مصطفی ملکوتی، کارگردان این برنامه در گفتوگو با جامجم از شکلگیری ایده میراث، نسبت آن با دهه اول محرم، نقش خانوادههای شهدا، فضای دکور، انتخاب مجری و تجربههای عاطفی این مجموعه صحبت کرد؛ برنامهای که در ۱۰ قسمت پخش شده و تلاش کرده پیوند جنگ، محرم و هویت ایرانی را در قالبی روایی و انسانی به تصویر بکشد.
از یک پرسش محوری تا تولد یک برنامه
مصطفی ملکوتی، کارگردان برنامه میراث، توضیح میدهد این برنامه در ۱۰ قسمت تولید و پخش شده و فعلا فصل بعدی آن آغاز نشده است، اما آنچه بیش از هر چیز درباره میراث اهمیت دارد، ایدهای است که بهگفته ملکوتی، از یک پرسش جدی و بنیادین شکل گرفت؛ اینکه چرا مردم ایران در مواجهه با موضوعی همچون جنگ، رفتاری متفاوت و متمایز از خود نشان دادند و این بصیرت و واکنش ویژه از چه ریشهای سرچشمه میگیرد. همین پرسش، مسیر اصلی طراحی برنامه را شکل داد و گروه سازنده را به این نتیجه رساند که پاسخ را باید نه در تحلیلهای رسمی و شعاری، بلکه در لایههای عمیقتر زندگی مردم، بهویژه خانوادههای شهدا، جستوجو کرد.
ملکوتی در این گفتوگو توضیح میدهد که سازندگان میراث برای رسیدن به پاسخ، سراغ درددلها، خاطرهگوییها و روایتهای انسانی رفتهاند. آنها تصمیم گرفتهاند بهجای آنکه مستقیما از مفاهیمی، چون ایثار، بصیرت یا ایمان سخن بگویند، این مفاهیم را از خلال کلام کسانی بیرون بکشند که بیشترین آسیب ظاهری را از جنگ دیدهاند؛ از خانوادههایی که فرزند خردسال خود را از دست دادهاند، از همسرانی که داغدار شدهاند و از افرادی که در متن حوادث جنگی حضور داشتهاند و همچنان در عرصههای اجتماعی و فرهنگی فعالند. در واقع، میراث بر این مبنا شکل گرفته که حقیقت هویت ایرانی را باید از درون رنج، صبر، پیوند خانوادگی و خاطرات بازماندگان بیرون کشید.
محرم، خانواده شهدا و روایتهای عاطفی جنگ
بهگفته کارگردان این برنامه، میراث از ابتدا برای دهه اول محرم طراحی شد. در روزهایی که حدود ۲۰ روز از جنگ گذشته و او و تهیهکننده برنامه نیز درگیر مسئولیتها و کارهای ناشی از شرایط جنگی بودند، این احساس بهوجود آمد که باید برای این ایام، کاری متفاوت و اثرگذار تولید شود. به همین دلیل، خانواده شهدا بهعنوان نخستین و مهمترین سوژههای برنامه انتخاب شدند تا از خلال روایت آنها، آنچه بهعنوان میراث شهدا باقیمانده، روشن شود.
ملکوتی اشاره میکند که در مجموع هشت خانواده شهید در برنامه حضور پیدا کردهاند که هفت مورد از آنها مربوط به شهدای جنگ رمضان بودهاند و یک مورد نیز به شهید مدافع حرم اختصاص داشته است. علاوه بر این، دو نفر از مهمانان برنامه نیز کنشگران فرهنگی و اجتماعی بودهاند. به این ترتیب، میراث تنها به خانوادههای شهدا محدود نمانده، بلکه کوشیده است دایره روایت خود را به کسانی که بهنوعی در متن تجربه جنگ و فرهنگ مقاومت زیستهاند نیز گسترش دهد.
او توضیح میدهد که پیوند برنامه با محرم، فقط در زمان پخش خلاصه نشده، بلکه در طراحی محتوایی آن نیز بهطور جدی دنبال شده است. برای هر شب از دهه اول محرم، سازندگان تلاش کردهاند میان شهید یا مضمون آن قسمت و یکی از شخصیتها یا مفاهیم عاشورایی نوعی سنخیت و شباهت پیدا کنند. بهعنوان نمونه برای شب اول که با حضرت مسلم پیوند داشته، از ماجرای سفیر بودن حضرت مسلم، رفتن او با نیت صلح و مواجههاش با خیانت و غربت الهام گرفتهاند و آن را با روایتی از نیروی دریایی و حضور در یک رزمایش و سپس ورود به واقعه جنگ و شهادت مقایسه کردهاند. این الگوی تناظر، در قسمتهای دیگر هم کموبیش ادامه داشته و به برنامه هویت محرمی مشخصی داده است.
دکوری از جنس روضه و اجرایی برآمده از همدلی
ملکوتی درباره دکور برنامه نیز توضیح میدهد که، چون میراث برای دهه اول محرم ساخته شده، طبیعی بود که دکور آن نیز حالوهوایی محرمی داشته باشد. ایده اولیه این بوده که فضا، یادآور روضه خانههای خانگی باشد؛ با چیدمانی که حس خانه، صمیمیت و مجلس روضه را توأمان منتقل کند. هرچند در اجرا، دکور تا حدی به سمت فضای بلکباکس رفته و محدودیتهای اجرایی و هزینهها در این تغییر بیتأثیر نبوده، اما در نهایت تلاش شده با استفاده از عناصر بصری و نمادین، همان فضا و حس مورد نظر حفظ شود.
به گفته او، در دکور برنامه برخی المانها بهصورت ثابت حضور داشتهاند؛ ازجمله تصویر شهید در قسمتهایی که مهمان آن خانواده شهید بوده است. در شبهای دیگر نیز بسته به موضوع، از نشانههای خاص استفاده شده؛ برای مثال در شبی که به هور مربوط بوده، کلاهخودی در صحنه قرار دادهاند که با روایت همان شب تناسب داشته است.
این جزئیات نشان میدهد سازندگان برنامه کوشیدهاند دکور صرفا پسزمینهای تزئینی نباشد، بلکه به بخشی از روایت و حسبحال برنامه تبدیل شود.
یکی از نکات مهمی که در این مصاحبه مطرح میشود، نقش محمدمهدی قرائتی بهعنوان مجری و تهیهکننده برنامه است. ملکوتی توضیح میدهد که قرائتی پیش از این تجربه اجرای تلویزیونی در این سطح نداشته، اما بهدلیل آنکه در مرحله پژوهش و پیشتولید با یکایک خانوادههای شهدا ساعتها گفتوگو کرده، نوعی پیوند عاطفی و انسانی عمیق با سوژهها پیدا کرده است. او میگوید: در این گفتوگوهای طولانی، بارها اشک خانوادهها و اشک اعضای گروه درآمده و داغها دوباره زنده شده است. همین نزدیکی و تجربه زیسته باعث شده سازندگان به این جمعبندی برسند که اگر فرد دیگری مجری برنامه باشد، شاید نتواند آن ارتباط لازم را برقرار کند و حق مطلب را ادا نکند؛ از همینرو، قرائتی خود اجرای برنامه را نیز برعهده گرفته است.
از زندگی شهید تا میراث
ملکوتی در توضیح ساختار محتوایی میراث، میگوید: هر قسمت از برنامه سه بخش اصلی دارد. در گام نخست، زندگی شهید در خانه و درون خانواده مرور میشود؛ اینکه در مقام فرزند، همسر، خواهر یا برادر چه نسبتی با اطرافیانش داشته و چه ویژگیهایی در روابط خانوادگی او برجسته بوده است. در مرحله بعد، جایگاه اجتماعی شهید در میان دوستان، همکاران و اطرافیان روایت میشود و مخاطب با وجه اجتماعی شخصیت او آشنا میشود. در بخش سوم، نحوه شهادت و فضای عاطفی و دردناک آن از زبان اعضای خانواده یا افراد نزدیک بازگو میشود؛ روایتی که معمولا حالوهوای روضه و سوگ به خود میگیرد و لحظه شنیدن خبر شهادت یا مواجهه با فقدان را پیش چشم مخاطب زنده میکند.
اما بهگفته کارگردان برنامه، مهمترین بخش هر گفتوگو در پایان شکل میگیرد؛ جایی که مجری از مهمان میپرسد آن میراثی که این شهید از اباعبدالله (ع) و اهل بیت (س) با خود داشته و او را به چنین شخصیتی رسانده، چه بوده است. پاسخها در هر قسمت متفاوت است. یکی از احترام به پدر و مادر میگوید، دیگری از امانتداری، دیگری از محبت، کرامت، اخلاق، ازخودگذشتگی یا نوع مواجهه با خانواده. به این ترتیب، برنامه از دل مجموعهای از خاطرات و روایتها، در نهایت به یک حاصل اخلاقی و معنوی میرسد؛ همان چیزی که نام میراث به آن اشاره دارد.
ملکوتی در این گفتوگو تصریح میکند که شعار اصلی برنامه «هویتی جاری در جان ایران» است. از نگاه او، معنای این عبارت آن است که مردم ایران در مواجهه با جنگ و بحران، رفتاری از خود نشان دادهاند که ریشه در فرهنگ، ایمان، تربیت خانوادگی و میراث معنوی آنها دارد. میراث میکوشد این ریشهها را از زبان کسانی نشان دهد که خود با این هویت زیستهاند و هزینه آن را پرداختهاند.
ملکوتی نمونهای عینی از جنس روایتهای برنامه را نیز مطرح میکند؛ از آتشنشانی در میناب که پس از موشک خوردن مدرسه، پارههای بدن بچهها را از زیر آوار بیرون کشیده و ۲۸ ساعت بدون غذا و استراحت در صحنه مانده تا کار را به پایان برساند. چنین روایتهایی از نظر او، بیش از هر تحلیل مستقیم، نشان میدهد که میراث مورد نظر این برنامه چیست و چگونه در عمل و رفتار آدمها ظهور پیدا میکند.
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد