این روزها مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید، بیگمان یکی از همان بزنگاههای کم تکرار بود؛ رویدادی که در آن، تقابل دوگانه «ساختار روایی رسانههای سلطهگر» و «حقیقت عینی جاری در قاب تلویزیون ملی»، به تماشاییترین شکل ممکن رقم خورد. آنچه در این روزها شاهد بودیم، صرفا یک پوشش خبری متعارف نبود، بلکه نمایش موفقی از «راهبرد پیروزمندانه» در میدان نبرد روایتها بود؛ نمایشی که ثابت کرد اتکا به اصالت بومی و مدیریت هوشمندانه، سدی مستحکم در برابر امواج سنگین جنگ ترکیبی است. بازخوانی عملکرد رسانهملی در این مقطع تاریخی، در سه تراز راهبردی قابل واکاوی است که هر یک، عیار بلوغ این نهاد در هدایت افکار عمومی را عیان میکند.
برپایی پوشش زندهای که همزمان، از پایتخت تا شهرهای مذهبی کشور را زیر چتر تصویر میگرفت، جز با پشتوانهای از دانش سازمانی و زیرساخت فنی منسجم ممکن نبود، اما فراتر از این مهندسی عملیاتی، آنچه این رویداد را از یک گزارش صرف به «گنجینه تصویری جاودان» ارتقا داد، درک درست برنامهسازان از ظرفیت «تصویر حماسی» بود. این سطح از تسلط فنی، نخستین پله برای بازگشت اعتماد عمومی به راوی رسمی رویدادها و تثبیت جایگاه رسانهملی در خانه مردم بود.
در سوی دیگر میدان، تلاش شبکههای معاند برای پیشکشیدن گزارههای کلیشهای و بیمایه ــ که تنها بر گمانهزنیهای سیاسی زودگذر یا شایعهپردازی درباره آینده ساختار قدرت متمرکز بود ــ به وضوح ناکام ماند. رسانهملی با عبور از این حواشی، مسیری متفاوت را برگزید. تمرکز بر «اصالت سوژه» و بازتاب بیواسطه احساس خالصانهای که در بطن جمعیت خروشان جریان داشت، «صدای زنده کوچه و خیابان» را فراتر از مرزها برد. در حالی که خبرگزاریهای غربی در برابر این سیل عظیم مردمی، دچار «گیجی تحلیلی» و انفعال رسانهای شدند، قاب تلویزیون ملی با تکیه بر حقیقت جاری در صحنه، گوی سبقت را از رقبا ربود.
نکته ظریف در این میان، درک بهموقع مدیریت رسانهملی از تحولات عصر نوین ارتباطات بود. بهجای مواجهه سلبی با پلتفرمهای اجتماعی، اینبار راهبرد بر «همنشینی راهبردی» با جریان خودجوش مردمی استوار شد. این همافزایی موجب شد تا آن «حقیقت ناب» که در دل شبکههای اجتماعی در جریان بود، به سرعت در قالب روایت رسمی تثبیت شود. این اقدام، هرگونه تلاش برای بازنمایی وارونه و تحریف احساس عمومی را پیش از شکلگیری، خنثی کرد.
واقعیت این است که آنچه در این روزها رقم خورد، نه یک پیروزی تاکتیکی زودگذر، بلکه آغازی بر یک «تغییر بنیادین در الگوی رسانهای کشور» است. این رویداد ثابت کرد که در تقابل با حملات هماهنگ جبهه رسانهای سلطه، رمز توفیق در بازگشت به رویههای منسوخ نیست؛ بلکه در حرکت به سمت الگویی از «رسانهای پویا، تعاملگرا و همآوا با جامعه» نهفته است. این تجربه ارزشمند، امروز بهعنوان یک «دارایی راهبردی» در کارنامه رسانهملی ثبت شده؛ دارایی که نشان میدهد این سازمان، نهتنها در پوشش آیینها، بلکه در مدیریت بزنگاههای سرنوشتساز و حراست از اقتدار ملی، به بلوغی مثالزدنی رسیده است. این مسیر، نویدبخش فردایی است که در آن، رسانهملی با اقتدار، جایگاه رفیع خود را بهعنوان «صدای تراز انقلاب و آیینه تمامنمای امت» پاس میدارد.