به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از بیستوهفتم بهمن سال ۱۴۰۲ و همزمان با وقوع درگیری خونین در قهوهخانهای در جنوب تهران آغاز شد. با حضور مأموران در محل و تحقیقات اولیه مشخص شد هشت نفر از اعضای دو گروه با یکدیگر درگیر شدهاند. در جریان این نزاع، دو جوان هدف حمله قرار گرفتند که یکی با شلیک گلوله و دیگری با ضربه قمه زخمی شدند. مرد جوانی که براثر اصابت گلوله مجروح شده بود، پس از انتقال به بیمارستان جانباخت.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات موفق شدند چند روز پس از حادثه، پنج نفر از شرکتکنندگان در درگیری را بازداشت کنند. متهمان در بازجوییها هویت عامل اصلی تیراندازی را فاش و اعلام کردند مردی به نام شهروز، پس از قتل از محل گریخته است.
با شناسایی هویت متهم، وی تحت تعقیب قرار گرفت اما بررسیها نشان داد او پیش از رسیدن پلیس، مخفیگاه خود را ترک کرده و از طریق مرزهای غربی به ترکیه رفته است.
پرونده این متهم همچنان مفتوح بود تا اینکه خانواده او با تلاش فراوان و پس از مذاکرات طولانی موفق شدند رضایت خانواده مقتول را جلب کنند. هرچند با این اقدام، متهم از مجازات قصاص رهایی یافت، اما همچنان بهدلیل ارتکاب جرم و فرار از کشور تحت تعقیب پلیس قرار داشت.
بررسیهای پلیسی نشان داد متهم پس از اطلاع از جلب رضایت اولیای دم، بهصورت غیرقانونی و از طریق قاچاقبران وارد ایران شده است. او از حدود دو ماه قبل با هویتی جعلی خانهای در جنوبشرق تهران اجاره و بهصورت مخفیانه زندگی میکرد.
سرانجام کارآگاهان با بهدستآوردن سرنخهایی از محل اختفای او، دو روز پیش وارد عمل شدند. متهم هنگام مشاهده مأموران قصد فرار داشت اما در عملیات پلیسی دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد.
او در تحقیقات انگیزه خود از حضور در محل درگیری را اختلافات و کریخوانیهای فضای مجازی عنوان کرد. به گفته وی، مدتی با برخی افراد در شبکههای اجتماعی دچار اختلاف شده بود و برای تسویه این ماجرا به قهوهخانهای رفته که پاتوق طرف مقابل بوده است. درگیری لفظی میان دو گروه خیلی زود به نزاعی خونین تبدیل شد و در جریان آن یک نفر جان خود را از دست داد.
با تکمیل تحقیقات متهم از جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد و در دفاع از خود گفت: با دوستم اختلاف نداشتم و او پدرم را عمو صدا میکرد. وقتی درگیری رخداد، برای پایاندادن به آن راهی قهوهخانه شدم، اما گلولهای از اسلحهام شلیک شد و به مقتول اصابت کرد.
وی درباره سلاح هم اظهار داشت: من در باربری کار میکردم و یکبار بهجای کرایه این اسلحه را گرفتم.
مرد جوان در پایان گفت: ۲۰ روز بعد از قتل قرار بود مراسم عروسیام برگزار شود. الان از طرف خانواده همسرم تحت فشارم و اصرار دارند طلاق او را بگیرند. درخواست دارم کمکم کنید تا زندگیام از هم نپاشد.
پس از دفاعیات متهم، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
از «لبو فروش آبادانی» تا پرده سینما