به گزارش جام جم آنلاین؛ اما زمانی بود که معنا و مفهوم اربعین مثل امروز نبود؛ اربعین برای آدمها چهلم امام شهیدی بود که برای حق خود و خانوادهاش را فدا کرد و در عین آشنایی مفهومی غریب بود که نیاز به رمزگشایی داشت و درست همان حوالی بود که ناصر تقوایی تصمیم گرفت مستند اربعین را که یکی از نقاط مرجع در تاریخ سینمای ایران است را به تصویر بکشد. مستند اربعین را نمیتوان صرفا مستندی درباره درباره یک آیین مذهبی دانست بلکه باید آن را تلاشی برای فهم یک فرهنگ، یک زیستبوم و نسبت میان آیین سوگواری و زندگی روزمره مردم جنوب ایران به شمار آورد.
مستند «اربعین» ناصر تقوایی و بازنمایی فرهنگ جنوب ایران
ناصر تقوایی در مستند اربعین با ترکیب صدا و تصویر توانست وارد بافت اجتماعی مردمان جنوب بشود، جایی که صدای ماندگار جهانبخش کردیزاده (بخشو) در کنار تصویر پرچمها، سنج و دمام و حرکت جمعی عزاداران به اثر کیفیتی میدهد که هم شاعرانه است و هم مستند. همین ویژگی هم هست که مستند اربعین را نه فقط به عنوان یک مستند مذهبی بلکه به عنوان اثری قومنگارانه تثبیت میکند. به بیان دیگر اهمیت مستند اربعین محدود به موضوع آن نمیشود بلکه به نوع نگاه خالق این اثر بر میگردد یعنی؛ در دورهای که بسیاری از مستندها به صورت مستقیم به موضوع میپرداختن ناصر تقوایی از دل مراسم اربعین پلی به سوی هویت جمعی، حافظه فرهنگی و زیباشناسی آیینی میزند و به همین دلیل است که بسیاری از پژوهشگران مستند اربعین را در امتداد جریان مهمی از مستندسازی هنری در دهههای ۴۰ و ۵۰ قرار میدهد، دورهای که در آن فروغ فرخزاد خانه سیاه است را و ابراهیم گلستان تپههای مارلیک را تولید کردند و در آن مولف صرفا واقعیت را ثبت نمیکند بلکه آن را تفسیر و بازآفرینی میکند.

از اربعین تقوایی تا مستندهای امروز پیادهروی اربعین.
اما اگر از اربعین ناصر تقوایی به اربعین امروز برسیم اولین و مهمترین تغییری که در این آثار میبینیم شیوه روایت این مستندها و نسبت فیلمساز با سوژه است. در این دوره که تولید مستندهای اربعین رونق گرفته مخصوصا آنها که در مسیر پیادهروی ساخته میشوند معمولا کمتر در پی قومنگاری یک منطقه یا آیین خاص هستند و بیشتر ر تجربه سفر، حماسه جمعی، روایتهای شخصی، و بازنمایی شکوه حضور متمرکز میشوند. در بسیاری از این آثار گویی سوژه به خودی خود آنقدر بزرگ است که فیلمساز احساس نیاز نمیکند تا به لایههای عمیقتر آن بپردازد و صرفا بر چهرههای خسته، اما مشتاق، موکبها، مسیر، استقبال مردم و لحظههای عاطفی مکث میکند و تلاش دارد عظمت یک رخداد میلیونی را به تصویر بکشد. این تغییر، از یکسو محصول تحول رسانهای و گسترش دوربینهای سبک، موبایل، تولید سریع و چرخههای پخش تلویزیونی و جشنوارهای است، و از سوی دیگر نشاندهنده جابهجایی تمرکز از تحلیل فرهنگیِ یک آیین به ثبت تجربه عاطفی و حماسی آن است.
تغییر پرسش مرکزی در مستندهای آیینی؛ از فرهنگ محلی تا تجربه جمعی.
اما با این حال این نکته بدین معنا نیست که مستندهای امروز لزما ضعیفتر از آثار کلاسیک خود هستند، بلکه مسئله این است که پرسش مرکزی مستندساز که منجر به خلق اثر میشود تغییر کرده. اگر در ابعین تقوایی پرسش به جای چیستی آیین اربعین ریشههای فرهنگی آن و نسبتش با زندگی مردم جنوب است در مستندهای امروز پرسش تجربه زیستن در مسیر و حس حضور در جمعیت در مرکز قرار میگیرد. به بیانی دیگر اگر نستند ناصر تقوایی تکیه بر شناخت یک فرهنگ محلی دارد مستندهای امروز در پی ساختن تصویری از همبستگی، حرکت جمعی، و معنویت در مقیاس کلاناند. این جابهجایی لزوماً منفی نیست، اما نشان میدهد که مستند اربعین از یک فرم مردمنگارانه به سمت فرمهای رواییتر، احساسیتر و رسانهایتر حرکت کرده است.
آیا مستندهای امروز اربعین، جامعه زائران را عمیقتر میشناسند؟
به همین خاطر است که در پاسخ به این پرسش که آیا مستندهای امروز، نسبت به آثار قدیمی، شناخت دقیقتری از زائر و جامعه اربعین ارائه میکنند یا صرفاً بر ثبت شکوه جمعیت و مناسک متمرکزند؟ باید گفت مستندهای امروز لزوماً شناخت دقیقتری از زائر و جامعه اربعین ارائه نمیکنند؛ بلکه بیشتر ظرفیتهای تصویری و احساسی این پدیده را برجسته میکنند. شناخت عمیقتر زمانی حاصل میشود که فیلمساز از سطح ثبت عظمت عبور کند و به پرسشهای انسانیتر نزدیک شود: زائر چرا آمده است، چه میکشد، چه میاندیشد، چه تفاوتی میان تجربه طبقات و نسلهای مختلف وجود دارد، میزبانان عراقی چگونه این آیین را تجربه میکنند، و اربعین در زندگی روزمره پس از پایان سفر چه ردپایی باقی میگذارد. دقیقاً همینجاست که میراث «اربعین» ناصر تقوایی همچنان زنده میماند؛ فیلمی که نشان میدهد مستند آیینی، اگر با نگاه مردمشناسانه، حساسیت فرمی و احترام به جزئیات ساخته شود، میتواند هم سند فرهنگی باشد و هم اثر هنری.
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد