیمی
گفتند این رخداد یک «درس» بزرگ است
«تاریخ» اینجا چیرگی دارد به «شیمی»
دیدیم وقتی اوج می گیرد حماسه
آن را روایت می کند «عبدالکریمی»
این امت آزاده ی عصر ظهور است
دارد تقابل با شیاطین رجیمی
آیا شنیدی نور از ظلمت گریزد؟
دیدی مگر کوهی بلرزد با نسیمی؟
این خاک ایران است و عاشورا تباران؛
از دشنه ی دشمن ندارد هیچ بیمی
⭕⭕
دردت نیاید طفل نوکار سیاست!
فرق است بین مردم و افراد تیمی...