ماجرای لهجه گیلکی خانم بازیگر سریال سرخدار

بازیگر سریال سرخدار
آثار نمایشی همیشه مدیون هنرمندانی است که توانسته‌اند هویت بومی و محلی را به بهترین شکل به تصویر بکشند. در میان این هنرمندان، نام فریده دریامج با اصالت‌های شمال ایران گره خورده است. او با نگاهی مادرانه و لحنی مهربان، بارها نقش زنان سخت‌کوش گیلان و مازندران را روی قاب تلویزیون زنده کرده است. این بار در سریال «سرخدار» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مسعود فرخنده، نقش مادری را بازی کرده که فرزندش در خط مقدم مبارزه با قاچاق چوب قرار دارد و خودش، به شکلی میراث‌دار جنگل‌های هیرکانی است. در گفت‌وگوی پیش رو، دریامج از چالش‌های لهجه، اهمیت حفظ واژه‌های قدیمی و وظیفه هنرمند در برابر محیط زیست می‌گوید.
کد خبر: ۱۵۵۷۷۹۱
نویسنده زهرا عباسی / گروه رسانه

فریده دریامج هنرمندی است که ریشه در خاک دارد. او درباره انتخاب این نقش به جام‌جم آنلاین می‌گوید: من عاشق طبیعت‌ام؛ عاشق درختان و حیوانات. این عشق، چیزی فراتر از یک علاقه معمولی است؛ یک پیوند وجودی. وقتی فیلمنامه «سرخدار» را خواندم، دیدم قصه روی دردی دست گذاشته که سال‌هاست قلب شمال را می‌فشارد: نابودی جنگل و قاچاق بی‌رویه چوب. موضوع خیانت به طبیعت و صدمه زدن به ریه‌های زمین، موضوعی نبود که بتوانم به سادگی از کنارش بگذرم. حس کردم این نقش، فرصتی است تا صدای مظلومیت جنگل‌های شمال باشم.

دریامج همچنین به همکاری خود با مسعود فرخنده، کارگردان سریال، اشاره می‌کند و می‌گوید: اخلاق در کار برای من اولویت است. آقای فرخنده انسانی صبور، بااخلاق و مسلط به کار است. تجربه همکاری‌های قبلی، به‌ویژه در «قدم خیر» که بازخوردهای درخشانی داشت، باعث شد با خیال راحت وارد این پروژه شوم. او کارگردانی است که فضای شمال را خوب می‌شناسد و بلد است از جزئیات بومی برای بهتر شدن کار استفاده کند.

 

از لهجه گیلکی به مازندرانی

یکی از نکات فنی و تحسین‌برانگیز بازی دریامج در «سرخدار»، تغییر آگاهانه لهجه اوست. مخاطبان همیشه او را با لهجه گیلکی می‌شناسند، اما او در این سریال نقش یک مادر مازنی را بازی کرده است. او در این باره توضیح می‌دهد: من اصالتاً رشتی‌ام و ریشه‌های آبا و اجدادی‌ام به گیلان برمی‌گردد، هرچند متولد تهران هستم. در اکثر آثارم با لهجه گیلکی صحبت کرده‌ام، اما برای «سرخدار» دوست داشتم خودم را در لهجه مازندرانی هم محک بزنم. لهجه‌های گیلکی و مازنی تفاوت‌های ریزی دارند که شاید برای مخاطب غیربومی قابل‌تشخیص نباشد، اما برای من به عنوان یک بازیگر بومی، رعایت این تفاوت‌ها یک «مسئولیت هنری» بود. او با اشاره به رویکرد کارگردان در انتخاب لهجه می‌گوید: آقای فرخنده سال‌ها در مازندران زندگی کرده و به فضا اشراف داشت. ما نمی‌خواستیم لهجه‌ای استفاده کنیم که برای مخاطب غیرشمالی قابل‌فهم نباشد و نیاز به زیرنویس پیدا کند. هدفمان این بود که «آهنگ» و «لحن» مازنی را به درستی منتقل کنیم، طوری که هم هویت منطقه حفظ شود و هم همه مخاطبان با آن ارتباط برقرار کنند.

 

*زبان، هویت و مسئولیت هنرمند

دریامج در خلال گفت‌وگو، دغدغه‌ای عمیق‌تر را هم مطرح می‌کند: فراموشی هویت زبانی. او معتقد است بازیگر در آثار بومی، نقشی شبیه به یک موزه‌دار دارد که باید واژه‌های در حال فراموشی را زنده نگه دارد. او با گلایه از وضعیت فعلی گویش‌ها می‌گوید: متأسفانه امروز خیلی از جوانان شمالی دیگر به زبان مادری‌شان مسلط نیستند و اصرار دارند فقط فارسی صحبت کنند. این یعنی بخشی از هویت ما در حال از بین رفتن است. من در «سرخدار» سعی کردم از کلمات و اصطلاحات قدیمی و اصیل استفاده کنم که شاید در زمان مادربزرگ‌های ما رایج بود و امروز کمتر شنیده می‌شود. وقتی بازیگر یک واژه قدیمی گیلکی یا مازنی را به کار می‌برد، مخاطب جوان را کنجکاو می‌کند تا برود و درباره ریشه آن کلمه تحقیق کند. این یعنی زنده نگه داشتن اصالت.

ماجرای اصلی «سرخدار» درباره تقابل قاچاقچیان چوب و محیط‌بانان است. دریامج که نقش مادری را بازی می‌کند که پسرش (مازیار) جنگلبان است، این قصه را فراتر از یک سریال می‌داند. او با لحنی پراحساس می‌گوید: ما وظیفه داریم اهمیت صیانت از این زمین، دریا و جنگل‌ها را به عنوان امانتی برای نسل‌های آینده، به یک دغدغه عمومی تبدیل کنیم؛ چون متأسفانه در جایگاه امانت‌داران، خوب عمل نکرده‌ایم. او برای روشن‌تر شدن حرفش، از یک تجربه شخصی می‌گوید: چند وقت پیش در خیابان دیدم که یک خانواده از ماشینشان زباله بیرون می‌ریختند. به دختر جوانشان گفتم: دخترم، آموزش فرهنگ حفظ محیط‌زیست از همین کارهای کوچک شروع می‌شود. خوشبختانه او حرفم را فهمید و با عذرخواهی، زباله‌ها را جمع کرد. اگر امروز این آموزش‌ها را به نسل بعد ندهیم، چطور می‌توانیم انتظار تغییر رفتار در آینده داشته باشیم؟ به گفته دریامج، سریال «سرخدار» با نشان دادن عواقب تخریب جنگل، تلاش می‌کند همین آموزش را در قالب یک داستان ارائه دهد. او می‌گوید: وقتی مخاطب می‌بیند که قاچاق چوب چه بلایی سر خانواده‌ها می‌آورد و چطور امنیت و معیشت یک منطقه را تهدید می‌کند، شاید در رفتارش با طبیعت تجدیدنظر کند.

 

*خانواده و طبیعت، دو روی یک سکه

در سریال «سرخدار»، خانواده جایگاه ویژه‌ای دارد. دریامج نقش مادری را بازی می‌کند که حلقه وصل میان اخلاق، قانون و عاطفه است. او درباره این نقش می‌گوید: کارگردان و نویسنده خیلی تلاش کردند تا ارزش‌های خانوادگی را در راستای حفظ محیط زیست تعریف کنند. در این سریال، مادر فقط یک شخصیت عاطفی نیست؛ او یک معلم است. او به پسرانش یاد داده که نان حلال، با حفظ ریشه‌های این خاک گره خورده است. دریامج اضافه می‌کند: نقش مادر در ترویج هر فرهنگی، از جمله فرهنگ محیط‌زیستی، غیرقابل انکار است. مادر در «سرخدار» با رفتار و گفتارش نشان می‌دهد که صیانت از جنگل، در واقع صیانت از حریم خانه است. اگر جنگل آسیب ببیند، سقف خانه هم لرزان می‌شود. این پیوند نمادین میان «مادر» و «زمین» در لایه‌های زیرین سریال به خوبی طراحی شده است.

دریامج با تأکید بر نقش آگاهی‌بخشی هنر در مسائل اجتماعی و محیط‌زیستی، «سرخدار» را تلاشی برای جلب توجه مخاطبان به ارزش طبیعت دانست. او با اشاره به نام این سریال که از درخت کهنسال سرخدار گرفته شده، گفت: این درخت برای رسیدن به بلوغ و استواری به صدها سال زمان نیاز دارد و این می‌تواند نمادی از صبوری و ارزشمندی طبیعت باشد. امیدوارم مردم واقعاً به این موضوع توجه کنند. شمال فقط یک منطقه تفریحی نیست؛ این منطقه ریه‌های ایران است. ما در این سریال تلاش کردیم یادآوری کنیم که اگر امروز به فکر حفظ طبیعت نباشیم، فردا نه جنگلی باقی می‌ماند، نه لهجه‌ای و نه آن اصالت فرهنگی که بخشی از هویت این سرزمین است. این بازیگر همچنین با اشاره به مسئولیت اجتماعی هنرمندان تأکید کرد: تا زمانی که در عرصه بازیگری فعالیت دارم، از نقش‌هایی که به هویت بومی، طبیعت و ارزش‌های خانوادگی احترام می‌گذارند حمایت می‌کنم.

newsQrCode

نیازمندی ها