زیست رسانه‌ای در زمان جنگ

کد خبر: ۱۵۵۶۹۷۹
نویسنده دکتر احمد سفلایی - عضو هیات‌علمی دانشگاه صداوسیما

در روزگار ما، وقتی واژه «جنگ» به‌میان می‌آید، ذهن خیلی‌ها فورا به‌سمت صدای انفجار، دود و خیابان‌های ویران می‌رود اما حقیقت جنگ مدرن فقط این‌ها نیست. اگر دقیق‌تر گوش بدهیم، زیر همه این صداها، زمزمه‌ای دائمی جریان دارد‌؛ زمزمه‌ای که از صفحات شبکه‌های اجتماعی، استودیوهای خبری و حتی گوشی‌های معمولی مردم به‌گوش می‌رسد. زمزمه‌ای که گاهی آرام است و گاهی بلندتر از صدای هر گلوله‌ای می‌شود. این همان نبرد دیگر است: نبرد روایت‌ها. 

در چنین جنگی، هرکس به‌نوعی تبدیل به حامل یک روایت می‌شود. خبرنگار، مقام رسمی، سرباز، شهروند، تحلیل‌گر، حتی فردی که تنها یک ویدئوی کوتاه را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌کند. هر روایت، مانند یک قطعه پازل، تصویری از جنگ می‌سازد اما این تصویر همیشه یکسان نیست. بسته به این‌که چه‌کسی آن را ساخته، چه دیده و چه پنهان کرده، روایت متفاوتی شکل می‌گیرد. 

اگر به پشت‌صحنه این روایت‌ها برویم، نقش رسانه‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد. برخی از آنها انگار بخشی از بدنه جنگ هستند. پیام‌هایی تولید می‌کنند که حساب‌شده، طراحی شده‌اند: یک جمله‌ای که قرار است روحیه یک طرف را تقویت کند، خبری که احتمالا برای سردرگم‌کردن طرف مقابل ساخته شده، یا تصویری که قرار است نگاه جهانیان را به‌سمت یک نقطه خاص متمایل کند. در چنین لحظه‌هایی، رسانه شبیه یک سرباز عمل می‌کند‌؛ با این تفاوت که به‌جای سلاح، از واژه‌ها و تصویرها استفاده می‌کند. 

اما در جبهه‌ای دیگر، خبرنگاران و عکاسانی هستند که خودشان را فقط شاهد ماجرا می‌دانند. آنها در میان گرد‌و‌خاک میدان حرکت می‌کنند، لحظه‌ها را ثبت می‌کنند، زیر آژیر خطر گزارش می‌فرستند. درست است که ادعا می‌کنند بی‌طرف‌اند اما واقعیت میدان همیشه به آنها اجازه کامل بازگویی همه‌چیز را نمی‌دهد. بخشی از اطلاعاتی که دریافت می‌کنند تحت نظارت نیروهای مستقر است. بخشی دیگر به‌خاطر محدودیت‌های امنیتی سانسور می‌شود. حتی تصاویر زنده‌ای که منتشر می‌کنند، گاهی فقط صحنه‌ای را نشان می‌دهد که امکان دسترسی به آن بوده، نه آنچه واقعا در سرتاسر منطقه جریان دارد. با‌این‌حال، همان صحنه‌های کوتاه، همان تصاویر شتاب‌زده، گاهی چنان احساساتی را برمی‌انگیزد که می‌تواند نگاه میلیون‌ها نفر را در چند ثانیه تغییر دهد. 

در گوشه‌ای آرام‌تر از این میدان پرهیاهو، گروهی دیگر از رسانه‌ها تلاش می‌کنند فاصله‌ای از این هیجان بگیرند. آنها بیشتر از این‌که دنبال ثبت انفجارها باشند، دنبال داستان‌هایی‌اند که وسط این دودها گم می‌شوند. روایت خانواده‌هایی که آواره شده‌اند، وضعیت اجتماعی پس از درگیری، یا تاثیرات طولانی‌مدت یک بحران بر نسل‌های آینده. این گزارش‌ها شاید پرهیجان نباشند، شاید تیترهای جذاب نداشته باشند اما لایه‌هایی را نشان می‌دهند که معمولا دیده نمی‌شود. روایت‌هایی که نه برای ایجاد ترس‌اند و نه برای تحریک احساسات سریع‌؛ بلکه برای این‌که بفهمیم جنگ، در عمقش، با انسان سروکار دارد، نه فقط با نقشه و تاکتیک. 

ولی از زمان ورود تلفن‌های هوشمند به زندگی، دنیا نیز وارد مرحله جدیدی شد. دیگر لازم نیست خبرنگار حرفه‌ای باشید تا صدای‌تان شنیده شود. کسی که در لحظه حادثه ایستاده، گوشی‌اش را بالا می‌برد، دکمه ضبط را می‌زند و در کمتر از چند ثانیه ویدئویی منتشر می‌شود که ممکن است ده‌ها میلیون‌بار دیده شود. این ویدئوها خام‌اند، گاهی تار، گاهی بدون توضیح اما همین خام‌بودن‌شان باعث می‌شود احساس واقعی‌تری منتقل کنند. مردم آنها را باور می‌کنند چون حس نزدیکی به واقعیت دارند. با این‌حال، این روایت‌های مردمی یک مشکل بزرگ دارند: هیچ تضمینی برای صحت‌شان نیست. ممکن است واقعی باشند، ممکن است اشتباه برداشت شده باشند، یا حتی با نیت خاصی انتخاب شده باشند.
 
در این میان، تکنولوژی مرز میان امر حقیقی و ساختگی را دشوارتر کرده. نرم‌افزارهایی که قادرند چهره‌ها را تغییر دهند یا صداها را شبیه‌سازی کنند، شرایطی ایجاد کرده‌اند که تشخیص واقعیت برای مخاطب حتی از گذشته هم سخت‌تر شده. در چنین فضایی، هر پست، هر عکس و هر ویدئو، پرسشی بزرگ به‌همراه دارد: آیا این واقعی است؟ و همین پرسش، اعتماد عمومی را کم‌رنگ می‌کند. 

با همه این موارد، نبرد روایت‌ها همچنان ادامه دارد. دشمن می‌خواهد پذیرفته‌شده‌ترین تصویر از جنگ، همان تصویری باشد که خودش ساخته. هر رسانه می‌خواهد توضیح بدهد که واقعیت کدام است، و مردم گاهی میان این روایت‌ها سرگردان می‌مانند. وقتی روایت‌ها با هم برخورد می‌کنند، قضاوت سخت می‌شود. حقیقت جایی میان این صداهای بلند و تصاویر متنوع گم می‌شود و پیدا‌کردن آن نیازمند دقت، پرسشگری و آگاهی است. این‌جاست که وظیفه تک‌تک ملت برای غلبه بر ماشین جهنمی رسانه دشمن که سال‌هاست بر ذهن و فهم مخاطبانش سیطره یافته است، روشن می‌شود. رسانه امروز ما خیابان است، خون ماست، شرف ماست و جانی که فدای دین و میهن‌مان می‌کنیم. 

در پایان، جنگ مدرن تنها در میدان‌های فیزیکی رخ نمی‌دهد‌؛ در ذهن‌ها ادامه دارد. رسانه‌ها، چه رسمی، چه مستقل، چه مردمی، هرکدام بخشی از این نبرد درهم‌تنیده‌اند. طوری که کسی نمی‌تواند به‌طور کامل بگوید کدام روایت درست و کدام نادرست است اما بی‌تردید رسانه‌ها نقش بزرگی در شکل‌دادن به آنچه مردم «واقعیت» می‌دانند، دارند. در چنین جهانی، روایت‌سازی بخشی از نبرد است و فهم دقیق آن، بخشی از مسئولیت مخاطبان. کافی است بدانیم سمت درست رسانه کدام است. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها