در سالهای اخیر و بهویژه پس از تدوین و ابلاغ سند تحول رسانهملی، این نگاه بیش از گذشته در سیاستهای سازمان دیده میشود. تاکید بر افزایش سهم استانها در تولیدات ملی و تلاش برای پررنگترشدن نقش شبکههای استانی در آنتن سراسری، نشانهای از همین رویکرد است. برگزاری رویدادهایی مانند «ایرانجان» نیز گامی در جهت فعالترشدن مراکز استانها و معرفی ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مناطق مختلف کشور بوده است؛ تجربهای که نشان داد روایت ایران وقتی از دل جغرافیای واقعی آن شکل بگیرد، برای مخاطب نیز جذابتر و باورپذیرتر خواهد بود.
با این حال، تحقق کامل این رویکرد نیازمند آن است که شبکههای استانی بیشازپیش بهعنوان یکی از موتورهای تولید محتوا در رسانهملی دیده شوند. استانها تنها محل اجرای برنامه یا ثبت تصاویر طبیعت نیستند؛ آنها میتوانند به منشا شکلگیری ایدهها و روایتهای تازه برای تولیدات ملی تبدیل شوند. در بسیاری از مناطق کشور، سوژههایی وجود دارد که بهدلیل وجود نگاه مرکزگرا، کمتر مجال دیدهشدن پیدا کردهاند؛ از روایتهای تاریخی و شخصیتهای اثرگذار محلی گرفته تا داستانهای معاصر درباره تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف ایران.
یکی از حوزههایی که این ظرفیت در آن بیش از همه قابل استفاده است، عرصه درام و سریالسازی است. بخش قابل توجهی از سریالهای تلویزیونی در سالهای گذشته در فضایی محدود و عمدتا شهری روایت شدهاند، در حالی که در استانهای مختلف کشور داستانهای فراوانی وجود دارد که میتواند به آثار نمایشی تازه و متفاوت تبدیل شود. شبکههای استانی بهدلیل آشنایی دقیق با بافت اجتماعی و فرهنگی مناطق خود، موقعیتی مناسب برای شناسایی این سوژهها و تبدیل آنها به روایتهای نمایشی دارند؛ روایتهایی که میتوانند تنوعی تازه به درامهای تلویزیونی ببخشند.
درکنار حوزه نمایشی، ظرفیت استانها در تولید مستندهای اجتماعی و جغرافیایی نیز قابل توجه است. تجربه موفق مجموعههایی مانند «ایرانگرد»، «ایران» و همچنین ویژهبرنامههایی از جنس «ایران جان» نشان داد که مخاطب ایرانی علاقهمند است سرزمین خود را از زاویههای کمتر دیدهشده بشناسد؛ نهصرفا بهعنوان مقصد گردشگری، بلکه بهعنوان مجموعهای از سبکهای زندگی، فرهنگهای محلی و تجربههای انسانی متنوع.
برای نمونه، سواحل شمال و جنوب کشور علاوه بر اهمیت اقتصادی، سرشار از روایتهایی درباره اقتصاد دریاپایه، فرهنگ دریانوردی و زندگی مردمانی هستند که حیاتشان با دریا پیوند خورده است. شبکههای استانی این مناطق بهدلیل نزدیکی به این زیستبومها، میتوانند روایتهایی دقیقتر و ملموستر از این فضاها ارائه دهند؛ روایتهایی که در قالب مستند، برنامههای ترکیبی، رئالیتیشوهای بومی یا حتی درامهای اجتماعی، قابلیت تبدیلشدن به تولیدات ملی را دارند.
آنچه در این میان اهمیت دارد، استمرار و تقویت همین مسیری است که در سند تحول رسانهملی ترسیم شده است. این سند با تاکید بر تقویت نقش استانها در تولید محتوا، افق تازهای پیش روی رسانهملی قرار داده است؛ افقی که در آن مراکز استانی نهصرفا مجریان سیاستهای تولیدی، بلکه یکی از منابع ایده، طراحی و تولید برنامههای ملی بهشمار میآیند.
تحقق چنین چشماندازی البته نیازمند حمایت بیشتر از ظرفیتهای تولیدی در مراکز استانها و ایجاد پیوندی مؤثرتر میان شبکههای سراسری و استانی است. هرچه این ارتباط عمیقتر شود، امکان آن فراهم میشود که روایتهای بومی با حفظ اصالت خود، در قالبهایی حرفهای به آنتن ملی راه پیدا کنند.
شبکههای صداوسیمای استانی از نیروهای متخصص و آشنا با جغرافیای فرهنگی مناطق خود برخوردارند؛ افرادی که نبض تحولات محلی و روایتهای کمتر شنیدهشده را بهخوبی میشناسند. هنگامی که این ظرفیتها در فرآیند تولیدات ملی جدی گرفته شوند، خروجی کار نیز آثاری خواهد بود که تصویری واقعیتر و متنوعتر از ایران ارائه میدهند؛ تصویری که در آن هویت ملی در کنار تنوع فرهنگی و اقلیمی این سرزمین معنا پیدا میکند.
تجربههایی مانند «ایران ما» و «ایران جان» نشان دادهاند که این مسیر قابل تحقق است. استمرار این رویکرد و تقویت نقش مراکز استانها در چرخه تولید، میتواند زمینهساز آن باشد که ثمرات اجرای سند تحول رسانهملی بیش از پیش در آنتن شبکههای سراسری و استانی دیده شود؛ مسیری که در نهایت به شکلگیری روایت فراگیرتر و دقیقتر از ایران در قاب رسانهملی خواهد انجامید.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.