مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
در سالهای اخیر گسترش هوش مصنوعی نهتنها شیوه تولید و بازنشر محتوا در رسانهها را دگرگون کرده بلکه نسبت انسان با واقعیت و حقیقت را نیز وارد مرحلهای تازه نموده است. امروز رسانهها با ابزارهایی روبهرو هستند که میتوانند واقعیت را بازسازی و شبیهسازی کنند؛ بنابراین پرسش اصلی آن است که این فناوریها چگونه میتوانند به روشنتر شدن حقیقت کمک کنند یا برعکس، آن را در لایهای از روایتهای اقناعکننده، اما ساخته شده پنهان سازند.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری درگیر این پرسش شده که حقیقت چگونه ساخته، بازنمایی و فهم میشود. در گذشته انسان برای شناخت تاریخ و واقعیت بیشتر به روایتها، اسناد، خاطرات و گزارشهایی تکیه میکرد که از یک فاصله زمانی و ذهنی معین به او میرسید، اما اکنون با ظهور و گسترش هوش مصنوعی، مسأله فقط دانستن گذشته نیست بلکه حاضر کردن آن در برابر انسان است؛ حضوری که میتواند مرز میان مشاهده، تجربه، بازسازی و حتی تخیل را بهشدت دگرگون کند. از همین رو نسبت هوش مصنوعی با حقیقت، تنها یک بحث فنی و فناورانه نیست بلکه مسألهای عمیقا معرفتی، فرهنگی و انسانی است.
هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده که انسان از موقعیت یک ناظر صرف بیرون بیاید و بهنوعی در یک روایت بازسازی شده حضور پیدا کند. امروز با استفاده از ظرفیتهای تازه هوش مصنوعی، بازسازی صحنهها، فضاها، موقعیتها و حتی جزئیات عاطفی و بصری وقایع تاریخی به سطحی رسیده که میتواند احساس حضور در یک زمینه تاریخی را در انسان تقویت کند. اینجاست که تاریخ از یک امر صرفا دانستنی، به امری تجربهپذیر نزدیک میشود.
همین ویژگی یکی از مهمترین ظرفیتهای هوش مصنوعی در نسبت با تاریخ و حقیقت است. اگر بتوان صحنهای تاریخی را با دقت، جزئیات و انسجام بیشتری بازآفرینی کرد، امکان فهم آن نیز افزایش پیدا میکند. در این معنا، هوش مصنوعی میتواند به فهم عمیقتر تاریخ کمک کند. زیرا تاریخ را از سطح یک داده سرد و منفصل، به یک زمینه زنده و قابل لمس نزدیک میکند.
اما درست در همین نقطه، خطر نیز آغاز میشود. هر بازسازی محصول انتخاب است؛ انتخاب زاویه دید، انتخاب جزئیات، انتخاب ترتیب عناصر، انتخاب حذفها و برجستهسازیها. به همین دلیل هرچه ابزار بازآفرینی قدرتمندتر شود، امکان دخل و تصرف در شکل روایت نیز بیشتر میشود. هوش مصنوعی میتواند گذشته را بازسازی کند، اما این بازسازی لزوما معادل حقیقت نیست. آنچه ساخته میشود، همیشه برآمده از نوعی خواست، نگاه، دستور، سلیقه و چارچوب ذهنی است. در نتیجه اگرچه مخاطب ممکن است احساس کند با خود حقیقت روبهرو شده، درواقع با روایتی مواجه است که بسیار واقعیتر، فراگیرتر و اقناعکنندهتر از گذشته ساخته شده، اما همچنان یک روایت است.
مسأله اینجاست که جهان رسانهای اساسا از ابتدا نیز بر پایه روایت بنا شده بود. در دورهای آنچه از رادیو شنیده میشد، برای بسیاری از مردم همان واقعیت بود. بعدتر روزنامه و تلویزیون نیز هر یک بهنوعی واقعیت را نه فقط بازتاب بلکه صورتبندی میکردند. مخاطب معمولا در صحنه حضور نداشت. آنچه میفهمید همان چیزی بود که رسانه در اختیار او قرار میداد. از این منظر، هوش مصنوعی پدیدهای کاملا بیسابقه نیست بلکه صورت پیچیدهتر و فراگیرتری از همان فرآیند قدیمی روایتسازی است. تفاوت اصلی در این است که اکنون روایت نه فقط گفته یا نوشته میشود بلکه میتواند شبیهسازی شود، قابل زیست شود و احساس حضور ایجاد کند. همین امر، قدرت اثرگذاری آن را چندبرابر میکند.
در چنین وضعیتی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا میتوان حقیقت را بهطور کامل و بدون واسطه بازسازی کرد یا نه. زیرا اساسا هیچ روایتی نمیتواند مدعی انطباق کامل با واقعیت باشد. مسأله مهمتر آن است که این روایت چه نسبتی با عدالت، اخلاق، فهم و تشخیص انسان پیدا میکند. اگر روایتی به فهم روشنتر نسبت میان ظلم و مظلومیت کمک کند، اگر بتواند واقعیتهای پنهان را آشکار سازد و انسان را به درک درستتری از موقعیتها برساند، آنگاه میتوان گفت در خدمت حقیقت قرار گرفته، اما اگر همین ابزار جای ظالم و مظلوم را عوض کند، اگر ابهام را بیشتر کند، اگر ذهن انسان را بهجای بیداری، در وضعیت اغتشاش و انفعال فرو ببرد آنگاه هوش مصنوعی نه به روشنتر شدن حقیقت بلکه به غبارآلود شدن آن کمک کرده است.
به همین دلیل آینده حقیقت بیش از آنکه به خود فناوری وابسته باشد، به سطح بلوغ فکری و قدرت تشخیص انسان وابسته است. در جهانی که هر روز پیچیدهتر میشود، تمایز میان سره و ناسره دشوارتر خواهد شد. مسأله فقط دروغ آشکار نیست. مسأله روایتهای قانعکنندهای است که میتوانند با بهرهگیری از فناوری، تصویری بسیار طبیعی و باورپذیر از یک امر غیرواقعی یا ناقص بسازند. در چنین شرایطی، جوامعی موفقتر خواهند بود که بیش از صرف دسترسی به ابزار، بر تربیت ذهن انتقادی، تقویت قدرت تحلیل، آموزش رسانهای و ارتقای فهم فرهنگی سرمایهگذاری کنند. زیرا بدون این پشتوانه، حتی دقیقترین بازسازیها نیز میتوانند انسان را از حقیقت دورتر کنند.
هوش مصنوعی در این معنا، هم یک فرصت بزرگ است و هم یک آزمون بزرگ. فرصت است، چون میتواند راههای تازهای برای فهم تاریخ، آموزش، شناخت و تجربه فراهم آورد. آزمون است، چون نشان میدهد انسان تا چه اندازه توان آن را دارد که میان بازنمایی و واقعیت، میان شبیهسازی و حقیقت و میان اقناع و صدق تمایز بگذارد. آینده حقیقت در عصر هوش مصنوعی، نه با حذف روایت بلکه با مسئولیتپذیر کردن روایت رقم خواهد خورد. آنچه تعیینکننده است، نه صرفا توان ماشین در ساختن تصویر بلکه توان انسان در داوری، تشخیص و ایستادن بر مدار حقیقت است.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.