در میان تمام حوزههایی که ایشان نسبت به آنها حساسیت داشتند، اقتصاد بهمثابه ستون فقرات استقلال و عزت ملی، جایگاهی ویژه و راهبردی در منظومه فکریشان داشت. نگاهی به نامگذاریهای سالانه از سوی ایشان، نه فقط یک تشریفات اداری بلکه نقشهراهی استراتژیک برای عبور از پیچهای تند تاریخی بود.
رهبر شهید با تکیه بر اشراف کامل به شرایط کشور، بهرهمندی از گزارشهای میدانی، درک عمیق از معارف اسلامی و تحلیل دقیق تهدیدهای بینالمللی، هر سال را با کلیدواژهای طلایی برای ملت تبیین میکردند. بررسی آماری نشان میدهد که از سال ۱۳۷۸ تاکنون، قریب به دو دهه نامگذاریها مستقیما با «اقتصاد» گره خوردهاند.
در دههی ۸۰، با وجود تنوع موضوعات، اقتصاد ایران در کانون توجه بود. سال ۱۳۸۰ با عنوان «اقتدار ملی و اشتغالآفرینی»، آغازگر مسیری بود که در سالهای بعد با مفاهیمی چون «خدمتگزاری» (۱۳۸۲)، «پاسخگویی» (۱۳۸۳) و «نوآوری و شکوفایی» (۱۳۸۷)، «اصلاح الگوی مصرف» (۱۳۸۸) و «همت و کار مضاعف» (۱۳۸۹) پیگیری شد. در واقع، ایشان در این دهه، زمینههای ذهنی جامعه را برای درک ضرورت تغییر رویکرد به سمت تولیدمحوری فراهم میکردند.
دهه نود؛ دهه گفتمانسازی جهادی
با آغاز دهه ۹۰، استراتژی نامگذاریها وارد فاز عملیاتیتری شد. نامگذاری سال ۱۳۹۰ به عنوان «جهاد اقتصادی»، نقطه عطفی بود که ضرورت مواجهه فعال و غیرمنفعل با عرصه اقتصاد را فریاد میزد. در ادامه، مفاهیمی چون «تولید ملی» (۱۳۹۱)، «حماسه اقتصادی» (۱۳۹۲)، و «مدیریت جهادی» (۱۳۹۳)، همگی دلالت بر این داشتند که رهبر شهید، اقتصاد را نه یک مسأله صرفا علمی یا فنی بلکه یک میدان مقاومت و نبرد میدانستند که نیازمند عزم ملی است.
«اقتصاد مقاومتی» یکی از تاکیدات بزرگ ایشان بود. سال ۹۲ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد؛ اقتصادی که به درونزایی و بروننگری تاکید داشت. درواقع علاوهبر تکیه بر توان داخل، محصولاتی باید تولید میشدند که بتواند در بازار جهانی با رقبای خود رقابت کند. در سال ۱۳۹۵، سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» و «اقتصاد مقاومتی؛تولید- اشتغال» در سال ۱۳۹۶ قله این نوع نگاه بود؛ نگاهی که در آن، شکوفایی اقتصادی نه در بیرون از مرزها بلکه در درون ساختار تولید و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی جستوجو میشد. نامگذاریهای سالهای پایانی این دهه مانند «رونق تولید» و «جهش تولید»، نشاندهنده استمرار یک اندیشه منسجم برای خودکفایی بود. رونقی که در آن مشارکت مردم در آن تصریح میشد و همواره تاکید داشتند که نقش اساسی را در کشور مردم ایفا میکنند.
قرن جدید؛ ضرورت تحول ساختاری
با ورود به قرن جدید، در حالی که فشار تحریمهای ظالمانه به اوج رسیده بود، ایشان با درک دقیق از گلوگاههای اقتصاد ایران، مفاهیمی چون «تولید؛ پشتیبانیها و مانعزداییها» (۱۴۰۰)، «تولید؛ دانشبنیان و اشتغالآفرین» (۱۴۰۱)، «مهار تورم و رشد تولید» (۱۴۰۲)، «جهش تولید با مشارکت مردم» (۱۴۰۳) و «سرمایهگذاری برای تولید» (۱۴۰۴) را مطرح کردند. این نامها نشان میدهد که ایشان بر «تولید» به عنوان موتور محرک اقتصاد پافشاری داشتند و معتقد بودند اگر چرخ تولید با ابزار علم و مشارکت تودههای مردم به حرکت درآید، سد تحریمها خواهد شکست.
چرا اقتصاد اولویت اصلی بود؟
واکاوی نامهای سال، یک حقیقت را به ما نشان میدهد: رهبر شهید، اقتصاد را ضامن حفظ کرامت ملت ایران میدانستند. ایشان بهخوبی میدانستند که با داشتن اقتصادی قوی، استقلال سیاسی و فرهنگی نیز رقم خواهد خورد.
نکته قابل تأمل در این نامگذاریها، جامعنگری است. ایشان اقتصاد را در خلأ نمیدیدند؛ بلکه آن را با فرهنگ، اتحاد ملی، عدالت و مشارکت مردم پیوند میزدند. برای ایشان، اقتصاد ابزاری برای رفاه عمومی و راهی برای سربلندی ایران در برابر دشمنانی بود که معیشت مردم را هدف گرفته بودند.
تحلیل دقیق سیر این نامگذاریها نشان میدهد که رهبر شهید به دنبال تحقق عدالت اقتصادی بودند. ایشان باور داشتند که بدون رشد تولید، عدالت توزیعی نتیجه مطلوب به دنبال ندارد. بنابراین، هرچه بر «تولید» تأکید میکردند، درواقع به دنبال افزایش کیک اقتصادی برای ارتقای سطح رفاه عمومی و کاهش شکاف طبقاتی بودند. یکی از نکات برجسته اندیشه ایشان، واقعگرایی امیدوارانه بود. ایشان با شناخت دقیق از آسیبهای موجود، هیچگاه به بنبست نرسیدند و همواره از دل تهدیدهای تحریمی، فرصت خودکفایی و شکوفایی را استخراج میکردند. نامگذاری سرمایهگذاری برای تولید در آخرین سال حیات پربرکتشان، نشاندهنده درک عمیق ایشان از لزوم جذب سرمایه و نوسازی تجهیزات تولیدی برای حفظ رقابتپذیری کشور بود.
ادای دین؛ راهی که باقی است
اکنون که مشغول وداع با آن رهبر شهید هستیم، بهترین شیوه ادای دین به ایشان، نه فقط برگزاری یادبود، که تعمیق در فلسفه رویکردهای اقتصادی ایشان است. سیاستگذاران و دولتمردان نباید این نامها را صرفا در تابلوهای شهری جستوجو کنند؛ بلکه باید «سرمایهگذاری برای تولید»، «مهار تورم» و «جهش تولید با مشارکت مردم» را به عنوان اصول تغییرناپذیر برنامههای توسعه خود قرار دهند. میراث اقتصادی رهبر شهید، یک الگوست؛ الگویی که در آن «تولید ملی» حرف اول و آخر را میزند. اگر امروز میخواهیم در عرصه اقتصاد به ثبات برسیم، راهی جز بازگشت به این ریلگذاریهای حکیمانه نداریم. رهبر شهید به ما آموختند که برای ایستادن روی پای خود، باید از شعار عبور کرد و به «اقدام و عمل» رسید؛ مسیری که هرچند سخت اما تنها راه رسیدن به قلههای پیشرفت است.
نام بلند ایشان و راه روشنشان در «اقتصاد مقاومتی»، تا همیشه چراغ راه سیاستگذاران و فعالان اقتصادی ایران باقی خواهد ماند. اکنون نوبت جامعه و کارگزاران است که این میراث را به ثمر برسانند.