آقای مصباحالهدی باقریکنی از دوستان بسیار عزیز من بودند که از سال ۱۳۷۱ توفیق دوستی با ایشان را داشتم؛ دوستیای ۳۳ساله که همواره به آن افتخار میکنم. ایشان از همان دوران جوانی فردی بسیار باهوش، ساعی و پراستعداد بودند. فارغ از انتسابشان به بیت آیتالله باقریکنی، که بیتی بزرگوار، سرشناس، خالص و سالم است، بهعنوان یک دانشجو نیز همواره سرآمد دانشجویان همدورهای و همکلاسهای خود بودند. مصباحالهدی از نخبگان برتر محسوب میشدند و بسیاری از اساتید برجسته دانشکدههای مدیریت ایران همواره از وی بهعنوان گل سرسبد دانشجویان مدیریت و فردی با آینده علمی بسیار درخشان یاد میکردند. این موضوع را بارها از بزرگان و اساتید حوزه مدیریت دیده و شنیده بودم.
اگر مسیری را که ایشان در جهاد، ایثار و فداکاری برای انقلاب اسلامی طی کردند کنار بگذاریم، بدون تردید در مسیر علمی نیز یکی از برترینهای حوزه تخصصی خود در سطح کشور و حتی کشورهای اسلامی میتوانستند باشند. توانایی مصباحالهدی در تجزیه و تحلیل و اشراف بر مرزهای دانش در حوزه مدیریت، بهویژه مدیریت بازرگانی و فوقتخصص بازاریابی، کمنظیر بود. از نظر علمی مباحث روز دنیا را بهطور کامل دنبال میکردند و در عین حال تحلیلهای عمیق و نقادانهای نسبت به تولیدات علمی داشتند. اگر صرفا مسیر متعارف علمی را طی میکردند، امروز یکی از اساتید برجسته دانشگاههای معتبر ایران بودند، اما ایشان علم را با انقلاب تلفیق کرده بودند. فردی انقلابی بود و در حوزه تخصصی خود هیچ کمبودی نداشت. همه اساتید و متخصصان به این موضوع اذعان داشتند و در رسالههای دکتری و پایاننامههای کارشناسی ارشد نیز جزو برترینها بودند.
البته ایشان به این اکتفا نمیکردند که فقط در حوزه علمی سرآمد باشند. یکی از خصایص برجسته شهید مصباحالهدی، دانشجوپروری بود. روزها و شبهای فراوانی، بهویژه در دو دهه اخیر حیات خود، در دانشگاه امام صادق (ع) برای تربیت شاگردان وقت گذاشتند. امروز دهها شاگرد زبده که در حوزههای آکادمیک، فعالیتهای انقلابی، اجرایی، اداری و فرهنگی شناختهشده هستند، به نوعی محصول دو دهه شاگردپروری ایشان بهشمار میآیند. همچنین تأسیس مرکز رشد دانشگاه را با دکترین خاص خود رقم زدند؛ مرکزی که از جهات مختلف در میان مراکز رشد کشور بیبدیل است.
بعد دیگر شخصیت شهید، انتسابشان به حضرتآقا بهعنوان داماد ایشان بود. ایشان این فرصت را بهطور کامل در خدمت انقلاب قرار دادند و تمام وجود، حیات، توان، استعداد و حتی آبروی خود را برای کمک به انقلاب اسلامی و یاری حضرتآقا صرف کردند؛ چه در عرصههای مختلف مشورتی، چه در آسیبشناسی مسائل و چه در تبیین و روشنگری جهادی.
ایشان با افراد مختلف گفتوگو میکردند؛ حتی اگر یک جوان بهدلیل برخی مسائل از انقلاب ناراضی بود و اعتراض خود را در خیابان بیان میکرد، برای گفتوگو با او وقت میگذاشتند. به خاطر دارم زوج جوانی را که از انقلاب و ارزشها فاصله گرفته بودند، با کمال متانت، محبت و ملاطفت به بیت بردند و فکر میکنم حتی دیداری نیز با حضرتآقا برای آنان فراهم کردند و هدایایی نیز برایشان گرفتند. افراد بسیاری را میشناسم که با محبت ایشان و هدایایی که از طرف حضرتآقا به آنان میرسید، مسیر زندگیشان تغییر کرد.
در این سالها، ایشان در تصمیمسازی برای حضرتآقا، دفتر ایشان و مسئولان مختلف، واقعا ملجأ و پناهگاه بودند. از مجری تلویزیون که مسائل خود را با ایشان در میان میگذاشت و با دریافت راهحل، طمأنینه و آرامش قلبی پیدا میکرد، تا مدیرکل، معاون وزیر، وزیر و حتی یک کارگر خدماتی ساده که هرگاه درخواست دیدار داشت، او را میپذیرفتند، به پرسشهایش پاسخ میدادند و تا حد امکان گرههای زندگی او را میگشودند.
یکی از همتهای اصلی ایشان، گرهگشایی از مشکلات مردم به شیوههای مختلف بود. خدا شاهد است که در این زمینه ذرهای کوتاهی نداشتند. تمام شبانهروز خود را صرف این امور کرده بودند و نوعی بریدگی از دنیا داشتند. سراسر وجودشان ایثار بود.
نتیجه این سیر، بهویژه در سالهایی که افتخار دامادی حضرتآقا را پیدا کردند، جهشی بسیار بزرگ در معنویت ایشان بود. ما که از حدود ۱۸سالگی ایشان را میشناختیم، بهوضوح احساس میکردیم که چه سیر و سلوکی را آغاز کردهاند و چه مراتب معنویای را طی میکنند که بیان آن واقعا از عهده بنده خارج است.
ایشان هم در خدمت به انسانها، نشاط، پویایی، خوشرویی، آرامش و مباحث علمی و هم در عرصه معنویت، شخصیتی ممتاز بودند. اگر بتوانیم این بزرگواران را بهعنوان الگوهایی برای جوانان ایران معرفی کنیم، کار بسیار درستی انجام دادهایم.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛